راهیان نور دانشگاه علامه طباطبایی


علامه طباطبایی
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم اسماعیلی
تاریخ: 1396

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

باید حماسه‌ی شگفت‌آور هشت سال دفاع مقدس که ملت ایران توانست با دست خالی و با توکل بر خدا در برابر یک تهاجم گسترده‌ی بین‌المللی بایستد و موفق و پیروز بیرون بیاید، برای نسل جوان کنونی و نسلهای آینده شناسانده شود تا آنان با شناخت عظمت و تواناییهای این ملت، راه گذشتگان را با احساس امید و عزت ادامه دهند. (مقام معظم رهبری 31/6/84)


*ایده های فعالیت:

نکته ای که وجود داشت این بود که ما به سفر می رفتیم و می دیدیم که یک شهید چه فداکاری هایی کرده است، مثلا روی مین یا سیم خاردار رفته است اما تطابق این مسئله با یک دختر 18یا20ساله که نمی تواند روی مین برود تا آن را درک کند شاید غیر قابل تصور باشد. به قول سردار یکتا ما دخترها را به راهیان می بریم و پسر بر میگردانیم. به همین علت تصمیم گرفتیم مباحث فرهنگی خود را در حوزه زنان بگذاریم، این که شهادت یک مقام است و چطور یک خانم می تواند به مقام شهادت برسد، اینکه شهادت صرفا گلوله خوردن نیست و عرصه جنگیدن خانم ها متفاوت است و... .
بنابراین ما کار خود را بر این مبنا شروع کردیم اما متاسفانه از انجایی که در اردوی راهیان خواهران، ما با یک محیط گسترده سرشار از عناوین مواجه شدیم که اولا قابلیت تبدیل شدن به یک رویه را نداشت وثانیا بسیار گسترده بود، نتوانستیم صرفا در حوزه زنان کار کنیم و به این صورت کار کردیم که یک سیر فرهنگی چیدیم که در 5 روزی که در سفر هستیم این سیر را طی کنیم.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

ما از اواخر آبان ماه شروع به سازمان دهی و آسیب شناسی راهیان کردیم. پیشنهاد من برای بچه های دیگر این است که اگر می خواهند سفر با کیفیتی داشته باشند بلافاصله بعد از برگشت از راهیان و در فروردین ماه، راهیان سال بعد را استارت بزنند. کارهای فرهنگی وسازماندهی نیروها را از آذر ماه شروع کردیم.
شعار اردوی ما شهیدانه زیستن شد (در عشق اگر چه مقصد آخر شهادت است تکلیف اول است شهیدانه زیستن) و درباره این که چگونه شهیدانه زندگی کنیم و بحث رسیدن به شهادت نیست و شهادت یک مقام است، سیرمان را چیدیم.
سیر ما پشتوانه اساتیدی داشت و ما قبل از این که سیر را ببندیم با بچه های دانشگاه علامه یک جلسه خدمت حاج آقا یکتا رفتیم و گفتیم که می خواهیم بچه ها را به سفر راهیان ببریم و چه کارهایی باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم ؟ ایشان نکات بسیار مفیدی را گفتند و همچنین گفتند در مباحثی که بیان می کنید حتما بحث مرگ باوری را داشته باشید.
در جلسه و صحبت با حاج حسین یکتا، تیم فرهنگی انرژی گرفت و با اینکه خیلی از نکاتی که حاج آقا گفتند را از قبل می دانستیم اما یک نوع تایید و انرژی گرفتن بود. ایشان همچنین روی بحث توکل و توسل خیلی تکیه کردند.
ما یک استاد تشکیلاتی اخلاقی به نام حاج آقا گلپیچی داشتیم که ایشان هم روحانی و هم مدافع حرم هستند. با ایشان نیز صحبت کردیم و یک سری نکات اخلاقی بخصوص نکات اخلاقی خادمین گفتند.
به طور کلی اگر بچه ها قبل از سفر با اساتید ارزشی صحبت کنند و نقطه نظرات را جمع آوری کنند به کیفیت کار بسیار کمک می کند. ما با روحانی همراه خود نیز صحبت کردیم و ایشان هم نظرات خود را بیان کردند. البته آن موقع سیر فرهنگی سفر و رزق ها بسته شد بود و ایشان با نظرات خود تغییراتی در رزق ها ایجاد کردند و کتاب نیمه پنهان ماه را تاکید کردند.
مباحث ما از آذر ماه شروع شد و تقریبا نزدیک بهمن بود که سیر خود را بستیم و در این مدت ما مطالعه و بررسی کردیم که چطور مباحث خود را انتقال دهیم. ما اهدافی داشتیم از جمله اینکه روی مبحث تربیت فرزند و همسرداری به شیوه مادران و همسران شهدا کار کنیم، اما نتوانستیم آن را در قالب یک نماد اجرایی کنیم و همه مباحث و مفاهیم در ذهن ما بود و نیاز به یک سری روایت گری و سخنرانی اخلاقی داشت و کاری که ما در نهایت انجام دادیم این بود که دو کتاب به بچه ها دادیم. یکی کتاب شهید زینب کمایی بود که داستان یک دختر 14 ساله است که تهذیب نفس و محاصره نفس دارد و دیگری کتاب نیمه پنهان ماه. نکته ای که ما در نظر داشتیم اینکه اگر کتاب شهید کمایی را به بچه ها بدهیم بچه ها فکر می کنند که باید بیخیال همه چیز شوند و شروع به تذهیب نفس کنند و درآخر هم شهید شوند. ما برای جلوگیری از آسیب این قضیه کتاب نیمه پنهان ماه را نیز به بچه ها دادیم که بدانند یک خانم هم می تواند شهید شود و هم اینکه می تواند به واسطه رفتارهایش فضا را طوری فراهم کند که فرزندان شهید تربیت کند و یا همسرش به مقام شهادت برسد. از طرفی مطالعه کتاب نیمه پنهان ماه به تنهایی نیز برای ما آسیب هایی داشت، به همین علت تنها راه ارائه مطالب مورد نظرمان را در این دیدیم که هر دو کتاب را با هم به بچه ها بدهیم.
بحث دیگری که در آذر ماه داشتیم سازمان دهی نیروها بود. ما اواخر امتحانات ترم پیش اطلاعیه ای ویژه تمام دانشجویان دادیم و از کسانی که علاقمند به خادمی شهدا بودند دعوت کردیم که حدود 50 نفر اطلاعات خود را فرستادند و ما با آنها مصاحبه کردیم تا توانایی های انها راشناسایی کنیم. ما در این بحث قرارمان براین بود که کسی را کنار نگذاریم. ما سوالات مصاحبه را بر طبق تجربه ای که از سال های گذشته داشتیم طراحی کردیم. مثلا می دیدیم که بچه های تدارکات باید یک ساعت زودتر از بقیه بیدار شوند و...، بنابراین برای مصاحبه می پرسیدیم که ساعت خواب شما و توانایی جسمیتان چگونه است، همچنین ما علایق آنها را می پرسیدیم و با توجه به پاسخ سوالاتی که داده می شد تصمیم گیری می کردیم که برای کدام گروه مناسب هستند.
ایده ای که ما برای سازماندهی نیرو داشتیم این بود که 4 گروه با وظایف کاملا متفاوت تشکیل دادیم که تداخلی در وظایف آنها وجود نداشت. این تقسیم بندی گروه ها شامل گروه های تدارکات، اجرایی و فرهنگی و مسئولین اتوبوس ها بود. ما تمام تلاش خود را کردیم که مسئولین اتوبوس ها مسئول پایگاه ها باشند که برای جذب سال های بعد تلاش کنند و ارتباط آنها با بچه ها ادامه دار باشد. از هر اتوبوس و هر دانشکده مسئول اتوبوس داشتیم، یعنی در هر اتوبوس 4 نیرو داشتیم یک نیرو تدارکات یک نیروی اجرایی یک نیرو فرهنگی و یک مسئول اتوبوس.
مسئول اتوبوس سر تیم هراتوبوس می شد ولی در کل برای هر یک از گروه های اجرایی و تدارکات و فرهنگی یک سرتیم جدا داشتیم.
وظیفه مسئول اتوبوس، ثبت نام قبل از اردو و سازماندهی ثبت نام و اسم نویسی بود و دراتوبوس هم به غیر از حضور و غیاب و اطلاع رسانی زمانی و مکانی، یک ارتباط گیری صمیمانه و بدون امر ونهی هم با بچه ها داشت که در جذب پایگاه هم موثر باشد.
وظایف مسئول فرهنگی قبل از سفر سه قسمت می شود؛ بحث محتوا، ایده و در نهایت رسیدن به نتیجه دلخواه. همچنین یکی از وظایف مسئولین فرهنگی قبل از سفر تبلیغ چهره به چهره بود، چون بچه های فرهنگی، قبل از سفر، فعالیت جذب بچه ها برای سفر را بر عهده داشتند. در طول سفر نیز وظیفه آن ها دو قسمت می شد، یکی مدیریت پخش و توزیع رزق های فرهنگی و صوت و ویس، و دیگری در بحث گعده گرفتن بچه ها و کتاب های شهدایی که با هم قرار گذاشته و خوانده بودند. کتاب های خوانده شده، کتاب شهید مولتان در مورد جهاد فرهنگی و شهید راضیه کشاورز (شهدایی با زندگی علمی) بودند.
بچه های اجرایی به غیر از مناطق وظیفه دیگری نداشتند و قبل از سفر برای ثبت نام و جمع آوری به مسئولین پایگاه ها کمک می کردند، چون ما بعضا اطلاعات لحظه به لحظه میخواستیم و مسئولین اجرایی کمک می کردند. ما در طول سفر به غیر ازمناطق وظیفه ای به بچه های اجرایی نداده بودیم چون در مناطق واقعا خسته می شدند. بچه ها با هماهنگی مسئول اجرایی خود در مناطق سازماندهی می شدند و یک عده از آنها جلوتر از بچه ها یک عده بین بچه ها و عده ای دیگر در انتها و آخر از همه می آمدند که بچه ها را جمع می کردند.
گروه تدارکات قبل از سفر وظیفه خاصی نداشتند و برای بسته بندی پک ها کمک می کردند و در طول سفر وظایف آن ها دو قسمت بود یکی پخش میان وعده ها در اتوبوس بود و دیگر اینکه انها همیشه یک ربع تا نیم ساعت زودتر از بقیه به حسینیه می آمدند و سفره را آماده می کردند که وقتی بچه ها از مناطق برگشتند سر سفره بنشینند و معطل نشوند. این قضیه چند نکته مثبت داشت یکی اینکه بچه ها احساس رفاه و رضایت می کردند و دوم اینکه در وقت خیلی به ما کمک می کرد و وقتی بچه ها نهار را می خوردند برای جمع کردن سفره نمی ماندند و به سمت اتوبوس ها می رفتند و بچه های تدارکات سفره را جمع کرده و به بچه ها می پیوستند. البته اگر از بچه های دیگر کسی دوست داشت که کمک دهد کسی مانع نمی شد.
ما سال گذشته طرح خادمین شهید رحیمی را داشتیم که این طرح سه روزه برگزار شد، اما چون سه روز بود خیلی از خانم ها شرایط شرکت نداشتند، بنابراین ما این طرح را یک روزه کردیم و حضور تمام خادمین با سابقه و جدیدالورد را اجباری کردیم. با توجه به آسیب شناسی های انجام شده، ما در این طرح سه کلاس داشتیم. در یک کلاس که اقای مصطفوی استاد ان بودند در مورد هر منطقه اطلاعات ضمنی و خلاصه به بچه ها می دادند. دومین کلاس ما با حاج آقلا گلپیچی در مورد اخلاقیات بود. کلاس بعدی مهارت یابی بود که با دکتر عزیزی برگزار کردیم که در مورد ارتباط موثر و مدیریت بحران بود.
این اردو از بابت نکاتی که اساتید می گفتند بسیار مفید بود اما اگرمفید هم نبود برگزار کردن این چنین اردویی باعث میشود بچه های خادم کار را جدی تر بگیرند.
ما برای بچه های هر 4 تیم مانند زمان جبهه پیکسل های طنز درست کردیم، مثلا برای بچه های تدارکات پیکسل تدارکات چی و برای بچه های اجرایی پیکسل آچار فرانسه زدیم و هریک از خادمین یک پیکسل داشتند. علت اینکه ما پیکسل دادیم و وظایف را جدا کردیم این بود که پارسال هم وظایف بچه ها جدا بود اما به دلیل اینکه زائران وظایف هر یک از انها را نمی دانستند هر سوالی که داشتند از هر خادمی بدون لحاظ مسئولیت می پرسیدند و گاهی آن خادم جواب ان سوال را نمی دانست و این باعث بی اعتمادی بچه ها به خادم ها می شد، حال در صورتی که حیطه مسئولیت آن خادم ان نبوده است. ما امسال به بچه ها پیکسل های مسئولیت دادیم و هرکدام از بچه ها در اتوبوس ها خود را معرفی کرده بودند و فقط بچه های اجرایی ما بودند که به غیر از پیکسل یک چفیه خاکی رنگ داشتند که در مناطق روی چادر خود می انداختند. ما با این کار از مشکلات پیش امده در سال گذشته جلوگیری کردیم.
نکاتی که خادم ها باید رعایت کنند اینکه بدادند خادم بچه ها هستند نه مافوق انها(که البته نکات اخلاقی در ارتباط با خادمان فراوان است) و همچنین نکته دیگر اینکه اگر کسی جواب سوالی را نمی داند جواب ندهد نه اینکه جواب اشتباه بدهد و یک نکته حائز اهمیت دیگر اینکه بین مسئولین و در حیطه کاری مسئولین مشکلاتی به وجود می آید که اصلا نباید بچه ها متوجه این مشکلات شوند.


*جزئیات فعالیت:

افتتاحیه ما با کنگره شهدای دانشگاه علامه همراه بود. یک کنگره خیلی خوب برگزار شد که میهمانان این برنامه، حامد زمانی(خواننده)، آقای تقی پور( روایت گر دفاع مقدس) و سرکار خانم زهرا حسینی(شخص اول کتاب دا) بودند.
شروع ثبت نام رسمی مان بعد از کنگره بود و تمام پایگاه ها برای ثبت نام باز بود، ولی ما در پردیس اصلی مان که مقبره شهدا را داریم یک فضاسازی خیلی خوبی را انجام دادیم که یک طرف آن خواهران و یک طرف برادران می نشستند و حدود یک هفته از ساعت 11.30تا 1 در آن محل حضور داشتند و ثبت نام را انجام می دادند.
ما راوی همراه در اتوبوس نبردیم، زیرا اگر راوی که همراه خود می بریم ماهر نباشد صحبت هایش کاملا تکراری می شود و اینکه اتوبوس ها واقعا زمان استراحت بچه ها است. ما برای مسیرهای طولانی رزق تهیه کرده بودیم که وقت بچه ها هدرنرود اما واقعا تمام تیم مخالف وجود راوی در اتوبوس بودند و ما همراه خود راوی نبردیم. اما ما حاج آقا شریفی که از اساتید دانشگاهمان هستند را همراه خود بردیم.
ما برای راوی از راوی های مناطق استفاده کردیم و برادران از قبل راوی های مناطق را هماهنگ کرده بودند، مثلا برای کانال کمیل آقای تاجیک، شلمچه حاج آقا یکتا و برای فکه حاج آقا انگیسه را هماهنگ کردند، که این مزایایی را برای ما داشت از جمله اینکه مطالب تکراری نمی شد و اینکه راوی های منطقه تخصصشان در آن مناطق بود. بحث دیگری که وجود داشت این که زمانی که خود ما راوی داشتیم، اگر به یکی از مناطق می رفتیم و راوی مطرحی را در انجا می دیدیم و می خواستیم انها برای ما صحبت کنند، راوی همراه ما ناراحت می شدند و با این رویه این مشکل برای ما پیش نیامد.
برای بحث فرهنگی ما یک پک اولیه داشتیم که در ان هرروز دو رزق متناسب با شعار و اهداف آن روز داشتیم. ما یرای پک، پاکت هایی شبیه پاکت های پست تهیه کرده بودیم وبه تعداد دانشجویان هر اتوبوس، شهیدان مدافع حرم و دفاع مقدس انتخاب کردیم و عکس هر یک از شهدا را در قسمت پشت چسباندیم و به طور مثال نوشتیم از طرف شهید احدی به زائر سرزمین خاکی. در این پاکت ها یک چفیه و پلاک و کتاب راز درخت کاج(درمورد شهید زینب کمایی) وجود داشت. ما با توجه به اسم شهیدی که روی هر پاکت خورده بود یک پلاک دو تکه تهیه کردیم که از وسط شکسته میشد. آن طرف که ثابت می ماند و به زنجیر وصل بود اسم شهید نوشته شده بود و در طرف دیگر پلاک نوشته شده بود، من! وقتی شخصی به منطقه ای می رفت و دوست داشت از انجا به بعد زندگی خود را تغییر دهد پلاکش را می شکست و آن قسمت که نوشته شده بود من را در آن منطقه می گذاشت و می خواست که مانند شهید همراهش شود.
گروه فرهنگی ما روز اول مناطق که بچه ها به دوکوهه رفته بودند و صبحانه می خوردند، این پاکت ها را روی صندلی ها گذاشتند و این به شکلی بود که گویی آن شهدا نامه را برای بچه ها پست کرده بودند و تا آخر سفر تمام رزق ها از طرف آن شهید برای آن ها می رسید.
در هر روز، رزق های متفاوتی داشتیم، مثلا کشمش و انجیر و خرما در کیسه ریخته بودیم و یک کپسول هم در کیسه انداخته بودیم که محتوای آن بحث جهاد با نفس بود. برای رزق دوم گفتیم رزق ها صرفا به صورت محتوا نباشد و آنها را در قالب اجرایی هم ببریم. بخاطر همین بچه ها برای هر اتوبوس چهل وظیفه مشخص کردند و انها را در قالب رزق دادند؛ مثلا وظیفه این بود که امروز توسقای اتوبوست باش! یا کسی را که ازاو ناراحتی امروز ببخش! امروز در هر منطقه که رفتی برای یکی از افرادی که خیلی ناراحتش کردی دو رکعت نماز بخوان! و... که بچه ها خیلی از این طرح استقبال کردند. یک روز طنز جبهه به بچه ها دادیم و روز چهارم بحث گعده داشتیم و چون روز جهاد بود بچه ها قرار بود در مورد شهید مولتان با بچه های دیگر گعده بگیرند.
ما تمام اتوبوس ها فضاسازی کرده بودیم و مسئولین فرهنگی هماهنگ کرده و از تهران وسایل و سربند خریده بودند و ماشین ها را فضاسازی کردند. همچنین ما متناسب با سیری که داشتیم مثلا بحث مرگ باوری جملات امام علی (ع)، مانند جمله مرگ آغوش خداست و از این قبیل جملات زده بودیم(جملاتی که اضطراب اور نباشد) و... .
ما سه روز در منطقه بودیم که روز اول که رسیدیم به دوکوهه رفتیم و آنجا بچه ها صبحانه خوردند و بعد به سمت حسینیه حاج همت رفتیم و آنجا حاج آقا شریفی صحبت کردند. از آنجا به سمت فکه حرکت کردیم که در فکه حاج آقا انگیسه برای ما صحبت کردند و نماز و ناهار راهم در انجا بودیم. بعد از فکه به سمت کانال کمیل حرکت کردیم که تقریبا نزدیک غروب بود و در کانال کمیل روایت گری آقای تاجیک را داشتیم.
یکی از نکاتی که حاج آقا یکتا به ما گفته بودند و هم برای کادر و هم بچه ها واقعا خوب بود بحث تامل بود و گفتند حتی اگر مناطق را از 6 تا به 4 منطقه رساندید ایرادی ندارد اما به بچه ها وقت تامل دهید و می گفتند اینکه بچه ها روی آن خاک ها راه بروند بسیار مفید است و بگذارید بچه ها در آن مناطق باشند و راه بروند و تامل کنند، بنابراین بعد از روایت گری آقای تاجیک تا نماز بچه ها در اختیار خود بودند و ما نماز مغرب را هم در انجا خواندیم. در ان شب محل اسکان شب ما در ان شب هم بیمارستان امام رضا(ع) بود. بیمارستان امام رضا اسکان نسبتا خوبی بود.
فردای آن روز به هویزه رفتیم و یک نکته خیلی خوب این بود که به زیارت مزار شهدا اکتفا نکردیم و به مقتل شهدای هویزه هم رفتیم . بعد از هویزه به طلایه رفتیم و فردای آن روز هم به علقمه و بعد از آن هم به نهرخین رفتیم.
نهرخین به شدت گرم بود و بچه ها خیلی اذیت شدند. به نظر من با اینکه برنامه مناطق را در شهر خودمان می بندیم اما هرروز صبح قبل از حرکت به سمت مناطق، مسئولین وضعیت آب و هوایی آن مناطق را بررسی کنند. البته ما این قضیه گرما را سازماندهی کردیم و به بچه ها بستنی دادیم که حالشان کمی بهتر شد.
ما بعد از نهر خین به شلمچه رفتیم و در آنجا نیز یک ساعت به بچه ها وقت تامل دادیم که بچه ها خیلی استقبال کردند و بعد از ان نزدیک محل اسکان حاج آقا یکتا حرکت کردیم. بعد از نماز جماعت (که زیر اسمان خوانده شد و حس خوبی را به بچه ها داد) و صحبت های اقای یکتا به سمت اتوبوس ها حرکت کردیم که تدبیری که بچه های اجرایی کردند، در مسیر بچه های اجرایی با بچه های فرهنگی دست در دست هم دادند و همه چراغ های گوشی های خود را روشن کردند و تونل مانند ایستادند و جهت حرکت را به بچه ها نشان می دادند و برادران هم روی علمی که گرفته بودند چراغ قوه انداختند تا بچه ها علم را ببینند و گروه و مسیر را تشخیص دهند و کسی گم نشود و همه به اتوبوس ها برسند.
یک نکته ای که ما خیلی روی آن تاکید می کردیم نماز اول وقت بود و همه بچه ها از این موضوع خوشحال بودند و ما برکت این کار را هم در اردو دیدیم و هم اینکه همین نماز اول وقت باعث می شد برنامه های دیگر خوب پیش برود. برنامه را ما کلا اینطور چیده بودیم که وقتی به منطقه می رسیدیم وضو می گرفتیم و به حسینیه می رفتیم و نماز می خواندیم و بعد از نماز به سمت منطقه می رفتیم و چون در آن تایم منطقه خلوت بود منطقه را به بچه ها معرفی می کردیم و روایت گری داشتیم و بعد از روایت گری برای خوردن نهار به حسینیه برمیگشتیم.(درصورتی که دیگران اول نهار و بعد نماز و روایتگری را داشتند) با این تدبیر در تایم نهار ما کاروان ها رفته بودند و حسینیه ها خلوت می شدند و تقریبا همیشه در زمان نهار، حسینیه ها فقط در اختیار ما بود اما ساعت نهار کمی دیر می شد که ما میان وعده ها را طوری تنظیم می کردیم که بچه ها گرسنه نمانند.
نکته مثبتی که برادران داشتند این بود که به هیچ عنوان بدون هماهنگی کاری انجام نمی دادند و یک تعامل صددرصدی وجود داشت و ما هم اینطور نبودیم که یک بحث را بگوییم که حتما باید اجرا شود و آنها هم اینطور نبودند که بدون اطلاع خواهران بخواهند کاری انجام دهند، که این خیلی به نظم سفر کمک کرد.
ما یک خادم مجزا برای خالی کردن سرویس های بهداشتی قرار دادیم. ما هر روز دغدغه سرویس بهداشتی را داشتیم و وقتی خادم آن را می دیدیم می فهمیدیم کسی ازدانشگاه ما در سرویس بهداشتی نیست. این بحث خیلی مهم بود و بچه های اجرایی خیلی درگیر این موضوع نمی شدند و این از نکات مثبتی بود که به سازمان دهی کمک کرد.


*نقاط ضعف:

ما ثبت نام از طریق ربات تلگرامی را داشتیم که من این ربات را به بچه ها پیشنهاد نمی کنم. چون ثبت نام بحث واریزی داشت و این واریزی دیگر دست خواهران نبود و برادران مدام باید اطلاعات می دادند که این شخص با این کد رهگیری این مبلغ را واریز کرده است، که این تطابق اطلاعات خواهران و برادران خیلی سخت بود و وقتی بچه ها ثبت نام می کردند ابتدا اطلاعات به دست برادران می رسید و برادران اطلاعات را به ما می رساندند و بعضا پیش می آمد که یک یا دو اسم جا بماند. در بحث واریز پول ها هم چون به ما رسید نمی دادند باعث مشکلاتی می شد؛ مثلا شخصی ثبت نام کرده بود و اینترنت قطع شده و پول را دوبار واریز کرده بود و برای برگرداندن این مبلغ باید مراحل زیادی را طی می کردیم. به نظر من تنها خوبی که ربات دارد این است که بچه ها برای رفتن به پایگاه ها، ثبت نام خود را عقب نمی اندازند و همان لحظه از طریق ربات ثبت نام می کنند.


*نتایج و پیامد‌ها:

راهیان به طور کلی یک استارت است و ما نمی توانیم وقتی از راهیان آمدیم بگوییم همه بچه ها چادری شدند و... . تصور خود من بود این بود که چرا راهیان اثر ندارد در صورتی که در فکه یکی از خادمین که از بهترین بچه های ما بود خیلی اتفاقی کنار من نشست و گفت که من تا 6ماه پیش چادری نبوده ام و تفکراتم اینگونه نبوده ولی استارت این تغییر من از راهیان خورده است .راهیان برای بچه ها هم اتمام حجت است و هم یک استارت است. راهیان نور یک بستر سازی است و نتایج و پیامد ان ممکن است مدت ها بعد ظاهر شود.


*شیوه‌های تبلیغات:

تبلیغات از طریق بنر و پوستر و فضای مجازی بود که ما در فضای مجازی یک نشریه صوتی داشتیم. سه هفته قبل از سفر ما بحث نشریه صوتی را داشتیم. برای نشریه بچه های فرهنگی با کانون گویندگی دانشگاه ارتباط برقرار کردند و یکی از خانم های این کانون که اتفاقا بسیجی هم نبودند و رویکرد متفاوتی داشتند، نشریه صوتی را آماده می کردند. در نشریه اول، ما مارش جنگ زدیم و بعد صحبت شهید همت در مورد بحث اخلاص و بعد از آن یک متن دعوتنامه را داشتیم. ما دو نشریه صوتی دیگر باموضوعات متفاوت داشتیم که انها را ضمیمه کرده ایم. در خوابگاه ها نیز ما تبلیغات چهره به چهره داشتیم و در خوابگاه ها خود بچه ها ی بسیجی خوابگاهی پایگاه زده بودند و یک فضاسازی برای ثبت نام انجام داده بودند. بچه های فرهنگی هم تبلیغات چهره به چهره را داشتند. علاوه براین تبلیغات ما با سامانه اصلی دانشگاه صحبت کردیم که در مورد ثبت نام راهیان نور به همه بچه ها پیامک دهد.


به این تجربه امتیاز دهید:
تصاویر تجربه راهیان نور دانشگاه علامه طباطبایی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "راهیان نور دانشگاه علامه طباطبایی"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، نام را فعال تمایید.