مجموعه فعالیت های حوزه فلسطین


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم رضایی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

مقام معظم رهبری: صریح میگوئیم. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است.


*جزئیات فعالیت:

مجموعه برنامه های انجام شده در حوزه فلسطین و قدس در دانشگاه تهران:

1. روز قدس 97:
بچه ها برای روز قدس در میدان انقلاب یک غرفه بزرگ زدند که دو بخش بود که نیمی از آن آقایان و نیم دیگر خانم ها بودند. در قسمت خانم ها یکی از بچه ها که نقاش بود آمدند و تابلوی اشرف النجار را که پرستاری بود که در جریان راهپیمایی شهید شدند را در عرض 2 ساعت کشید. همچنین در این غرفه ها با مردم درباره فلسطین و اتفاقات انجا صحبت می شد.
در کنار این خارج از غرفه ها به یاد 2000کودک شهیدی که در جریانات این چند سال شهید شده بودند، به یک طناب بزرگ تعداد 2000 پارچه خونین را گره زده بودیم و آنرا به دست مردم دادیم و مردمی که برای راهپیمایی در میدان بودند طناب را بالا گرفته بودند.
ما در کشور های دیگر ایده هایی را دیده بودیم (اثر دست خونی مردم بر روی پارچه ها به یاد کشته شدگان و قرار دادن 4500 کفش به یاد شهیدان فلسیطنی در مقابل اتحادیه اروپا) که با تلفیق انها ایده 2000 پارچه خونی را گرفتیم.
فضا سازی ما در روز قدس به وسیله یک پرچم بزرگ 8 متری و عکس شهدای فلسطینی و نکاتی در مورد اسرائیل بود که به طناب هایی دور غرفه آویزان کرده بودیم. علاوه بر این ها ما یک تابوت درست کرده بودیم که پرچم فلسطین روی آن بود و تابوت را به یاد شهدای فلسطین آنجا گذاشته بودیم. علاوه بر ان ما می خواستیم کمک مالی هم جمع آوری کنیم و این پول را به خیره بدهیم تا به فلسطین بفرستند که مجوز این کار داده نشد.
بچه ها و مردم در این روز عکس های زیادی گرفتند و خبرنگار هایی هم بودند که با عکس و فیلم هایی که می گرفتند فعالیت ما را رسانه ای می کردند.
(البته ما قصد داشتیم در شب های قدر و قبل از قدس برنامه ها و غرفه هایی را برگزار کنیم که بنابر مشکلاتی که در آن زمان وجود داشت نشد.)

2. نیمه شعبان :
در شب نیمه شعبان غرفه ای مشابه غرفه قدس را در داخل دانشگاه داشتیم که فضاسازی آن هم تقریبا شبیه هم بودند و عکس های شهدا را آویزان کرده بودیم البته آن زمان شهدا کمتر بودند. در فضاسازی پرچم فلسطین و چفیه هم بود. کلیت آن غرفه این بود که یک سری شبهات که در مورد فلسطین بود را (از این قبیل که دشمن اهل بیت هستند و زمین های خود را فروخته اند و...) به در و دیوار غرفه زدیم طوری که هرکس رد می شد این شبهات را می خواند و برایشان عجیب بود.
کاری که در غرفه انجام شد این بود که از چند فلسطینی دعوت کردیم که شبهات را جواب دهند که دبیر سخنگوی انجمن فلسطین ایران تشریف آوردند و پاسخگوی شبهات بودند. نکته جالبی که وجود داشت این بود که در این مراسم تعدادی از بچه های فلسطین هم بودند که وقتی شبهات را می دیدند خیلی برای آن ها عجیب بود که این ها چیست و این حرف ها چیست.
در این برنامه با دو نفر از بچه های فلسطین که دانشگاه تهران درس می خواندند آشنا شدیم و بدون اینکه آنها را دعوت کنیم، خود جوش به غرفه آمدند و بامردم صحبت کردند و از آنجا به بعد ما باهم ارتباط گرفتیم.
کار دیگری که انجام دادیم این بود که تعدادی هشتک درست کرده بودیم که با چفیه های فلسطین به دست مردم می دادیم و از آنها عکس می گرفتیم که بعدا در حدی که خودمان صفحات مجازی داشتیم به زبان عربی این عکس ها را منتشر کردیم.
در شب نیمه شعبان ما کار هشتک را در غرفه شادی و نشاط کودکان نیز انجام دادیم. ما ساده برای بچه ها ارائه می دادیم که در فلسطین چه اتفاقاتی افتاده است، سپس بچه ها با رضایت با هشتک ها عکس می گرفتند. جمله ای که به بچه ها داده بودیم از شعری بود که سروده یکی از کودکان فلسطینی بود. ما ابیات این شعر را تقسیم کردیم و آنها را به همراه پرچم دست بچه ها دادیم. چندتا فیلم هم از آنها گرفتیم که اگر پیامی دارند به بچه های فلسطین بدهید و جالب بود که بچه ها با سن کمشان کاملا می دانستند داستان فلسطین چیست و خیلی خوب صحبت می کردند.
یکی از مشکلاتی که برنامه نیمه شعبان داشت این بود که یک روز قبل از نیمه شعبان تصمیم گرفتیم این کار را انجام دهیم و طبعا به اندازه یک روز زمان داشتیم و خیلی کارها و ایده ها داشتیم که انجام نشد و خود ما خیلی از آمادگی ها را نداشتیم.
ما برای رسانه ای کردن و تبلیغات کار، یک عکاس حرفه ای ازدوستان را دعوت کردیم اما به واسطه فضاسازی کمی که انجام شد مردم کمی به سمت غرفه آمدند و اتفاقی که مد نظر ما بود رقم نخورد و فعالیت می توانست بهتر از این باشد.

3. هنرهای گرافیکی:
ایده بعدی ما، کارهای گرافیکی بچه های هنرهای زیبا بود، که علت این کار گیت هایی بود که اسرائیلی ها سال 96 دور مسجد الاقصی گذاشتند و به مسجدالاقصی بی حرمتی کردند و در فلسطین درگیری های زیادی به وجود آمد.
ما هم زمان با این اتفاقات تصمیم گرفتیم برای اعلام اعتراض خود فعالیتی انجام دهیم. بنابراین بچه های هنر یک سری طرح های مرتبط با هتک حرمت مسجدالاقصی و... را طراحی کردند و این طرح ها را روی دیوارهای اطراف دانشگاه تهران اسپری کردیم.
ما این کار را یک روز قبل از تجمعی که جلوی سر در دانشگاه تهران بود انجام دادیم. این تجمع را تشکل های فعال فلسطین انجام داده بودند (که ما صرفا در آن برنامه حضور داشتیم، اما طرح های ما به فضاسازی کمک کرد.) این تجمع به این صورت بود که دانشجویان غیر ایرانی مانند فلسطینی و مصری و عراقی دعوت شده بودند (البته بچه های دانشگاه های مهم تهران هم در این برنامه حضور داشتند.) و بچه ها در آن فضا یک کار اعتراضی انجام می دادند و دست می زدند و یک سری شعرها می خواندند، که تمام انها را عربی انجام می دادند که شور آن بیشتر از سبک ایرانی بود. همچنین سخنرانی خود دانشجوها را داشتند و اینطور نبود که سخنران دعوت کنند. یک سری فضاسازی وپرچم ها و شعارهای عربی و انگلیسی هم بود. در این برنامه شعار ها و اعتراضات به زبان های انگلیسی و عربی بود، چون مخاطب این برنامه داخل ایران نبود و برنامه به زبانی که می خواستند دیده شود، بود.
یکی از مشکلات فعالیت هنر های گرافیکی این بود که کار بدون مجوز بود (اگر چه این کار و هنر در سراسر جهان به مجوز نیاز ندارد)، اما خیلی از بچه ها می گفتند دیوارها مال شهرداری است و ما یک دردسر برای شهرداری ایجاد می کنیم و سر این موضوع که بیت المال است و باید مجوز داشته باشیم اختلاف نظر وجود داشت.
مشکل بعدی این فعالیت این بود که ما طرح ها را روی دیوارهایی که کمتر دیده می شد انجام دادیم. البته جای دیگری نداشتیم (اکثر دیوارهای دانشگاه تهران کوچک و میله ای هستند) و روی دیوارهای خیابان انقلاب هم نمی شد این کار را انجام داد. ما میخواستیم شبانه کار را روی دیوارهای مختلف شهر انجام دهیم اما چون خانم بودیم، محدودیت داشتیم و نتوانستیم این کار را انجام دهیم. ما این کار را از ساعت 4 شب به صورت مخفیانه شروع کرده و تا 7 صبح به اتمام رساندیم.

4. سکوت مرگ:
ما به مناسبت 9 مهر که روز همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطین است، یک برنامه با عنوان سکوت مرگ داشتیم.
این برنامه به مدت دو روز بود و برای اجرای این برنامه جلو دانشگاه تهران کنار مزار شهدا صندلی می گذاشتیم (البته استیج و فضای خاصی نداشتیم) و بعد از نماز تا حدود ساعت 4 چندین مهمان دعوت می کردیم که در تایم خالی بعد از نماز، در شلوغ ترین محوطه دانشکده بیایند و صحبت کنند.
ما برای دیده شدن برنامه، نخواستیم آن را در سالن برگزار کنیم و بچه ها حتی اگر شده 10 دقیقه در برنامه شرکت کنند.
برای مهمانان هم میخواستیم دانشجوهای فلسطینی که در ایران هستند و همچنین مستند ساز و خبرنگار جنگ فلسطین دعوت کنیم که بیایند و خاطرات جنگ فلسطین را بگویند.(دانشجو های فلسطینی در ایران انجمن دارند و در دانشگاه های مختلف ایران حدود 50 نفر هستند.) علاوه بر آن در نظر داشتیم شاعری را دعوت کنیم که در مورد فلسطین شعر بگویند. که در نهایت از بین این افراد و اشخاص روز اول جناب روح الله رضوی و روز دوم آقای علیرضا کمیلی تشریف آوردند.
در کنار این برنامه جمع آوری پول برای فلسطین را هم داشتیم که ازخیریه بین المللی انفاق کمک گرفتیم.
البته تئاتر خیابانی هم در برنامه بود که به دلیل مشکلات مالی نتوانستیم آن را اجرا کنیم.
برنامه ما یک فضاسازی داشت و ایده ای که ما ابتدا در نظر داشتیم این بود که حوالی مسجد را با تصاویر نمایشگاه عکس و بادکنک و سایر وسایلی که با بحث کودکان مرتبط است، فضاسازی کنیم. اما چیزی که در نهایت اجرا شد با چهار یونولیت بزرگ یک دیوار ساختیم که چندتا از تصاویر مرتبط با فلسطین که روی دیوار نوشته های فلسطین دیده بودیم راروی آن نقاشی کردیم.
برای رسانه ای کردن این برنامه با خبرگذاری های مختلفی هماهنگ کردیم اما نهایتا آن طور که می خواستیم انجام نشد؛ زیرا کار را خانم ها بسته بودند و آقایان همکاری چندانی نداشتند و اکثر هماهنگی های رسانه ای دست آقایان بود و به همین علت برای این کار به مشکل برخورد کردیم.
اطلاع رسانی قبل از برنامه را با پوستر و پخش تراکت انجام دادیم. تبلیغاتی نیز از طریق کانال تلگرامی بسیج و پیامک داشتیم.

5. برنامه سالنی:
کار بعدی در رابطه با اعلام ترامپ درباره انتقال پایتخت خود به قدس بود. بنابراین اذر سال 96 بچه ها تصمیم گرفتند دو کار را انجام دهند؛که یکی از آنها برنامه سالنی و دیگری نشست خبری بود.
خیلی از ما مخالف نشست خبری بودیم، چون می خواستند یک سری از سفیر ها و افرادی از جنس آدم های وزارتی را دعوت کنند که این جنس برنامه ها معمولا هیچ دستاوردی ندارند.
اما برنامه سالنی در سالن فردوسی دانشکده ادبیات برگزار شد و برنامه قسمت های مختلفی داشت که در برنامه دختر سردار سلیمانی و یک مسافر فلسطینی را دعوت کرده بودیم. البته در ابتدا بچه ها تصمیم داشتند افراد مختلفی از جنس های مختلف دعوت کنند (مانند شاعر و خبرنگار و ادم هایی که فعالیت مردمی داشتند)، اما همه این افراد دعوت نشدند و برنامه مختصرتر شد.
همچنین در بیرون سالن یک بنر زده بودیم که افراد مختلفی که از محوطه عبور می کنند، یک هشتک دستشان بگیرند و بچه ها از آنها عکس بگیرند و به عنوان یک حرکت رسانه ای نشر دهیم. البته این کار اجرایی نشد چون فضا طوری بود که جای آدم ها عوض نمی شد و عکس های تکراری از برنامه گرفته می شد، اما ایده خوبی بود و جای تکمیل شدن دارد.
در این برنامه همه بچه ها یک سرود خاص را که خودشان گفته بودند در سالن هم خوانی می کردند.
در این برنامه نیز مشکل هماهنگی را داشتیم که برنامه از سمت خانم ها بود و برادران در جریان نبودند که به همین دلیل به مشکلات زیادی برخورد کردیم و مسئله دیگر این بود که جمعیت کمی در برنامه شرکت کردند(ما به این نتیجه رسیدیم که برنامه سالنی از سال 93 به بعد چندان جواب نمی دهد) البته این برنامه در سالن فردوسی که بزرگترین سالن دانشگاه تهران است برگزار شد، که پرکردن سالن سخت بود و اگر برنامه در سالن کوچکتری برگزار می شد، این مشکلات وجود نداشت.

ایده های انجام نشده:
ایده اول:
ما ایده های زیادی داشتیم که خیلی از آنها انجام نشد؛ یکی از ایده ها این بود که یک کارناوال راه اندازی کنیم و تئاتر خیابانی داشته باشیم و این کارها را جلوی سردر دانشگاه یا در پارک شهر انجام دهیم که وقتی مردم می ایند شلوغی فضا توجه مردم را جلب کند که این ایده به دلیل بودجه انجام نشد، البته علاوه بر آن وقتی ما با بچه های هیئت هنر صحبت کردیم نتوانستیم این دغدغه را طوری توضیح دهیم که راضی شوند که آن جنس کارهایی که در محرم انجام می دهند را در این جا نیز در سطح خیابان انجام دهند. برای تئاتر خیابانی چند نقطه استراتژیک را مشخص کرده بودیم. ما می خواستیم که تئاتر هایمان در این نقاط ثابت برگزار شوند و کارناوال مدل دسته هایی که هیئت هنر در محرم راه می اندازند از این نقطه به نقطه دیگر حرکت کند. این نقاطی که در ما در نظر داشتیم شامل خود دانشگاه تهران، میدان فلسطین، دانشگاه هنر، امیرکبیر و تئاتر شهر بود.
در واقع هدف ما این بود که مردم به واسطه شلوغی و سرو صدایی که ایجاد می شود متوجه شوند که داستان فلسطین چیست. اما دوستان این ایده را خیلی نقد کردند و یکی از دلایلی که ما پیگیر آن نشدیم این بود که مردم دغدغه فلسطین را نداشتند و دغدغه آنها در این زمان معیشت بود و اگر این ایده را یک دفعه راه اندازی می کردیم در ذوق مردم می خورد و نقض غرض می شد. شاید اگر این کار در روز قدس انجام شود بازتاب های خشن احتمالی کمتر باشد.
ایده دوم:
ایده بعد اینکه می خواستیم شب ها روی ساختمان های خاصی مانند برج آزادی یا سردر دانشگاه تهران که برای مخاطب خارجی نمادهای خاص ایران و تهران محسوب می شوند تصاویری از مبارزات فلسطین را با نورافکن بیندازیم یا در حداقل حالت ممکن جملات یا پرچم ایران و فلسطین را کنار هم بگذاریم. یکی از ایده های ما این بود که نورپردازی ثابت نباشد مثلا در اتوبان برویم و تصاویر روی دیوارها بیفتند، که این ایده ها تشکیلات فنی زیاد و قوی نیاز داشت و ما این تجهیزات را نداشتیم، وگرنه همه چیز آن آماده بود و بچه ها هم آماده بودند.
ما می خواستیم ایده نورپردازی را داخل دانشگاه و سردر دانشکده های ادبیات و فنی انجام دهیم اما این ایده نیز انجام نشد؛ چون این برنامه های اخیر در بازه انتخابات بسیج بود و بچه ها عوض می شدند و همین درگیری ها باعث شد ایده ما اجرایی نشود.
ایده سوم:
بچه ها از همان زمان که ترامپ سفارت را منتقل کرد چند بار می خواستند یک غرفه را بگیرند و جلوی سردر دانشگاه یک تجمع راه اندازی کنند. برای این کار خیلی هماهنگی ها را انجام شد و بچه های دانشگاه تهران می خواستند این کار را انجام دهند که سازمان گفت بیایید این کار را هماهنگ انجام دهیم که نتیجه این کار، تجمعی شد که جلوی سازمان بود. دانشجوها تراکت های زیادی طراحی کرده بودند و فضاسازی را بسیار خوب پیش برده بودند اما چون یکباره قرار شد برنامه از طرف سازمان انجام شود دیگر مدیریت دست بچه ها نبود و کارهایی که می خواستند انجام دهند، قابل اجرا نبود و این ایده بچه ها شکست خورد؛ یعنی کارهایی که بچه ها طراحی و بعضا 90درصد آن را اجرا کرده بودند، آن صورت که مد نظر داشتند، اجرایی نشد.
ایده چهارم:
برای بحث چهلم یا هفتم شهدای یوم النکبه بچه ها می خواستند در مسجد دانشگاه تهران مراسم یادبود شهدا را بگیرند و از مسجد تا سردر دانشگاه مراسم تشییع را انجام دهند و بعد به سردر بروند و یک بیانیه را بخوانند، اما چون در بازه زمانی درگیری عوض شدن بچه ها و زمان تحویل مسئولیت ها در اواخر سال تحصیلی بود انجام نشد و اگر انجام می شد برنامه خوبی بود.
ایده دیگر این بود که از سردر دانشگاه تهران دوتا پرچم بزرگ ایران و فلسطین آویزان کنیم، که برای این کار هم دوتا پرچم 8 متری خریداری شد، اما به دلیل نداشتن مجوز این ایده انجام نشد.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه مجموعه فعالیت های حوزه فلسطین
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.