علامه طباطبایی
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم بهمنی
تاریخ: 1396

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

ما در بین بچه ها دیدیم اخلاق تشکیلاتی آن طور که باید شناخته شده نیست و بسیاری از بچه ها در این زمینه ضعیف هستند. همچنین در بحث های گذشت و فداکاری، اخلاص و حاشیه هایی از جمله غیبت و خیلی از مسائل اخلاقی که باید در جمع رعایت شود، ضعف هایی وجود داشت. علاوه بر مباحث اخلاقی نیاز به یک محفل معنوی در مجموعه احساس می شد تا یک سری مباحث اخلاقی به مجموعه تزریق شود. ما جای اصول معنوی را در مجوعه خالی دیدیم و به این دلایل نیاز به تشکیل هیئت را احساس کردیم.
دورهمی های معنوی که در هیئت های هفتگی ایجاد می شد به صمیمیت و انسجام بچه ها در انجام کارها کمک می کرد، که هیئت این را فراهم می کرد. همچنین موارد تشکیلاتی در هیئت بازخوانی و یک سری جزوات تهیه می شد که می توانست یک محفل معنوی برای رفع مشکلات اخلاقی باشد. علاوه بر آن هر هفته یک بحث تشکیلاتی نیز کار می شد که ما از دل این محفل معنوی تشکیلاتی، خروجی هایی را برای دانشگاه استخراج می کردیم .


*ایده های فعالیت:

روال معمول هیئت ها این است که یک سخنران و یک مداح دارند و بعد یک نذری یا پذیرایی می دهند و هیئت تمام می شود.
ما در بحث هیئت صحبت کرده بودیم که هم سخنرانانمان مباحث تشکیلاتی را بگویند و هم اینکه مداحمان با توجه به عمق مسائلی که وجود دارد با معرفت تر مداحی کند.
مهم ترین تفاوت بحث نکات تشکیلاتی آن بود که از بین همین نکات چندباری خروجی های خوبی برای بسیج گرفتیم که برنامه هایی از محتوای هیئت بیرون می آمد و در آن جا صحبت می کردیم.
یکی از ایده هایی که داشتیم این بود که هزینه های هیئت کاملا دانشجویی باشد و هرکس که تمایل داشت و یا نذری داشت هر هفته هزینه پذیرایی را تقبل می کرد و اینطور نبود که از هزینه های بسیج استفاده کنیم یا اینکه یک بانی خاص داشته باشیم.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

برای مکان هیئت معاونت فرهنگی دانشگاه نمازخانه کوچکی را که در زیرزمینی واقع بود در اختیار ما قرار دادند.
ما برای هماهنگی سخنران در هر برنامه چند اولویت را به ترتیب قرار می دادیم و نام آنها را می نوشتیم مثلا حاج آقا پناهی و اگر ایشان نبودند آقای ماندگاری یا آقایان رفیعی و عالی و بعد پیگیری می کردیم که برای هرکدام از بزرگواران مقدور است تشریف بیاورند یا خیر. اولین استادی که در نظر داشتیم حاج آقا میرباقری بودند که گفتند نمی توانند تشریف بیاورند؛ اولویت بعدی از اساتید دانشگاه بودند که قرار بود تشریف بیاورند و در مورد اخلاق تشکیلاتی صحبت کنند که ایشان هم نتوانستند حضور پیدا کنند. بعد از حاج آقا میرباقری اولویتمان حاج آقاپناهیان بودند که متاسفانه به دانشگاه علامه نمی آیند و بیشتر در دانشگاه تهران و دانشگاه شریف حضور پیدا می کنند. بعد از ایشان اولویت ما حاج آقا دادسرشت بودند که هماهنگی ها با خود حاج آقا انجام می شد و هرهفته به ما می گفتند چه مبحثی را می خواهند بگویند و ما هم نظرمان را به ایشان اعلام می کردیم و چندباری که نتوانستند تشریف بیاورند از حضور حاج آقا حکمت استفاده کردیم.
مداح اصلی ما از برادران بسیج دانشجویی علامه بودند که هماهنگی آن با برادران بود و ایشان هر هفته می آمدند. هراز چند گاهی مداح های دیگری نیز می آمدند مثلا زمان اردوی راهیان و اربعین و... .
ما برای اسم هیئت خیلی صحبت کردیم و خود بچه ها نظر دادند و اسم از اینجا انتخاب شد که حاج احمد پناهیان یک نقل قول داشتند و گفتند یک هیئت کوچک وجود داشته که جوان ها جمع شدند و هیئت گرفتند و همیشه نگران این بودند که چرا محفلشان کوچک است و هیئت داشت از هم می پاشید و طی خوابی که یک نفر از اعضای هیئت دیدند متوجه شدند که حضرت زهرا(س) در مجلسشان حضور دارند و به آن فرد فرمودند که نگذارید این هیئت از هم بپاشد و از آن به بعد هیئتشان را زوارالزهرا(س) نامیدند. به این ترتیب بچه ها پیشنهاد دادند که نام هیئت ما نیز بنا بر این روایت، زوارالزهرا(س) نام بگیرد.


*جزئیات فعالیت:

یکی از بحث هایی که ما داشتیم بحث جعبه های تشکیلاتی بود که قرار بر این بود ما یک سری جزوات را (حدود 30-40 جزوه) از مباحث شاخصه های بسیج دانشجویی، تعریف بسیج دانشجویی، رسالت های بسیج، بازخوانی پیام حضرت امام، مباحث فرهنگی و جبهه فرهنگی، مباحث سیاسی و مسائل روز بخوانیم که به طور کلی به بچه ها جامعیتی در مورد مباحث تشکیلاتی می داد. جزوات را می خواندیم و به هیئت می آمدیم و در مورد جزوات صحبت می کردیم و هر بحث یا سوالی که بود مطرح می کردیم.
در بحث اخلاقی هم پیشنهاد دادیم که اساتید بسیار خوبی از حوزه علمیه تشریف بیاورند که متاسفانه هماهنگ نشد و در نهایت حاج آقا دادسرشت تشریف آوردند و در مورد مباحث فرهنگی در تشکیلات اسلامی و سلسله مباحث فرهنگی که بطور کلی بحث کار فرهنگی و بنیاد فرهنگی بود، صحبت می کردند. همسرحاج اقا دادسرشت در دانشگاه ما مبلغ نهاد هستند و در هیئت شرکت می کردند و یک سری جلسه با حضور ایشان(خانم مقیسه) داشتیم به این صورت که قبل ازشروع سخنرانی حضور پیدا می کردیم و جلسه ای در مورد مباحث رفتار کار تشکیلاتی و کارهای فرهنگی داشتیم.
به دلیل این که معمولا از شنبه تا چهارشنبه هرکس در ساعتی خاص کلاس داشت و هماهنگی در روزهای هفته سخت بود نمی شد مراسم را در طول هفته برگزار کرد و معمولا مراسم هیئت پنج شنبه ها برگزار می شد. با این حال یک عده از بچه ها در روزهای پنجشنبه نیز مشکل داشتند و نمی توانستند بیایند. زمان برنامه از ساعت2-3 ظهر تا قبل از اذان مغرب حدود ساعت 4-5 و قبل از تاریکی هوا بود تا برای برگشت خانم ها مشکلی ایجاد نشود و تایم برنامه حدود دو ساعت تا دو ساعت و نیم بود. سین برنامه هم به این صورت بود که هفته هایی که خانم مقیسی تشریف می آوردند با ایشان حلقه داشنیم و مباحثه می کردیم و اگر نمی آمدند بحث جزوات بود و اگر بچه ها در مباحثی که مطالعه کرده بودند اشکال یا بحثی داشتند با هم صحبت می کردیم. همچنین در مورد برنامه های بسیج صحبت می کردیم. زمان سخنرانی حاج آقا، هیئت بطور رسمی شروع می شد که حدود نیم ساعت تا یک ساعت سخنرانی داشتند و بعد از آن هم حدود 40دقیقه تا یک ساعت مداحی و سینه زنی داشتیم و پذیرایی هم در پایان مراسم انجام می شد و به این صورت بود که هر هفته اعلام می کردیم و هرکدام از بچه ها که نذر داشتند پذیرایی را بر عهده می گرفتند و اگر کسی تقبل نمی کرد هزینه پذیرایی را بین خودمان تقسیم می کردیم.
مثلا برای ولادت و جشن ها یکی از دوستان شیرینی که خودش پخته بود را می آورد و برای شهادت ها هم حلوا و یا چای و کیک می آوردند و پذیرایی مختصر بود.
ما معمولا سعی می کردیم مراسم خیلی طولانی نشود تا بچه ها اذیت نشوند و همچنین تلاش می کردیم به منظور استمرار و همچنین فاصله نیفتادن بین مباحث، هیئت هفته ای یک بار برگزار شود.
ایده جالبی که یکی از بچه ها داد این بود که یک صندوق برای هیئت درست کردیم و یک لوگو و رسیدهایی شبیه دسته چک برای پول هایی که به هیئت داده می شد، طراحی کردیم و مبلغ نذرهایی که به هیئت داده می شد را می نوشتیم و امضا می کردیم و مهر بسیج می زدیم و در اختیار خیرینی که برای هیئت زحمت می کشیدند قرار می دادیم.
موضوع دیگر، آرشیو صوتی هیئت بود و هر هفته صوت هیئت توسط گروه رسانه ای آوینه در کانال بارگذاری و پخش می شد. گاهی اوقات که همه چیز هیئت طبق روال بود و عکس و فیلم داشتیم و صوت خیلی خوب صدابرداری شده بود بچه ها کلیپ درست می کردند و کلیپ ها را برای تبلیغ در کانال بسیج خواهران قرار می دادیم.
فضاسازی هم با خود بچه ها بود و هر هفته متناسب با شرایط زودتر می آمدند و فضاسازی هیئت را انجام می دادند.


*نقاط ضعف:

مهمترین نقطه ضعف ما این بود که آخر هفته ها خیلی از دوستان مخصوصا خواهران برای شرکت در مراسم مشکل داشتند. خیلی از دوستان تمایل داشتند در مراسم شرکت کنند اما چون پنجشنبه بود و از لحاظ رفت و آمد محدودیت داشتند و همچنین آخر هفته متعلق به خانواده و... بود بعضی از دوستان از هیئت محروم می شدند.
تبلیغات چهره به چهره آنطور که باید برای هیئت انجام نشد زیرا ما تمرکز اصلی را بر روی بحث تشکیلاتی گذاشته بودیم و می خواستیم در درجه اول بچه های بسیج به هیئت بیایند و در مراسم شرکت کنند.
ما انتظار داشتیم سخنرانان بهتری را برای مراسم بیاوریم اما سخنرانان آن گونه که میخواستیم مورد دلخواهمان نبودند و نتوانستند آن طور که انتظار می رفت بحث های تشکیلاتی و اهداف هیئت ما را پوشش دهند.
مداح ها خوب بودند و بچه ها راضی بودند اما با این پتانسیل می توانستیم خروجی های بهتری از هیئت بگیریم ولی یک سری پروژه ها و کارهایی که همزمان با هیئت انجام می شد و تعطیلاتی که وجود داشت، بین مراسم هیئت فاصله می انداخت و باعث می شد هیئت هفته ای یک بار مرتب برگزار نشود یا جابجایی زمان پیش بیاید که این موضوع در برنامه بی نظمی ایجاد می کرد و باعث شد نتوانیم آنطور که شایسته است از برنامه خروجی بگیریم.
می توانستیم بهتر عمل کنیم و همچنین مباحثات بیشتری داشته باشیم و در نتیجه خروجی های بیشتری داشته باشیم اما نسبت به پروژه هایی که داشتیم خروجی هایمان کم بود.


*نتایج و پیامد‌ها:

بازخوردها در دانشگاه خیلی خوب بود. اما سطح تبلیغات ما آنقدر قوی نبود که هیئت را به همه معرفی کنیم و بحث ما خیلی خارج از دانشگاه پیش نرفت. با این حال چندباری از دانشگاه های مختلف از جمله دانشگاه شاهد، دانشکده خبر و چند دانشکده دیگر آمدند و در مراسم هیئت ما حضور پیدا کردند که این امر سبب آشنایی مسئولین جهادی ما با مسئولین جهادی آن دانشگاه ها شد و مسئولین معاونت های مختلف ما به واسطه هیئت با یکدیگر آشنا شده و ارتباط گرفتند و آن ها هم در جلسات تشکیلاتی ما شرکت می کردند و وقت هایی که به مراسم ما می آمدند به خاطر حضور آن ها بحث های جهادی و بحث های دیگر را مطرح می کردیم که با هم بتوانیم از این مباحث استفاده کنیم.


*شیوه‌های تبلیغات:

بزرگترین کاری که انجام شد و خیلی برکت داشت و تا الان نیز ادامه دارد این بود که ما در هیئت زوارالزهرا یک بحث جزء خوانی به نیت ظهور آقا در دانشگاه برگزار کردیم. بزرگترین جایی که می توانستیم تبلیغ هیئت و در کنار آن جزءخوانی را داشته باشیم اردوی راهیان بود و از آنجایی که زمان راهیان هم نزدیک بود یک مسئول برای تبلیغ زوارالزهرا در اردوی راهیان انتخاب کردیم. قرار ختم قرآن به این شکل بود که قرآن 120 حزب است و هر نفر روزی یک حزب را می خواند و هرروز یک دور ختم قرآن را بطور کامل داشتیم و تا پایان 120 روز 120 بار ختم قرآن انجام می شد. نام این طرحمان را به نیت حضرت زهرا طرح کوثر گذاشتیم. تبلیغات زوار الزهرا در راهیان توسط مسئول تبلیغات انجام شد و بعد با معرفی طرح کوثر بچه ها را با هیئت آشنا کردیم.
بچه هایی که در پروژه های مختلف از جمله کربلا، راهیان، مشهد ورودی ها و جاهای مختلف بودند در گروه هایی عضو بودند و به جز تبلیغاتی که در کانال خواهران انجام می شد، تبلیغاتمان را در این گروه ها نیز داشتیم و سخنرانی و کلیپ و پوستر هیئت را می گذاشتیم و بچه ها از طریق این گروه ها هم با هیئت آشنا می شدند. همچنین تراکت های تبلیغاتی را نیز داشتیم اما در زمینه خوابگاه ها ضعیف عمل کردیم و تبلیغات قوی ای نداشتیم.
و من الله توفیق


*توضیحات فایل های ضمیمه:

نمونه ای از مداحی و کلیپ تبلیغاتی در فایل های ضمیمه پیوست شده است.


خواهران تشکیلاتی آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه هیئت دانشگاه علامه طباطبایی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.