تجربیات و پیشنهادات یک دانشجوی بسیجی در پیاده روی اربعین


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: مدیر کالک
تاریخ: 1391

*جزئیات فعالیت:

توزیع خوراکی: بنده از تهران به منظور صدور انقلاب چندین بسته کوچک پاستیل برای بچه های کوچک خریدم. نتیجه توزیع بسیار متفاوت با تصورم بود. دادن پاستیل به بچه های عراقی خیلی خوشحالشان نمی کرد. حتی اغلب کاملا بی تفاوت بودند. در حالی که خردسالان وطنی بسیار خوشحال می شدند. شاید این موضوع بدین خاطر باشد که عراقی ها عادت دارند در طی مسیر چیزهای خوردنی زیادی بگیرند و مطلب قابل توجهی برایشان نیست. من متوجه شدم به بچه ها و نوجوانان عراقی اگر چیزی مثل سربند، پرچم، پیکسل یا ... داده شود کلی صفا می کنند و به مادرشان نشان می دهند در حالی که خوردنی توجهشان را چندان جلب نمی کند.

متون قابل حمل: در مقایسه با متن و اعلامیه، کارهای فرهنگی مثل پرچم روی کوله یا پوستر پشت کوله خوب جواب می دهد. وقتی پرچم روی کوله ام بود، از هر کجا رد می شدم می شنیدم پشت سرم راجع به ایران صحبت می کنند. چند حسن دارد: مخاطب وحاملش نمی خواهد کار خاصی انجام دهند. مخاطبش هر کسی است که از کنارش عبور می کنید و ناخودآگاه نگاهش به پرچم شما می افتد. (یعنی نیاز نیست مثلا آنقدر پایه باشد که بخواهد متنی را از شما گرفته و مطالعه نماید.) مثل سربند هم نیست که طرف فقط اگر از روبرو بیاید مشاهده اش می کند. از طرف دیگر برای حاملش هم زحمتی ندارد که هیچ، نشانی برای گم نشدن است.

با توجه به مزیت های مذکور، باید روی محتوا و زیبایی آن کار کرد. بد نیست اگر چند طرح مختلف پرچم تهیه شود؛ کاروان های دیگر ایرانی نیز از این پرچم ها استقبال می کنند. کما این که از من وسط راه از این پرچم ها می گرفتند. حتی می شود پیش از سفر به کاروان هایی که راهی اند، به قیمت تمام شده فروخت.

بروشور: دادن متن و اعلامیه به زائران در بین راه مخاطب خاص تری دارد و به اندازه موارد بالا عمومی نیست. یعنی همه نمی خوانند. البته این موضوع باعث نمی شود که متن ندهیم. متن باید به گونه ای باشد که به درد حال مخاطب بخورد (مثلا نکاتی که باید زائر رعایت کند، اخبار جهان اسلام، لزوم وحدت و ...) و همچنین تبلیغ گروه خاصی نباشد. (البته شاید عراقی ها با این موضوع مشکلی نداشته باشند، اما من که خودم با چنین کارهایی موافق نبودم.)

یک زمان مناسب برای توزیع متن، شب بعد از نماز مغرب در موکب هاست. چون همه مستقر اند و برای خواب آماده می شوند. این مدلی احتمال مطالعه شدن آن بیش تر است. یک گروه هدف خوب هم زائرینی هستند که در طول مسیر با آن ها هم صحبت می شویم. یعنی به جای این که وسط مسیر بایستیم و به همه بدهیم، به این افراد بدهیم.

ساک و زنبیل: یکی از مشکلات فرهنگی که چندین بار مشاهده نمودم این بود که بعضی زائرین مؤمن و معتقد کیسه های پلاستیکی با عکس های نامناسب حمل می کنند. مثلا یک خانم مسن کیسه ای با عکس نامناسب از یک زن همراه داشت که من متاسفانه به علت بلد نبودن عربی خوب و تفاوت های فرهنگی نتوانستم چیزی بگویم.

اصلا همین پلاستیک های دستی یکی از اقلام مناسب فرهنگی ما برای توزیع در بین راه است. روی این کیسه ها فضای خوبی برای چاپ وجود دارد. فکر می کنم خوب هم استقبال بشود. این پلاستیک ها باید محکم و جادار باشد، به طوری که مدت زیادی از آن استفاده شود. (اصلاحا "خیر ببینی" باشد).

بلوتوث: در میان عراقی ها یک نکته جالب این بود که نسبت تعداد گوشی های مدل بالا زیاد است. این یعنی به طور بالقوه از تلفن همراه استفاده های بلوتوثی هم زیاد می کنند. در این سفر، ابتدای حرکت پیاده روی به سمت کربلا، گفتند بلوتوثتان را روشن کنید تا چند کلیپ عربی به شما بدهیم، ما که هر چه قدر سعی کردیم بگیریم نشد! اغلب کاروان هم رفتند و منتظر نماندند. باید برای توزیع کلیپ و بلوتوث یک وقت وسیع مثل داخل اتوبوس یا بعد از غذا در نظر گرفته شود.

جوانانی که در طی مسیر با آن ها هم صحبت و همراه می شوید و همچنین افراد کنار شما در موکب ها (شب هنگام) مخاطبان خوبی برای بلوتوث هستند. کما این که شب دوم با یک عراقی هم صحبت شدیم که راجع به بلوتوث صحبت کرد، ولی ما محتوای مناسبی نداشتیم.

هماهنگی و توجیه بچه ها: برای این که بچه ها برای کارهای جهان اسلامی در طول پیاده روی توجیه باشند، باید در نجف هماهنگی انجام داد. بهترین وقت برای این کار هم پس از صرف ناهار یا شام است. بنابراینبچه ها در نجف نباید همه وعده ها در موکب ها غذا بخورند. حداقل یکی دو نوبت بعد از غذا آن ها را در حسینیه جمع کنید و در مورد کار توضیح دهید و اقلامی چون فایل های بلوتوثی را توزیع نمایید. این برای هماهنگی باقی کارهای سفر نیز راهگشاست. برای سخنرانی در حسینیه حواستان باشد که اگر بلندگوی مناسب نباشد، تمام آن چه رشته بودید، پنبه می شود.

ارتباطات چهره به چهره: عکس گرفتن با برادران زائری که با آن ها دوست شدید و گرفتن یک آدرس تماس اینترنتی از جوانان به تألیف بین قلوب مومنین و قوی شدن ارتباطات کمک می کند. اصل کار فرهنگی ما، همین ارتباط گیری های چهره به چهره است. اما مشکلی که در اینجا وجود دارد، زبان عربی است. متاسفانه ما در این امر ضعف داریم. ای کاش می شد حداقل در نجف کسی باشد که به صورت کپسولی اصطلاحات پرکاربرد عربی را به ما یاد دهد.

چند نکته کوتاه:

* کاش می شد راجع به آشغال ریختن و تمیزی هم یه کار فرهنگی خوبی کرد. مثلا برچسبی با محتوای یک حدیث در مورد نظافت یا ... .

* آخر پیاده روی خیلی ناراحت شدم چرا سفرنامه ننوشتم و عکس نگرفتم. بهترین وقت برای نوشتن سفرنامه بعد از نماز مغرب (قبل از خواب) در موکب هاست.متاسفانه مداحی های عربی هم مثل کشور ما دچار آفت هایی شده.

* استفاده از آلات موسیقی، آهنگ های تند و نامناسب. تکرار نام امام در پس زمینه مداحی، ضعف مفهوم و ... . کاش که بشه در این امر هم فرهنگ سازی کرد. مثلا ما هم مداحی های خوب پخش کنیم یا ... .


تصاویر تجربه تجربیات و پیشنهادات یک دانشجوی بسیجی در پیاده روی اربعین
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "تجربیات و پیشنهادات یک دانشجوی بسیجی در پیاده روی اربعین"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.