اردوی جهادی در حاشیه شهر ارومیه


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
آزاد واحد ارومیه
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم محمدی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

ما استارت کارمان را زمان انتخابات ریاست جمهوری زدیم. در آن زمان یک تیم پژوهشی از بین بچه ها رفتند تا وضعیت شهر را بررسی کنند و نظرات مردم را بپرسیدند تا ببینند که مردم چه اندیشه ای دارند. طی این پژوهش متوجه شدیم مردمی که در حاشیه شهر قرار دارند ضعف اعتقادی شدیدی پیدا کرده اند و گاها حتی رهبر را هم قبول نداشتند.
طی بررسی های انجام شده ما به این نتیجه رسیدیم که حاشیه شهر ها جزو قشر فراموش شده به حساب می آیند و این امر باعث شد ما به فکر انجام کاری در این حوزه بیفتیم.


*ایده های فعالیت:

بعد از این جریانات ما فعالیت جهادی مان را در حاشیه شهر شروع کردیم و به طور کلی خواهران جهادی تمامی دانشگاه های ارومیه حاشیه شهر را در دست گرفتند.
یکی از ایده هایی که ما گرفتیم استارت ساخت یک بیمارستان فوق تخصصی جهادی در یکی از حاشیه شهرها بود که توسط برادران گروه ما انجام شد. بچه های عمرانی گروه های جهادی طی گروه هایی که دارند ساخت بیمارستان را انجام دادند و تا کنون دو طبقه از بیمارستان را ساخته اند و حدود دو طبقه به پایان کار مانده است.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

در ابتدا برای جذب نیروی جهادگر، پرسش نامه هایی طراحی شده بود که دانشجویان در ایستگاه هایی که در دانشکده ها برقرار شده بود این پرسشنامه ها را پر می کردند و طی اطلاعات و پاسخ هایی که در پرسشنامه می نوشتند و گزینش هایی که انجام می شد، جهادگرها انتخاب می شدند. بعد از گزینشی که انجام می شد جهادگرها با توجه به توانایی هایی که داشتند تقسیم بندی می شدند. (ما سعی می کردیم از هر رشته ای، در هریک از گروه ها قرار دهیم.)
ما برای بحث های مالی و حمایتی از تمام ارگان ها کمک گرفتیم. مثلا برای ساخت بیمارستان زمین را از شهرداری گرفتیم و طی مکاتباتی که با ارگان ها داشتیم توانستیم این کار را به بهترین نحو انجام دهیم.
ما با تعدادی از ادارات مانند کمیته امداد و آموزش و پرورش مکاتباتی را داشتیم.
کمیته امداد جهت شناسایی افراد خیلی محروم به ما کمک می کرد، چون ما بسته های اقلام خشکی را داشتیم که این بسته ها را با توجه به خانه هایی که شناسایی می کردیم، تحویل می دادیم.
همچنین با آموزش وپرورش هم مکاتبه داشتیم که بسته های خیاطی و قالیبافی را از هنرستان ها تهیه کنیم.
مکاتبه بعدی ما با سپاه بود که ماشین در اختیار بچه ها قرار دهند و پشتیبانی کنند. (چون اردو به صورت شبانه روزی بود و پشتیبانی هایی نیاز داشت.) البته بحث آشپزی با خود بچه های جهادی بود.
ازآنجایی که میخواستیم تا حدی بین مردم نفوذ داشته باشیم، ما حاشیه همان منطقه که قرار بود بیمارستان افتتاح شود را به عنوان مرکز عرصه جهادی انتخاب کردیم.
قبل از آن پیگیری هایی را با محله های مختلف جهت انتخاب محل کارآفرینی هایی که میخواستیم انجام دهیم انجام دادیم.


*جزئیات فعالیت:

فعالیت های ما در عرصه های آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و پزشکی، در حاشیه شهر انجام شد.
بچه ها هر روز ساعت 8.30صبح از اسکان حرکت می کردند واز ساعت 9 تا ساعت 6 و 7 عصر در منطقه بودند.
کار کارگروه فرهنگی ما بیشتر بحث خود را روی ماهواره و حجاب و نماز قرار داده بود ( با توجه به شناسایی و ضعف های موجود در منطقه) و بچه های فرهنگی سعی می کردند با ابزارهای مختلف و کارهای هنری مانند کاردستی و نقاشی افکار صحیح را به بچه ها آموزش دهند. در کلاس های آسیب شناسی ماهواره، اگر شخصی ماهواره اش را تحویل می داد به جای آن دستگاه گیرنده دیجیتال به او می دادیم.
البته در بحث فرهنگی ما فعالیت هایی را هم جهت خودسازی خود جهادگران انجام دادیم. مثلا در طول جهادی یک سری شبی با شهدا برگزار کردیم و ... ،که این باعث شد خود بچه های جهادی ارتباط دوستانه شدیدی با هم برقرار کنند و بعد از اردوهای جهادی طرحی به نام پنجشنبه های مهربانی برگزار کنیم، که این باعث ارتباط گیری بیشتری بین ما و اهالی منطقه شد. برنامه هفتگی ما به این صورت است که پنجشنبه هرهفته ساعت 10 صبح بچه ها به همان مناطق می روند و همان کلاس هایی که قبلا داشتیم را برگزار می کنند. البته در این برنامه، کار را تخصصی تر انجام می دهیم.
امسال در کنار کارهای فرهنگی خواهران، بردران تلاش می کنند تا یک کارگاه نجاری ساخته شود .
فعالیت کارگروه علمی آموزشی، در زمینه مباحث درسی بود، چون ما متوجه شدیم بچه های آنجا به شدت ضعف درسی دارند. بنابراین ما کلاس های فوق درسی زبان و ریاضی و... برگزار کردیم. علاوه بر ان استادی را آوردیم که در مورد شبکه های مجازی برای نوجوان ها و استاد دیگری در زمینه همسرداری برای خانم ها صحبت می کردند.
در زمینه اشتغال و کارآفرینی، مباحث خیاطی و نمد دوزی و قالیبافی را داشتیم به این صورت که ما مباحث را به آنها آموزش می دادیم و اگر تمایل داشتند وام بدون کارمزد به آنها می دادیم که بتوانند کار آفرینی خود را انجام دهند. در زمینه نمد دوزی خیلی از افراد داوطلب بودند و ما معرفی کردیم و این کار انجام شد اما در زمینه قالیبافی این اتفاق نیفتاد.
برای آموزش قالیبافی و خیاطی توانستیم بسته های مورد نیاز برای این آموزش ها را از آموزشگاه ها و هنرستان ها تهیه کنیم.
در زمینه بهداشت و درمان هم بچه های پیراپزشکی همراه ما بودند که فعالیت های غربالگری و آموزش بهداشت را انجام می دادند.
بعد از اتمام اردو گزارش ها و مستندات و پیگیری ضعف ها و پتانسیل های مناطق را با ناحیه بسیج دانشجویی استان مطرح کردیم.
ما وقتی اردو و فعالیت ها تمام می شود، نمایشگاه و مسابقه بهترین عکس جهادی را برگزار می کنیم.
همچنین در اردوی جهادی از صدا و سیما دعوت می کنیم و گوشه ای از فعالیت ها ضبط و پخش می کنیم.


*نقاط ضعف:

یکی از نقاط ضعف ما این بود که پشتیبانی که از طرف واحد می شد ضعیف بود و گاهی این قضیه مشکلاتی را به وجود می آورد.
همچنین ما قبل از اردوی جهادی هیچ گونه کارگاه تخصصی برای سرگروه های جهادی برگزار نکرده بودیم و این باعث شد که دانشجوی ما نداند که برای هر گروه سنی دقیقا چه چیزی مناسب است. این امر باعث شدکه در فعالیتهای بعدی کارگاه تخصصی برگزار کنیم و جهادگران با خصوصیات رنج های سنی مختلف بیشتر آشنا شوند و عملکرد و اردوی بهتری داشته باشیم.


*نتایج و پیامد‌ها:

وقتی که ما در حاشیه شهر فعالیت می کردیم و با مردم مناطق صحبت می کردیم می گفتند که شما انقلابی ها صرفا زمان انتخابات به یاد ما مردم می افتید و حداقل بازخوردی که ما داشتیم این بود که توانستیم انقلاب و بچه های انقلابی را به مردم بشناسانیم و این تفکر را از بین ببریم و بفهمند که ما به عنوان بچه های انقلابی و جهادی دغدغه مردم را داریم و برای ما مهم هستند و این بین اهالی جا افتاد و ما را قبول کردند.
در بین جهادگرها باعث شد که امسال انتخابات شورای بسیج سازندگی با شکوه تر و بهتر برگزار شد و بچه ها فهمیدند که سازندگی بسیج دانشجویی بسیار موثر است.
همچنین در فضای دانشگاه خیلی موثر بود و امسال ثبت نام ما برای اردوی جهادی دوبرابر سال گذشته بود. در واقع دانشجوها اردوی جهادی را به عنوان یک امر مقدس باور کردند.
یکی دیگر از بازخوردها پنجشنبه های مهربانی است و اهالی فهمیدند که ما برای یک هفته یا ده روز تابستان و کسب یک گزارش به اردوی جهادی نمی رویم و این واقعا دغدغه بچه های ما است.
ما شب یلدا طی طرح یلدای مهربانی، اقلام غذایی در همان منطقه دادیم و در ماه رمضان و در میلاد امام حسن(ع) در همان منطقه ضیافت افطاری ساده داشتیم (کلا در مناسبت های خاص برنامه ای داریم)، به این ترتیب ما بقدری در دلهای مردم محله نفوذ کردیم که اگر یک هفته نرویم اهالی زنگ میزنند و پیگیر می شوند. همچنین به لطف و عنایت خدا ما شاهد تغییر تفکر خیلی از اعضای روستا، به واسطه این گروه جهادی شدیم.
طی برنامه خودسازی که برای بچه های جهادی داشتیم دو نفر از جهادگرها که چادری نبودند طی اردو چادری شدند و به آنها چادر هدیه دادیم.


*شیوه‌های تبلیغات:

تبلیغات ما با پخش مستندی از اردوی جهادی در یکی از برنامه های دانشگاه، شروع شد. علاوه بر آن نصب بنرها و پوسترها را داشتیم. همچنین یک ایستگاه برپا کردیم که در آن مکان بین دانشجوها تبلیغات حضوری انجام می دادیم.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه اردوی جهادی در حاشیه شهر ارومیه
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردوی جهادی در حاشیه شهر ارومیه"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.