اردوی جهادی فرهنگی دانشگاه امیرکبیر تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
صنعتی امیرکبیر
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم روغنگر
تاریخ: 1396

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

اصل گروه جهادی روح الله از سال 87، با سفرهای خراسان جنوبی شروع شد و چندسال بعد از آن به مناطق خراسان شمالی و شیروان و اطراف رفتند.
آن سالی که می خواستیم برای جهادی خراسان شمالی برویم منطقه ما داشت عوض می شد. استان ما همان خراسان شمالی بود ولی تصمیم گرفتیم منطقه را عوض کنیم و بیشتر به سمت مرز که مناطق محروم تری هستند برویم و اگر بتوانیم به این مناطق کمک کنیم.
هدف ما از اردو های جهادی، دو چیز بود اول بحث بازدید و کمک به مناطق محروم، و بحث بعدی که بحث سخنرانی رهبر هم بودکه چندوقت پیش در سخنرانی راهیان هم گفتند که شما جوانان قرار است مدیران آینده جامعه باشید و مشکل اصلی ما این است که حتی در جامعه انقلابی، تا زمانی که فرد نرود و محرومیت را از نزدیک نبیند نمی تواند مدیر خوبی باشد.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

وقتی ما تصمیم گرفتیم منطقه را تعویض کنیم چون اولین بار بود که به آن منطقه می رفتیم و کسی قبل از ما در گروه خواهران نبود، تصمیم گرفتیم برای شناسایی منطقه علاوه بر برادران، خواهران هم بروند. قبل از آن که به آن جا برویم تحقیق و پرس و جو کردیم که کدام دانشگاه ها قبل ازما به آن جا رفته اند و چه افرادی را در آن مناطق می شناسند و لینک های ارتباطی آن ها کجاست؟ ما در این ارتباطات فضای کلی آنجا را پرسیدیم و یک سری شماره ها مانند شماره مسئول نیکوکاری را گرفتیم( در بخش روستاها به این منظور که عنوان بهتری داشته باشد بر روی کمیته امداد نام مرکز نیکوکاری را گذاشته اند) همچنین شماره اهالی روستا که رابط بچه های جهادی با اهالی روستا بودند را گرفتیم و با آنها صحبت کردیم و اواخر ماه مبارک رمضان، دوهفته قبل از اردو، با هماهنگی آموزش پرورش یک سفر یک روزه به آنجا داشتیم تا ببینیم فضا چگونه است و کدام روستاها را انتخاب کنیم.
نزدیک به 12 روستا در آن اطراف بود و مطمئنا ما نمی توانستیم به تمام آن روستاها برویم. قسمتی که ما می رفتیم تلفیقی از شیعه و سنی بود و مذهب سنی های آنجا حنفی بود که خیلی با ما در تعارض نبودند اما از آنجایی که تجربه سال اول ما بود تصمیم گرفتیم روستاهای شیعه را انتخاب کنیم. همان روز با مسئول آموزش پرورش و کمیته و امام جمعه صحبت داشتیم و با هم در مورد مشکلات منطقه و آسیب های اجتماعی و سطح معیشت، کار و مشکلات بیکاری و مذهب و فرهنگ مردم آن منطقه صحبت داشتیم و به اطلاعاتی در زمینه های فرهنگی، اشتغال، توانایی ها و مهارت ها، منابع طبیعی روستا، سطح تحصیلات روستا و... دست یافتیم. آنها یک سری آسیب ها را به صورت اجمالی برای ما توضیح دادند و بعد از این که در روستاها رفتیم و مشکلات را دیدیم و با مردم آنجا صحبت کردیم شناخت اولیه مورد نیاز را بدست آوردیم.
شناسایی ما به این صورت بود که اول از دیدن روستا شروع کرده و وضع خانه ها و وضع جغرافیایی و پوشش و دین را بررسی می کردیم که به چه صورت است. (ما آنجا ترکمن و ترک و کرد داشتیم و افرادی را داشتیم که خودشان اهالی آنجا و اهل خراسان بودند.)
بحثی که در اینجا وجود دارد، صحبت با مردم و ارتباط گیری دوستانه با انهاست تا به طور مستقیم از دل این صحبت و گفت و گوی دوستانه از شخص مقابل اطلاعات به دست اوریم. به نظر من برای این قضیه نیاز است یک جلسه برگزار شود و استادی این فن را آموزش دهند. اکثر مواقع طرف مقابل شما شروع می کند از داستان های معمولی تعریف می کند و شما باید حوصله داشته باشید از آن داستان نکات و کارهایی را که انجام می دهند، خارج کنید. بعضی مواقع چون فکر می کنند گروه های جهادی کمک زیادی می کنند، ممکن است اغراق هایی صورت بگیرد. مدرسه ای که در آن بودیم فکر می کردند ما با یک بودجه کلان آمده ایم و مستقیم از طریق رهبر این بودجه را گرفته ایم و الان بودجه و توانایی زیادی را در اختیار داریم و چنین تصور غلطی را داشتند. بچه ها باید توجه کنند تمام صحبت ها مکتوب شود و از نزدیک بعضی از خانه ها و مشکلات را ببینند.
ما در آن روز اسکان خواهران را دیدیم و بررسی کردیم که برای اسکان و اقامت خواهران چه نیازهایی وجود دارد، تا قبل از رفتن به اردو، وسایل مورد نیاز را از تهران همراه خود بیاوریم.
بعد از شناسایی منطقه به تهران بازگشتیم و تیم خود را براساس گروه های سنی زیر دبستان، دبستان، نوجوان یا همان راهنمایی یا دوره متوسطه اول و دبیرستان و متوسطه دوم و بزرگسالان تقسیم بندی کردیم.
هنگام تقسیم بندی تیم احساس کردیم که حضور مشاور و مبلغ هم نیاز است. هدف ما از بردن مبلغ این بود که در اردو بحث فرهنگی را انجام دهد و چون مبلغ ما از سال های قبل تجربه جهادی داشت، اگر برای بچه ها در کار با بچه های روستا شبهه یا مشکلی پیش آمد به آن ها کمک کند. برای انتخاب مبلغ یک کانال به نام مبلغین جهادی در تلگرام وجود دارد که ما از این طریق اقدام کردیم.
وقتی بچه ها را تقسیم بندی کردیم برای هریک از این گروه ها یک سر گروه گذاشتیم. برای بزرگسالان سعی کردیم تا آن جا که می توانیم افراد متاهل باشند.
پس از انتخاب سرگروه خود گروه ها با هم جلسه می گذاشتند و مطالب را با یکدیگر اماده می کردند، که برای آماده کردن مطالب از گروه های جهادی قبلی و از جزوه ها و بازی های آن ها نیز استفاده می کردیم.
در این دوسال ما برای بردن بچه ها به اردوی جهادی مصاحبه نداشتیم. بحث مصاحبه به این بستگی دارد که هدف شما چیست؟ چه تعداد می خواهید همراه خود ببرید و چه تعداد ثبت نام داشته اید؟
یک سری از کارهایی که ما دنبال آن هستیم مثل اینکه فلان منطقه را آباد کنیم و جهاد انجام دهیم و ...، ولی بحث دیگر این است که حتما باید بچه ها بروند که آن محرومیت ها و بحث های مدیریتی جامعه را ببینند که در آینده به عنوان مدیران آینده بدانند، مردم درچه شرایطی زندگی می کنند و بدانند که باید چکار کنند. بحث دیگری که ما در ثبت نام داشتیم، حضور جوان انقلابی در این مناطق بود. همه افرادی که ما بردیم بسیجی نبودند و افراد معمولی هم همراه ما بودند و ما سعی کردیم آن ها را هم با خود همراه کنیم. بنابراین ما تا امسال مصاحبه ای نداشتیم.
با این که ما حتی از دانشگاه های دیگر ثبت نام داشتیم و یک سری آنها از قشرهای دیگر بودند، قوانین پوششی و فرهنگی در اردو به کار برده بودیم که باعث شده بود بچه ها کاملا یک دست شوند و خیلی قابل تمایز نبود که این شخص از بسیج دانشگاه است یا از قشر دیگری. البته ما این افرادی که از قشر های دیگر بردیم، مشکل زیادی با اصل ولایت فقیه و ساختار نظام نداشتند. چند نفری از این موارد برای ثبت نام داشتیم که با شناختی که از آن ها داشتیم قبول نکردیم.
البته مصاحبه از چند جهت خوب است. مثلا ما برای جهادی تهران یک سری مصاحبات گذاشتیم که اتمام حجت گونه بود. این اتمام حجت را می توان در جلسات توجیهی قبل اردو گذاشت، اما جلسه توجیهی از بدی هایی که دارد این است که ممکن است همه در این جلسه حضور پیدا نکنند که ما برای جلوگیری ازاین کار اعلام کردیم که هرکس در جلسه نباشد حذف می شود و این کار را هم انجام دادیم و یا ممکن است بحث را به اندازه مصاحبه جدی نگیرند. ما امسال مصاحبه را ان شاالله در برنامه مان خواهیم گذاشت تا هم یک فیدبک از خود فرد بگیریم هم اینکه اتمام حجت ها را صد درصد انجام دهیم. ما این بحث های اتمام حجت و قوانین و... را در جلسه کلی انجام می دادیم ولی عده ای از بچه ها در جلسه شرکت نمی کردند و حتی ویس جلسه را هم گوش نمی دادند و در خود اردو به مشکل برخورد می کنند و تصمیم گرفتیم در مصاحبه این بحث ها را مطرح کنیم و از بچه ها تعهد بگیریم.
در بقیه اردوها با اینکه خواهران و برادران زیر مجموعه تشکیلات هستند اما تقریبا مستقل می باشند، اما اردوی جهادی به هماهنگی بیشتری نیاز دارد و بحث رابط پیش می آید. رابط ها به این صورت است که یک خانم و آقا که متاهل هستند همراه گروه بیایند که بحث های هماهنگی و غذا و خبر و خیلی چیزهایی که پیش می آید را انجام دهند.
بحث اینکه تعداد رابط ها چندنفر باشد نسبت به اینکه تعداد نفرات اردوچند نفراست و اردو چند روزه است متغیر می باشد. برای بسیاری از اردوها یک رابط کافی است و خیلی از اردوها مانند جهادی چون طولانی است و رابط ها نمی توانستند دو هفته تمام ثابت باشند شاید نیاز باشد چند رابط را ببریم و هر کدام چند روز از اردو را همراه ما باشند. بعضی اوقات در اردو پیش می آید که عده ای از بچه ها متاهل هستند وبا همسرانشان آمده اند و ما می توانیم از آن ها هم به عنوان رابط استفاده کنیم.
خود بحث رابط یک توجیح زیاد می خواهد و اگر آن رابط از بچه های گروه باشد و قبلا به اردو آمده و تجربه داشته باشد خیلی بهتر است. قبل از اردو باید رابط توجیح شود که همه چیز را به مسئول اردو بگوید و اگر اطلاعاتی از اردو را می داند بحث تصمیم گیری را برعهده مسئول اردو بگذارد و تصمیم گیری نکند و همان طور که از اسم آن مشخص است فقط به عنوان رابط فعالیت کند و حضور داشته باشد و کار دیگری انجام ندهد، خبری را بین اردو پخش نکند و اگر چیزی می داند به کسی نگوید و حفظ اسرار را رعایت بکند و ... . که همه این هماهنگی ها باید قبل از اردو انجام شود.
در جلسه ای که بین برادران برگزار می شود در مورد این که قرار است مسیر و برنامه چگونه باشد حتما صحبت شود. اصولا ممکن است فعالیت های روستاهای خواهران و برادران متفاوت باشد(چون آنها در بحث های عمرانی می روند) اما حتما صحبت شود که در هریک از روستاهایی که خواهران هستند برای بحث امنیت واینکه اگرمشکلی پیش آمد حتما دو نفر از برادران هم حضور داشته باشند و به لحاظ رفتار و ارتباطات و وظیفه شان کاملا توجیه باشند(هم به خاطر فرهنگ بچه های بسیج، هم بخاطر فرهنگ روستاها)


*جزئیات فعالیت:

ما برای بچه هایی که زیر سن مدرسه هستند آموزش و بازی و قرآن داریم برای بچه های مدرسه علاوه بر این ها آموزش ریاضی و املا هم داریم و برای گروه نوجوان فعالیت های درسی و هنری قرار داده بودیم.کار هنری شامل هنرهای زیادی می تواند باشد ما بافتنی و مقداری خیاطی و سال گذشته روبان دوزی را داشتیم.کاری که سعی کردیم حتما انجام دهیم این بود که قبل از این که یک کار هنری را در روستا انجام دهیم تحقیق کنیم که وسایل کار آن، چقدر در آن روستا در دسترس است و مثلا ترمه دوزی را آموزش ندهیم چون امکان دارد اهالی روستا نتوانند وسایل آن را تهیه کنند.
برای بازی با بچه ها دیده بودیم که گروه های جهادی یک سری وسایل خوب برای بازی می برند و در آن ایام در اختیار بچه ها قرار می دهند و بعد از آن وسایل را پس می گیرند که خود این یک آسیب بدتر است.چون آن بچه ها داشتند زندگی معمولشان را میکردند و یک بازی یا وسیله بهتر به آن ها می دهند و مجدد از آن ها پس می گیرند و بچه ها بعد از آن بیشتر احساس خلا می کنند.یا اینکه خیلی به جایزه گرفتن عادت می کنند. ما روز اول که رفته بودیم بچه ها یک دفعه به سمت ما هجوم آوردند و کیف بچه ها را گرفتند که چه چیزی با خودتان آورده اید .
این را مد نظر قرار داده بودیم که اگر بازی انجام میدهیم یا آموزشی می دهیم حتما با وسایل خود آن منطقه باشد.
ما برای کیف سعی میکردیم یک کیسه ساده با آرم و اسم گروه به بچه ها بدهیم که کیف های مختلف نیاورند و همه با هم هماهنگ باشند.
گاهی در روستاهای جهادی چون قالب بچه های ابتدایی به بالا طوری است که تحصیل را در اولویت زندگی شان نمی گذارند و خیلی از آن ها بنا به دلایلی، مانند نبود مدرسه یا امکانات ترک تحصیل می کنند، از سن نوجوان به بعد علاقه ای ندارند که ما به آن ها بگوییم بیایید مشکل درسی شما را برطرف کنیم و این مشکلی است که ممکن است گروه دانشجویی با آن برخورد کند. در نتیجه حتما سعی کنید پیش از رفتن به مناطق هنری را یاد بگیرید و در حین اموزش ان هنر بحث فرهنگی راپیش ببرید. در حین آموزش های هنری، بچه ها بیشتر به حرف های اجتماعی یا مشاوره ای، فرهنگی و مذهبی گوش می دهند.
آموزش ها در بخش بزرگسالان بیشتر در زمینه قرآن و کلاس های هنری بود و دیگر بحث تدریس نبود. بزرگسالان ما تفسیر قرآن را شروع کردند که با توجه به این که منطقه ما سنی نشین هم داشت بچه ها سعی می کردند تفسیر سوره هایی را بگذارند که به صورت کلی در مورد اخلاقیات صحبت کند.
یکی از موارد مهم اردو، بحث فرهنگی برای بچه های تیم است و خود بچه ها هم باید رشد کنند، بنابراین ما یک مسئول فرهنگی داخل اردو داشتیم که سعی می کرد رزق هایی را برای جهادیون تهیه کند، همچنین این مسئول کتاب هایی در مورد حاج عبدلله والی و صوت هایی آورده بود، که پخش می کرد. همچنین در اردو زیارت عاشورا و ادعیه خوانی نیز داشتیم.
نکته ای که وجود دارد این که مسئولین اردو حتما شماره رابط های روستایی را داشته باشند، چون زمان حرکت اتوبوس عقب یا جلو می شود، یا مسائل دیگری ممکن است اتفاق بیفتد. بنابراین حتما با رابط ها صحبت شود که مثلا ما دیرتر می رسیم. چون وقتی یک ساعت را اعلام می کنیم ممکن است مردم بیایند اما ما نباشیم و به خانه های خود برگردند و یک بی اعتمادی به وجود بیاید.
اگر گروهی خواستند به خراسان شمالی بروند اطلاع داشته باشند که آن جا بیشتر همراه اول آنتن می دهد. البته ما به بچه ها گفته بودیم به هیچ عنوان با خود گوشی هوشمند نبرند و عکس نیندازند.
یکی از قوانینی که ما قرار داده بودیم بحث سادگی پوشش و لباس بچه ها بود، البته ممکن است اهالی انقدر هم ساده نباشد، ولی ما روی رنگ لباس و ساده بودن مدل آن و اینکه فقط چادر ساده بپوشیم و چادر عربی نپوشیم حساس بودیم، چون خیلی از مناطق خاطرات بدی از چادر عربی دارند و ان را خوب نمی دانند.
ما در کار فرهنگی آموزشی بودیم و با این عنوان رفتیم اما بحث شناسایی منطقه و یافتن پتانسیل های آن منطقه را نیز داشتیم تا بعدا به عنوان مستند و شناسنامه آن روستا استفاده کنیم. البته بحث این نیست که گروه جهادی حتما کاری انجام دهد، چون ممکن است ما تمام امکانات آن را نداشته باشیم از این رو شناسایی و بررسی بعضی از این پتانسیل ها فقط به منظور پیگیری و لینک دادن است. مثلا شما یک پتانسیل را مشاهده می کنید و به ارگان مربوطه لینک می دهید و مطالبه گری می کنید.
سالی که ما وارد اسکان شدیم مدارس نوساز بود و سال قبل بچه های جهادی به انجا خسارت زده بودند و انها از ما تعهد گرفتند که از یک سری قسمت های مدرسه استفاده نکنیم. این تعهد این برنامه را پیش آورد که ما در اردو قوانین نظافت گذاشتیم که بچه ها موظف بودند طبق قرعه کشی هرروز تمام قسمت های محل اسکان را تمیزکنند. ما همه این مسئولیت ها را به صورت قرعه کشی انجام دادیم که کسی اعتراض نکند و همین باعث شد در اردو به مشکل نخوریم و مسئولین مدرسه بسیار راضی بودند.
روز اول احتمالا با وجود تمام هماهنگی هایی که می شود بچه ها استقبال زیادی از مردم نمی بینندند. البته این، به این که در چه فصل و ایامی بروند بستگی دارد. سال اولی که ما رفته بودیم ایام برداشت محصول بود و در آن سال باران بسیار خوبی آمده بود و اهالی منطقه خیلی سرشان شلوغ بود طوری که بچه ها هم درگیر بودند. اما سال بعد چون سال برداشت محصول نبود و خشکسالی بود بیشتر در کلاس ها شرکت کردند و حتی همان روز اول هم نسبت به سال قبل بیشتر آمدند.
یکی از مسائل دیگری که خانم هایی که با بچه های سنین پایین تر هستند، با آن مواجه می شوند این است که ممکن است پسر بچه های آنها شیطان باشند و مثلا با حیواناتشان داخل کلاس بیایند و بچه ها از قبل آمادگی این قبیل مسائل را داشته باشند.
نکته دیگر اینکه، مسئول اردو (یا مسئول فرهنگی) فرم هایی تهیه کنند و این فرم ها را هرشب به بچه ها بدهند و بچه ها هر شب خاطراتی از تجربیاتشان و مشکلاتی که از روستاها دیده اند، بنویسند. منظور از خاطره نویسی این نیست که متن حتما ادبی باشد و بلندی و کوتاهی متن مدنظر نیست، بلکه باید شامل مشکلاتی باشد که از روستا دیده اند.
مستندی که بعد از اردو، با توجه به دیده ها، تحلیل ها و یادداشت های بچه ها، جمع آوری و ساخته شود خیلی متفاوت تر است و تاثیر بهتری دارد و گاها متوجه می شویم حرفی که مردم می زنند با شناسایی که قبل از اردو با مسئولین انجام می دهیم، کمی متفاوت است و نمی شود خیلی به آن حرف ها اعتماد کرد.
دقت شود که بعد از اردو، حتما برگه هایی که هرشب به بچه ها می دهیم، مستند شود، تا شناسنامه روستاها تشکیل شود و بر اساس آن اولویت بندی و طرح نوشته شود و پیگیری های آن انجام شود. بچه ها می توانند طرح هارا به سازمان ها و موسسات و افراد توانمند ارائه دهند تا بر اساس آن طرح ها، مشکلات روستاها را برطرف کنند.
ما به حمدلله این طرح را خارج کرده و می خواهیم پیگیری ها را انجام دهیم. برای این منظور بچه ها را به چند کارگروه مانند کارگروه های اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، اجتماعی تقسیم بندی کردیم و هر کدام از مشکلاتی که در شناسایی ها و گزارشات بچه ها مشخص شده بود به یکی از این کارگروه ها واگذار کردیم. هرکدام از این کارگروه ها چند نفر زیر گروه و چند نیرو دارند که همه این ها با هم بررسی می کنند که مثلا ما چون گروه اقتصاد هستیم این قسمت ها را داریم و این اولویت های ماست و این هم راهکار های حل این اولویت ها، این لینک ها وجود دارد و... . بحثی که در اینجا وجود دارد این است که پیگیری این کارها بیشتر از پیگیری های اردو می شود.
گاهی دیده می شود 6 یا 9 ماه بعداز اردو، بین بچه هایی که در اردو بودند فاصله ایجاد شده و درگیر کارهای خود شده اند، بنابراین مسئولین باید این موضوع را مدیریت کنند و با برنامه هایی مثل شب خاطره، این فاصله و فراموشی را از بین ببرند. البته ترجیحا شب خاطره خواهران از برادران جدا باشد، تا در برنامه محدودیت وجود نداشته باشد و بازخورد بالا تر رود. ( زیرا نمیشود فیلم ها و شوخی ها و... را در جمع مختلط پخش کرد)
ممکن است یک نیازمندی هایی را مسئولین آن روستاها به شما بگویند و شما برای آن برنامه ریزی کنید اما چنین نیازی در آن مناطق نباشد و شما باید مسئولیت ها را عوض کنید و یک مسئولیت جدید به بچه ها دهید .
مثلا ما برای بچه های دبیرستانی ، به علت نزدیکی به کنکور، مباحث خود را بروی مباحث درسی بسته بودیم (از قبل این موضوع را با مسئولین هماهنگ کرده بودیم) و یک فراخوان جمع آوری کتاب زده بودیم و چند جعبه کتاب برده بودیم. اما وقتی به آن روستاها رفتیم، دیدیم که بچه های دبیرستان آنها به شهرستان های اطراف رفته بودند و در کلاس های ارزان شرکت کرده و در روستا حضور نداشتند و بچه های کارگروه دبیرستان ما عملا کارآیی نداشتند و ما مجبور شدیم مسئولیت های جدیدی برای انها تعریف کنیم.
همچنین برخی از بچه های ما رفته بودند بافتنی را آموزش دهند و روز اول دیدند که بافندگی بچه های کلاس از آن ها بهتر است. بچه های ما شب آمده بودند و مانده بودند چه کاری انجام دهند و مجبور شدند چیزهای جدیدتری را سریع یاد بگیرند و قابلیت چیزهایی را که یاد گرفته بودند، سریع تعویض کنند. بچه ها باید سعی کنند به خاطر این قضایا آمادگی داشته باشند.
نکته دیگر اینکه، بعضی مناطق اصلا اینترنت ندارد و اگر بچه ها بخواهند محتوای خود را آماده و بروز کنند، نمی توانند. بنابراین باید از قبل محتواهای بیشتری را با خود ببرند و پیش بینی همه مسائل را بکنند که در صورت نیاز آن را تغییر دهند. بهتر است بچه ها تا جایی که امکان دارد مطالب و آموزش های مختلف را با خود ببرند چون آنجا به کار می آید.
اقایانی که همراه گروه خواهران هستند سعی کنند کار فرهنگی داشته باشند چون خواهران گاهی حریف پسر ها از یک سنی به بعد نمی شوند و باید آنها را به برادران بسپارند. معمولا برادران برای بحث فرهنگی نیامده اند و خیلی از آن ها مجبور می شوند کار فرهنگی کنند (البته یک سری از آن ها علاقه دارند و مشکلی نیست)، اما زمانی که دیگر قرار است همچین کاری را کنند کاملا باید توجیه باشند و برای این مسئولیت از قبل برنامه ریزی داشته باشند.
این خیلی خوب است که وقتی مسئول اردو دید، خستگی، ناراحتی و یا تنش زیاد شده و بچه ها خسته و ناامید هستند، یک روز بچه ها را جایی اعزام نکند و به تفریحی در ان مناطق بروند و نیرویشان را بازیابی کنند.
بهتر است اعضای گروه از نظر سنی نزدیک باشند و اختلاف سنی زیادی نداشته باشند و اگر اختلاف سنی وجود داشت سعی کنند همدلی را طوری ایجاد کنند که دو طرف احترام یکدیگر را داشته باشند و به فرهنگ سنی یکدیگر احترام بگذارند. در مواقعی که تنش یا دلخوری به وجود امد مسئول اردو باید این قضیه را مدیریت کند.
ما چون مکان اردویمان خراسان شمالی است روز آخر به مشهد می رویم و بچه ها روز آخر آزاد هستند .
یکی دیگر از کارهایی که ما برای کارآمدتر کردن اردو خراسان شمالی به کارهای خود اضافه کردیم طرح شهید سامنی راد بود که یک گروه جهادی دیگر که در قرارگاه امام زمان بود را پیدا کردیم و گفتیم که می خواهیم با شما همکاری کنیم تا این طرح را در خراسان شمالی انجام دهیم. این طرح، یک طرح علمی و ویژه دانش آموزان ابود و ما یک آزمون هوش به مدت دو روز برای هشتم و نهم برگزار کردیم و بعد از آن از بچه ها مصاحبه گرفتیم که این مصاحبه ها خیلی جالب بود و چیزهای زیادی برای شناسایی روستا در این مصاحبات نصیب ما شد. مثلا در روستا می بینیم که همه شاد و خوش هستند اما در مصاحبه ها می بینیم که خودسوزی دخترجوان آنجا اتفاق افتاده است.به این دلیل که آنجا ازدواج اجباری وجود دارد.
چون نزدیک مرز است قاچاق مواد مخدر آنجا زیاد است و دختری بود که پدرش 14 سال در آن سمت مرز در زندان ترکمنستان بود و... . در واقع این طرح باعث شد شناسایی عمیق تری نسبت به آن منطقه صورت بگیرد. برای این طرح هم مشاورانی از بچه های خود ما بودند که تقبل کردند که بچه ها را مشاوره دهند و... .


*نقاط ضعف:

یکی از مسائلی که ممکن است پیش بیاید این است که ماشین ها و مینی بوس هایی که از قبل هماهنگ کرده ایم ممکن است با تاخیر بیایند و ارگانی که از قبل این را تقبل کرده، این کار را به خوبی انجام ندهد و ما این مسئله را داشتیم. (البته ما برنامه هایی مثل ورزش یا برنامه های فرهنگی را تا قبل از امدن وسایل نقلیه اجرا می کردیم) و چالش دیگری که داشتیم این بود که وقتی مینی بوس آمد و بچه ها طبق گروه بندی به روستاها رفتند با این مسئله مواجه شدیم که کسی حضور ندارد.(البته از روز های بعدی وضعیت بهتر شد)
بحث دیگر اینکه، سالی که جهاد سازندگی در ابتدای انقلاب تاسیس شد اصل جهادی این بود که نباید گروه جهادی به منطقه ای برود و بگوید کجا خراب است و گروه جمع شوند و آنجا را درست کنند. اصل این است که با کمک نیرو و بودجه مردمی (که مردم آن منطقه هم پول بگذارند) به صورت افزایش نیرو وعملا کار مهندسی و مدیریت آن، آنجا را آباد کرد.
متاسفانه در حال حاضر این کارها انجام نمی شود و گروه های جهادی یک سری آسیب هایی می زند. آسیبی که الان دارد وقتی ما به آنجا می رویم یکی از اهالی یا دهیارهای روستا تماس می گیرند که خانه ما خراب شده به برادرانتان بگویید بیایند خانه ما را درست کنند و... .
مشکل این است که فقر فرهنگی، فقر اقتصادی به وجود می آورد. از این قبیل مشکلات زیاد وجود داشت که همه ناشی از فقر فرهنگی بود. مثلا انها مدرسه ای خراب داشتند که می توانستند از انجا برای برگزاری کلاس (نه برای تحصیل) استفاده کنند و این کار را نمی کردند و به بچه های جهادی می گفتند بیایید شیشه های آن را تمیز کنید و انجا را جارو کنید و کلاس را مرتب کنید و... .
این یک آسیب در گروه های جهادی شده است که بعضا جوان روستا می نشیند و نگاه می کند و جوان تیم ما بیل می زنند. درست است که ما میگوییم فی سبیل الله باید این کار انجام شود ولی بحث خود باوری روستاییان و اینکه ما می خواهیم آن روستاها رشد کنند نباید از بین برود. پیامد بعدی که تجربه خود بچه های گروه است، این است که از قبل با اهالی روستا صحبت کرده بودند که یک کارگاه قالی بافی بزنند و پتانسیل سنجی شد و همه کارها انجام شد و برادران کارگاه قالیبافی را زدند و اهالی روستا یک دفعه گفتند ما تصمیم داریم این مکان را تبدیل به حسینیه کنیم درصورتی که در روستا مسجد داشتند. اصلا کارگاه قالی بافی کجا و حسینیه کجا؟! خیلی وقت ها در روستا خیلی چیزها ساخته شده و بعد مطرود شده چون اهالی کاری نکرده اند و تعصبی روی آن نداشته اند و این آسیب شناسی ها باید بررسی و بحث فرهنگی انجام شود.
این آسیب شناسی ها به نظر بنده به بحث فرهنگی برمی گردد که خود گروه ها و خواهران و برادرانی که روی بحث فرهنگی کارمی کنند به این نکته توجه کنند که این فقر فرهنگی را از بین ببرند تا متقابلا فقر اقتصادی آنها درست شود.
در گروه خواهران، اواسط دوره این سوال برای بچه ها پیش می آید که چرا آمدیم و این همه هزینه شد و چرا کاری که می خواهیم انجام نمی شود و نتیجه ای که می خواهیم به دست نمی آوریم؟ معمولا گروه برادران گروه عمرانی است و می بینند که کارپیش رفته اما گروه خواهران چون کار فرهنگی انجام می دهند نتیجه کارشان را به صورت ملموس نمی بینند. این بحث باید در حین اردو گفته شود که ما نیاز داریم بعد از اردو این کارها پیگیری شود وبه این نیاز داریم بعد از اردو هرشخصی به خانه خودش نرود وبحث پیگیری اردو و مطالبه انجام شود که اینها خود باعث ایجاد یک انگیزه مجدد برای بچه های گروه می شود. (البته این بحث در برادران هم وجود دارد اما کمتر است)
از نقاط ضعفی که در اردو رخ می دهد بعد از اردو است که باید گفتمان داخل کل بسیج راه بیفتد نه تنها داخل گروه اردو، چون بچه هایی که به اردو می آیند خیلی از بچه های بسیج نیستند و معمولا خانواده خواهران خیلی مواقع اجازه نمی دهند دخترانشان به راه دور بروند و این که گفتمان خوبی در گروه بسیج راه بیفتد باعث می شود که پیگیری های بعد از اردو بهتر اتفاق بیفتد و بچه های بیشتری را با ماهیت و کار اردوی جهادی اشنا کرد و انها جذب جهادی کرد.
بحث بعدی این است که اگر مشکل رسانه ای وجود دارد، داخل دانشگاه پیگیری شود و اگر بشود مجله جهادی داشته باشیم و یک نشریه در دانشگاه باشد که این مسائل را تببین کند. بحث کانال تلگرام و اینستاگرام وجود داشته باشد و جهادی دانشگاه های مختلف با هم در ارتباط باشند و با هم طرح های مشترک بزنند.
ضعف بعدی که وجود دارد این است که اموزش ها دیر شروع می شوند و باید در نوروز شروع شود، چون خیلی از بچه ها نزدیک اردو حجم کارشان زیاد می شود و مطالب و جزوات را خیلی خوب نمی خوانند. می شود از یک سخنران یا استاد برای بحث آموزش مسائل دعوت کرد و همچنین برای کارهای هنری بچه ها آموزش ببینند.
اتمام حجت نکردن در اردو می تواند مشکلات و ناراحتی هایی را در اردو به وجود اورد که سبب شود کارایی اردو کم شود. خانم هایی که بعضا دانشجوی دانشگاه خودتان نیستند و به واسطه همسران خود که دانشجو هستند، ثبت نام می کنند، به علت توجیه نبودن، یک سری مشکلات به وجود می آورند و اگر قصد شرکت در برنامه را دارند باید حتما از قبل حضور خود را اعلام کنند و توجیح شوند، در غیر اینصورت بردن انها ممکن است مشکل ساز شود. برای اینکه بین خواهران و برادران هم از این بعد مشکلی به وجود نیاید، خواهران می توانند قوانین خود را مکتوب کنند و این قوانین مکتوب را از قبل به برداران بسپارند و بگویند اگر کسی با این قوانین ذکر شده موافقت کرد می تواند همراه ما بیاید. این باعث می شود همه قوانین را از قبل بدانند و متوجه شوند این یک بحث شخصی نیست و بحث گروه تشکیلاتی است.
بچه هایی که در اردو شرکت کردند، ممکن است نسبت به کارشان نا امید شوند، چون برنامه هایشان با چیزی که قبل از اردو برنامه ریزی کرده اند کاملامتفاوت است. مثلا قرآن بچه های روستای ما فوق العاده بود و بچه های تیم هر چقدر جلوتر می رفتند از لحاظ محتوایی کم می آوردند و بچه های یک سری روستاها کندتر بودند و تیم نتوانستند برنامه ای که برای روز اول برنامه ریزی کرده بودند پیش ببرند و آنجا به این صورت بود که بچه ها شب ها بیایند و محتواهایشان را آپدیت کنند و کارهایی را که قرار بود برای فردا انجام دهند برنامه ریزی کنند. (ما با خود دسنگاه فتوکپی هم برده بودیم که تمام کپی های لازم گرفته شود و به بچه های آنجا بدهیم.) برای مدیدیت این بحث خوب است که یک حلقه بین گروه و مبلغ تشکیل شود یا اگر مبلغ هم نبود خود بچه ها دور هم جمع شوند و صحبت کنند و مشکلات خود را بیان کنند و بقیه دوستان برای حل مشکل نظر بدهند و بزرگترهایی مانند روان شناس و مبلغ هم نظر دهند و راه کار هایی را ارائه دهند، تا بچه ها آرام تر شوند.


*نتایج و پیامد‌ها:

ما علاوه بر فعالیت های جهادی و بازخورد های ان، با کمک بچه های شهید سامنی راد و خیرینی که برای بچه ها پیدا کرده بودیم از نظر مالی هم به آنها کمک کردیم. مثلا پدر یکی از بچه های روستا بیمار بود و ما توانستیم علاوه بر اینکه به تحصیل خودش کمک کنیم و کتاب های کمک آموزشی برای او بفرستیم، از لحاظ خانوادگی نیز به آنها کمک کنیم.
علاوه بر ان وقتی که شخصی فضای محرومان را می بیند و پیگیری کارهای محرومان را انجام می دهند و اردوی جهادی رفته است با کسی که این چیزها را ندیده تفاوت دارد، و این تفاوت در بچه های ما به وجود امد. ما وقتی می خواستیم برای جهادی تهران کمک بگیریم، خیلی از بچه ها، هسته اولیه بچه هایی بودند که جهادی خراسان شمالی را آمده بودند. البته یک عده از بچه هایی هم که تا به حال جهادی نرفته بودند در جهادی تهران شرکت کردند اما بچه هایی که به جهادی خراسان آمده بودند بیشتر پیگیری می کردند و دنبال این بودند که مشکلات مناطق را برطرف کنند و بیشتر پیگیر فاصله طبقاتی موجود در جامعه بودند.


*شیوه‌های تبلیغات:

ما تبلیغات اولیه را از راهیان شروع کردیم. چون راهیان مربوط به خود مجموعه بسیج است، بچه های بسیج در آنجا می توانند یک تبلیغاتی برای اردوی جهادی داشته باشند. تبلیغات پوستر و بنر و شروع ثبت نام را نیز بعد از عید آغاز کردیم. همچنین در سایت و کانال تلگرام و اینستاگرام نیز تبلیغات داشتیم و اگر کسی را در دانشگاه می دیدیم و او را می شناختیم چهره به چهره صحبت می کردیم. این شیوه ها خوب بود و تعداد زیادی از بچه ها ثبت نام کردند و آن سال 40 نفر از خواهران را با خود به سفر بردیم.


تصاویر تجربه اردوی جهادی فرهنگی دانشگاه امیرکبیر تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردوی جهادی فرهنگی دانشگاه امیرکبیر تهران"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.