جهادی دانشگاه تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: کانون خدمت رسانی به مستضعفین
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

کانون خدمت رسانی به مستضعفین در کشور اولین جایی است که اردوهای جهادی را راه اندازی کرده است و در سالهای ۹۱، ۹۲ و ۹۴ به عنوان برترین اردوی جهادی کشور انتخاب شده است.
در این کانون و در فعالیت در حوزه جهادی، تمام تلاش ما بر روی این است که در حوزه فرهنگ و آموزش منطقه اثر گذار باشیم (از اهداف اصلی ما تاثیر گذاری در این حوزه و رساندن مردم به خودکفایی و خود باوری است) و در واقع بخش های کشاورزی و درمان و عمران ویترین کار ماست و بیشتر جهت جلب اعتماد مردم منطقه این کارها را انجام می دهیم (که بسیار هم اثر گذار است) و هدف اصلی ما رفع این معضلات منطقه نیست؛ زیرا ما یک تیم دانشجویی هستیم و چنین تیمی برای رفع این موانع نمی تواند گام های خیلی گسترده ای بردارد و چون ما دانش و مطالعات داریم توانمان در عرصه فرهنگ و آموزش خیلی بیشتر است و می توانیم نسبت به هرتیم این دانش ها را تفکیک و ارائه کنیم؛ ما در عرصه های دیگر برای رفع محرومیت زدایی می توانیم با لینک زدن به ارگان ها و افراد توانمند در هر حوزه کمک بیشتری به منطقه کنیم تا اینکه خودمان به تنهایی وارد عمل شویم.
منطقه فعالیتی ما در منطقه میرآباد شهرستان سردشت آذربایجان غربی بوده است.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

از مهمترین اقدامات پیش از برگزاری اردو جذب و ثبت نام نیروی جهادگر توانمند است که ما از طرق مختلف فراخوان ها و تبلیغات را انجام می دهیم.
تمام ثبت نام هایی که انجام می شود منوط بر این است که در سایت ثبت نام انجام شده باشد و به جز خروجی سایت هیچ فردی تا لحظه اخر اضافه نمی شود، مگر اینکه به یک فرد تخصصی نیاز داشته باشیم که خودمان دعوتشان کنیم.
ما حوزه های فعالیتی هر جهادگر را بر مبنای نیازها و داده های پژوهشی و بر اساس دغدغه مندی و هدف مندی آن منطقه و همچنین علاقه و انتخاب خود جهادگران انتخاب می کنیم.
در ثبت نام ما گزینه هایی وجود دارد که شخص می تواند تخصص و علاقه مندی هایش را برای فعالیت انتخاب کند که پس از این مرحله ما از طریق با این افراد ارتباط برقرار می کنیم و با آنها مصاحبه می کنیم.
ما در مصاحبات از ادوار تیم ها دعوت می کنیم تا بر مبنای سوالاتی که براساس نیازها طراحی و آماده شده اند مصاحبه و گزینش کنند. پاسخ ها توسط هریک از سرتیم ها درصد بندی و نمره دهی می شود و پس از یک سنجش کلی، افرادی را که نیاز داریم به جلسات دعوت می کنیم.
هرکدام از سرگروه ها زیر مجموعه خود را با توجه به اهداف و اولویت های خود انتخاب می کنند و اگر به اساتیدی در حوزه فعالیت خود نیاز داشتند، از آنها دعوت به همکاری می کنند و به این ترتیب اساتید چند روزی به منطقه می آمدند و پیشنهادهای خود را بیان می کردند.
ما تقریبا دو ماه قبل از اردو جلسات آموزشی را داریم که در هر هفته دو روز و در هر روز سه ساعت برگزار می شود. دو جلسه اول آموزش منطقه و توضیح شرایط منطقه است و بعد از آن وارد طرح اصلی می شویم.
کارفرهنگی داخل نیز با برگزاری جلسات مشترک با تیم های دیگر از همین زمان شروع می شود که اولین جلسه از آن، جلسه توجیهی است که چارت کلی اجراییات اردو جهادی را برای بقیه تیم ها هم توضیح می دهیم که همه تیم ها از کار سایر تیم ها هم خبر داشته باشند؛ اگرچه توضیح این بحث با مسئول اردو است ولی بر محیط فرهنگی که قرار است در زمان اردو ایجاد شود تاثیر دارد. این توضیح از تنش هایی که ممکن است بین افراد اردو پیش بیاید جلوگیری می کند. مثلا سال های اولیه دیده می شد که نگاه سایر گروه ها به گروه پژوهش این بود که کار انها ساده است و آنها کاری انجام نمی دهند در صورتی که ذات کار آنها بیشتر غیر مستقیم و نامشخصتر است و این توضیحات ابتدایی به بحث فرهنگی داخل اردو بسیار کمک می کند.
در جلسه اول شاید مسئولین اردو فکر کنند لزومی ندارد که بقیه بدانند هر شخص چه کارهایی انجام می دهد، در صورتی که این جلسه یک دید کلی به بچه ها می دهد و حتی باعث پیشنهادهایی می شود که افراد مختلف در گروه های مختلف بدهند.
هر سال ما در منطقه طرح اختصاصی خود را داریم و طرح اجرا شده بر اساس معضلاتی که در منطقه وجود دارد می باشد و عنوان های آن به هیچ عنوان بی دلیل انتخاب نشده اند و معضلات بررسی شده و طرح ها شخصی سازی شده اند و در این دو ماه بچه های هر گروه با مشاوره و همفکری هم متناسب با نیاز به طرح مشترکی می رسند و نسبت به اجرای آن در منطقه کاملا پایبند هستند.
ما قبل از اردو یکسری جلسات اخلاق را هم داشتیم که در آن جلسات بیشتر در مورد اخلاق تشکیلاتی صحبت می شد.


*جزئیات فعالیت:

ما 14 روستا را تحت پوشش قرار می دادیم، بنابراین برای اسکان مکانی را که مرکزی تر و نسبتا شهری تر بود انتخاب می کردیم(میر آباد). محل اسکان خانم ها در مدرسه شبانه روزی بود و محل اسکان برادران از لحاظ جغرافیایی به محل اسکان خواهران نزدیک بود و دسترسی به مدرسه خواهران فقط از همان مسیری که مدرسه برادران وجود داشت ممکن بود و این موضوع جهت امنیت خواهران لحاظ شده بود، البته مدرسه ها طوری بودند که صدا بیرون نمی رفت و همه مردم می دانستند که ما خانم های جهادی و افراد آن طرف برادران جهادگر هستند.
اعزام ما به صورت روزانه بود و جای مربی ها به صورت چرخشی بین روستا ها تغییر می کرد.
چون جاده خیلی خراب بود اعزام های ما با استیشن بود و در هر استیشن حداقل دو نفر از برادران حضور داشتند. ما حتی در مواقعی که ماشین هم نبود به هیچ عنوان خواهران را با وانت نمی فرستادیم چون در منطقه برای مردم دید خیلی بدی دارد.
ما در سفر برای دفع خطرات سفر، صدقه ی روزانه و حتی قربانی کردن گوسفند را هم داشتیم.
برای بحث غذا قرار بر این شد که مواد پروتئینی و مواد غذایی اصلی به بچه ها برسد. اما برای تامین پروتئین به طور مثال کباب نمی دادیم و از طریق مواد غذایی هایی جایگزینی که ساده تر بودند استفاده می کردیم تا غذا ها خیلی تجملی نشود.

اصلی ترین حوزه های ما شامل دو حوزه معاونت فرهنگ و آموزش و معاونت توسعه می شود که هر کدام شامل زیرمجموعه هایی هستند.

حوزه فرهنگی اموزشی:
در بخش معاونت فرهنگی_آموزشی، ما یک بخش آموزش یک بخش فرهنگی خارج و یک بخش فرهنگی داخل داشتیم.
فعالیت ما در بخش فرهنگی خارج به این صورت بود که فعالیت هایی را برای مردم منطقه در نظر گرفته بودیم که آنها را دغدغه مند کنیم و با موضوعاتی که مطالبه گری اجتماعی آنها را بالا می برد درگیر کنیم که این باعث رویکرد جدید اجتماعی در منطقه آنها شود و به فکری برسند که خودشان بتوانند وضعیت موجود را تغییر دهند و موضوعات ناقص را کامل کنند.
ما در بحث فرهنگی خارج جشنواره هایی را ترتیب دادیم که بیشتر هدفمان همکاری و مشارکت اهالی در این بخش بود، مانند: جشنواره یادواره شهدا، جشنواره غذاهای محلی مردم و جشنواره کارها و صنایع دستی منطقه. ما در این جشنواره ها حالت مسابقه هم ایجاد کردیم و به برندگان مسابقه جایزه می دادیم. در این جشنواره ها یک بخش کودک و نوجوان هم داشتیم که فعالیت های کودکان و نوجوانان منطقه را که انجام داده بودند در جشنواره قرار می دادیم.
ما یک بخش بهداشتی هم داشتیم که در روستاهایی که از لحاظ بهداشتی ضعیف بودند جشنواره غذا برگزار می کردیم (چون زنان آن منطقه به راحتی برای درمان نمی آمدند) و وقتی آنها به مدرسه ای که جشنواره در آن برگزار شده بود می آمدند، ما بحث بهداشت و درمان را هم انجام می دادیم.
یکی دیگر از فعالیت های فرهنگی خارج برگزاری کتابخانه در روستاها و مدارس بود. همچنین برای رده های سنی مختلف در روستاهای متفاوت برگزاری مسابقات تئاتر و نمایش را داشتیم.
در حوزه فرهنگی کودکان، بخشی به عنوان نمایش عروسکی، در راستای کمک به تیم در رسیدن به اهداف، با تیم همکاری می کند. سال گذشته دومین سالی بود که نمایش عروسکی را داشتیم. نکته ای که درمورد نمایش های عروسکی وجود دارد این است که نمایش های عروسکی را باید با فضای روستا تطبیق دهیم؛ یعنی با استفاده از چیزهای عادی و ساده نمایشی اجرا کنیم که مورد استقبال عمومی بچه های منطقه قرار گیرد و اثرگذاری آن فوق العاده باشد، که الحمدلله اثر گذاری کار عروسکی ما خیلی عالی بوده است، به صورتی که وقتی برای کار فرهنگی به هر روستا که می رویم، شخصیت های عروسکی را پیگیری می کنند.
در رابطه با فرهنگی داخل ما حرکت اردویمان را از معراج الشهدا شروع کردیم که معنویت خاصی برای شروع اردو ایجاد کرد.
در اردو نیز یک سری فعایت ها با توجه به مناسبات انجام می دادیم، مثلا ما فاصله عید غدیر تا قربان انجا بودیم و در این بازه نماز دهه اول ذی الحجه را داشتیم و بعد از هر نماز یک سری کارهای فرهنگی انجام می دادیم که این فعالیت ها متفاوت بود؛ از جمله مطالعه کتاب سبک زندگی جهادی، بحث های اعتقادی و مذهبی و گاهی هم جنگ و شادی و خاطره و... .
ما در حین اردو برنامه کتابخوانی و رزق روزانه را هم داشتیم که صبح و ظهر و شب و قبل و بعد از اعزام به جهادگران می دادیم. متن رزق های ما متن هایی راه گشا در حیطه های مختلف فعالیت های جهادی، علمی و مذهبی بود.
حوزه آموزش ما شامل سه بخش کودک و نوجوان و جوان بود و در دوبخش خواهران و برادران فعالیت می کردیم. در بخش آموزش کودک و نوجوان، هم جهادگر برادر و هم خواهر و در بخش جوان فقط خواهر داشتیم.
در حوزه آموزش طرح درس تمام گروه ها کاملا اماده بود که در بخش کودک چند مسئله را مورد تاکید قرار دادیم، که یکی از این مسائل بحث ورزش بود( چون ما با توجه به داده های پژوهش فهمیده بودیم امید به زندگی در منطقه کم است.) در گروه کودکان ما نسبت به طرح درسشان بازی های متنوع و نقاشی و قصه خوانی را داشتیم.
در بخش نوجوان نیز تمام این طرح درس ها بعلاوه کاردستی وجود داشت. (ما تا سن 7 سال را در رده سنی کودک می دانیم و کاردستی درست کردن با بچه های هفت ساله دشوار است و پیشنهاد نمی شود و ما کاردستی هایی که منجر به چیزی به نام محصول شود را برای تیم نوجوان داشتیم.)
در تیم جوان هم با توجه به داده های تیم پژوهش و با توجه به اینکه امید به زندگی کم بود، برای حل این مسئله از آموزش یک کار هنری علاوه بر آموزش های فرهنگی، استفاده کردیم. طرح درس های اموزش هنری ما بر مبنای صبر بود و کل دوهفته آنها را درگیر کار هنری کرده بودیم، زیرا به آنها بفهمانیم هر کاری حتی کار هنری با صبر است که به ثمر می نشیند.
برای تیم فرهنگ و آموزش ما با یک سری موسسات اموزشی مانند موسسه اموزشی قاف، یک سری از معلمین و تعدادی از مشاوران حوزه و تعدادی از اساتید مربوط به قرآن و اساتید حوزه های دانشگاهی همکاری می کردیم و در ارتباط بودیم.
کمیته امداد هم برای بخش فرهنگی خارج با ما همکاری کردند ؛ ما در این بخش یک سری پخش ارزاق داریم که با همکاری کمیته با نیازمندان آشنا شدیم و بسته های ارزاق را بین آنها تقسیم کردیم. همچنین با همکاری مسئولین منطقه نیازمندانی را که تحت پوشش کمینه امداد نبودند تحت پوشش قرار دادیم.

حوزه توسعه
در حوزه توسعه، یک تیم درمان، یک تیم کارآفرینی و اشتغال، یک تیم کشاورزی و یک تیم دامپزشکی داشتیم که هریک از این تیم ها به صورت مجزا فعالیت های خود را داشتند.

تیم پژوهشی:
نقطه قوتی که در کار ما وجود داشت این بود که حضور ما در منطقه مداومت داشت و سال سومی بود که به این منطقه می رفتیم و با استفاده از داده های پژوهشی که سال های قبل داشتیم توانستیم طرح را خیلی خوب پیش ببریم و امسال که سال چهارم است که قرار است به آن منطقه برویم، ان شاالله با توجه به داده ها عملکرد امسال از سال قبل بهتر می شود.
حوزه پژوهش ما در واقع به صورت یک کار پژوهشی، برای نوشتن توسعه، در حوزه های مختلف انجام می شود و در این حوزه جهادگران برای بخش های مختلف از جمله محیط زیست، راه ها و جاده ها، استقلال و ... طرح می نویسند و هر سال که جلوتر می رویم با توجه به داده هایی که از منطقه می گیریم و آشنایی که از منطقه پیدا می کنیم و همچنین اعتماد بیشتری که مردم منطقه نسبت به ما پیدا می کنند کارها بهتر پیش می رود.
تیم پژوهش در سال های قبل با سازمان های مختلف مانند سازمان آمار لینک داشتند اما به اطلاعاتی مثل میزان مهاجرت جدید، جمعیت روستاها، میزان سواد در آنجا و... که لازم داشتیم دسترسی کافی نداشتند. در واقع اطلاعات کلی کشوری وجود داشت و اطلاعات جزئی و منطقه ای در اختیار ما نبود، که این اطلاعات کلی را از سایتش هم می توان بدست آورد.
برای انجام کار پژوهشی در مناطقی که از نظر فرهنگی و مادی ضعیف هستند، باید دنبال یک طرح محرومیت زدایی بود که اگر بخواهیم یک کار علمی برای مناطق انجام دهیم با این کار پژوهشی جلو رویم. در ابتدا ما با این هدف شروع کردیم اما کم کم وارد عرصه شدیم، مثلا سال اولی که پژوهش با این هدف شکل گرفت و وارد منطقه شد این هدف کلی و مبهم بود و راه های رسیدن به ان زیاد و دست نیافتنی بود و باید حتما برنامه ریزی، ساختاربندی و هدف گذاری کوتاه مدت می شد تا هدف بزرگ طرح توسعه محرومیت زدایی تحقق می یافت.
هر منطقه معضل خاص خود را داشت و ما طرح توسعه پیشرفتی را در این منطقه طوری طراحی می کردیم که علاوه بر در نظر گرفتن معضلات، باعث پیشرفت منطقه به عنوان یک منطقه از کشور ایران شویم.
در تیم پژوهش ما از بچه های گرایش های مختلف پژوهشگری، مردم شناسی، اقتصاد و علوم اجتماعی استفاده کردیم تا بتوانند با تحصیلات علمی که انجام می دهند به یک راهکار برسند، البته از تجربیات گذشتگان کانون خدمت رسانی و از افرادی مانند اقای امیری فر نیز استفاده کردیم.
در نهایت از بین تمام ایده ها ما به ایده جدیدی در این حوزه رسیدیم که هشت گام داشت؛ گام اول اینکه پارامترهایی را برای اینکه بتوانیم بیشتر از منطقه داده جمع آوری کنیم، تعیین کنیم، که برای رسیدن به این پارامترها کارهای مختلفی انجام شد.
در سال اول از طریق مربی هایی که در منطقه می رفتند داده جمع اوری می کردیم، سال دوم افرادی با قدرت بیان و روابط عمومی بالا، وارد منطقه می شدند و با بزرگان منطقه صحبت و داده جمع اوری می کردند، سال سوم کار علمی تر شد و از پرسشنامه های تخصصی برای مردم نگاری منطقه استفاده کردیم اما به این صورت نبود که مستقیما پرسش نامه را از مردم بپرسیم و خیلی غیر مستقیم وارد عمل می شدیم و مثلا یرای رده جوان در قالب تیم آموزشی و برای رده کودکان در قالب مسابقه نقاشی وارد می شدیم و سعی می کردیم از آن طریق اطلاعات درست و حقیقی از منطقه بدست آوریم.
اضافه کردن پارامترها برای جمع آوری داده هنوز هم وجود دارد چرا که کار ما تخصصی تر شده است و هر سال پارامتر های تخصصی تری را می خواهیم و از منابع و افراد و اساتید تخصصی تری استفاده می کنیم.
گام دوم کار ما در خصوص این بود که بتوانیم یک سری تکنیک دراوریم. در بحث پارامترها هم گفتیم که تکنیک های مختلفی برای ارتباط گیری با مردم منطقه وجود دارد.
سومین گام، ارتباط با گروه ها و آموزش انها بود. به این صورت که مثلا برای بحث کارافرینی و گیاهان دارویی به مسئول تیم کشاورزی و مسئول تیم کارافرینی یک دید پژوهشی می دهیم و آنها با توجه به معضلات منطقه و داده هایی که بدست اوردیم این کارها را انجام می دهند.
در گام بعدی تیم با افراد مختلف و اساتید مختلف تشکیل شد.
گام بعد رسیدن به روش های تحلیل است. داده هایی که تیم پژوهش از عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشت و درمان، کسب و کار و معاش و.. جمع اوری کردند خیلی زیاد بود و هریک از این حوزه ها پارامترهایی را زیر مجموعه خود داشتند که خیلی گسترده بود و بچه های علوم اجتماعی اینها را مقوله بندی کردند و تمام پارامترها را مشخص کردند، روش های اینکه چگونه داده ها را تحلیل کنیم و به افراد موثر در منطقه یا سازمان های موثر انتقال دهیم.
گام بعدی عملیاتی کردن طرح ها می باشد طوری که داده ها را به جایی برسانیم که بتوانیم انها را عملی کنیم و بعد از آن بتوانیم فضای آکادمیک و علمی کشور را با موضوع درگیر کنیم.
گام بعدی این بود که اگر ما به عنوان یک تیم دانشجویی نتوانستیم به بازده دلخواه برسیم، بتوانیم یک طرح را طراحی کنیم و این طرح را در اختیار سازمان های دیگر قرار دهیم.
این کار ما به عنوان یک کار علمی پشتوانه اکادمیک هم دارد؛ یعنی چند استاد پای آن ایستاده اند و می گویند این طرح باید انجام شود و این طرح را به سازمان ها بدهیم و بقیه کار بر عهده سازمان ها است.
اهمیت گروه پژوهش در این حیطه، این موضوع است که یک تیم دانشجویی و برامده از خود مردم می تواند داده های خوبی جمع کند و به یک نتیجه گیری خوب برسد. به عبارتی تیم جهادی با دید کارمندی و وزارت خانه ای، اطلاعات طبقه بندی شده سازمانی را بدست می اورد که مشخص نیست کارایی داشته باشد، ولی دانشجو می تواند اطلاعات دقیق و منطقی از دید مردم به مردم بدهد و این یک کار فوق العاده است و در واقع این حلقه گم شده بیشتر تیم های جهادی است که متاسفانه انجام نمی دهند و فعالیت هایشان در حد یک خدمت رسانی سطح پایین باقی می ماند. در واقع انجام دادن کار پژوهشی وجهه دانشجو و دانشگاهی بودن را بیشتر هویدا می کند.
اگر چه ما یک هفته به منطقه محروم می رویم و فعالیت هایی انجام می دهیم اما در بلند مدت با آماده سازی این طرح ها و رساندن انها به متصدی ها و پیگیری ها و مطالبه هایی که انجام می دهیم، یک کار جهادی مستمر را انجام می شود.

تیم اشتغال و کار آفرینی:
در تیم کار آفرینی و اشتغال هدف ما این بود که بتوانیم کارآفرینی که در منطقه وجود داشت را احیا کنیم.
ما در بحث کارآفرینی تصمیم گرفتیم مردم را با گیاهان دارویی آشنا کنیم و کاری کنیم که مردم به این سمت سوق پیدا کنند. ما به جمع آوری و بسته بندی این گیاهان فکر کردیم و حتی روش های آموزش بسته بندی را هم طی کردیم تا به مردم آموزش دهیم و توسط مراکزی که این گیاهان را خریداری می کنند به فروش برسانیم.
پایه های اصلی تیم اشتغال و کارآفرینی با هماهنگی که با تیم کشاورزی وجود داشت سال گذشته اتفاق افتاد و مردم منطقه با دفترچه و بروشورهایی که متخصصان تیم (اساتید دانشگاه و فارغ التحصیلان رشته گیاهان دارویی) تهیه کرده بودند گیاهان منطقه را کاملا شناختند. علاوه بر آن متخصصان نیز به طور عینی در منطقه شکل و جنس گیاهان را به مردم نشان می دادند و خواص و عوارض آن را کاملا توضیح می دادند و به این ترتیب دید وسیع تری را در رابطه با اشتغال زایی در این حوزه به مردم می دادند. البته در کل آن بخشی که ما رفتیم تنها با یک نفر آشنا شدیم که این ریسک پذیری را داشت که یک شرکت مبادله ای ایجاد کند و کارهای بسته بندی گیاهان دارویی را انجام دهد.
ما امسال پیگیری های لازم را انجام داده ایم که مردم با گیاهان دارویی آشنایی کامل پیدا کنند و زمانیکه شرکت مبادله ای شکل گرفت، بتوانند گیاهان را به شرکت انتقال دهند و شرکت هم گیاهان را در مراکز مختلف توزیع کند.
دربخش کارافرینی و اشتغال قرار شد با سازمان های مختلفی ارتباط برقرار کنیم که یکی از آن سازمان ها بنیاد مستضعفین بود، همچنین قرار بود با تعاونی هایی که در منطقه هستند نیز ارتباط برقرار کنیم.
کمیته امداد هم در این زمینه کمک های خوبی به ما کرد و راهکارهای مناسبی در مورد راه اندازی بنگاه های زیر نظر منطقه و راه های آموزشی آن به ما گفت.
در بحث کارآفرینی و اشتغال ما به اساتیدی که در این حوزه بودند رجوع کردیم و از آنها راهکار و کمک های فکری گرفتیم، که بخش مهمی را در زمینه گیاهان دارویی و خشک کردن این گیاهان، اساتید کشاورزی به ما کمک کردند و چون این اساتید به صورت تجربی کار کرده بودند توانستند خیلی به ما کمک کنند. البته تاکید می کنم که کمک اساتید به ما فقط کمک های فکری بود و از تخصص دانشجویانی که در این رشته درس می خواندند استفاده می شد و این دانشجوها با اساتید خود لینک برقرار می کردند و از انها کمک فکری می گرفتند.
در رابطه با تیم کار افرینی و اشتغال خانم ها، سالهای اولیه به این نتیجه رسیدیم که اهالی قالیبافی می کردند و سعی کردیم این فعالیت را در آن منطقه احیا کنیم اما آن بازخوردی را که در نظر داشتیم نگرفتیم و مردم استقبال چندانی نکردند.
سال بعد با توجه به دید پژوهشی و تجربه سال قبل به این نتیجه رسیدیم که فعالیتی مثل خیاطی را که همه مردم می پسندند و نیاز روزمره انهاست آموزش دهیم. در واقع منطقه ما طوری است که خانم ها به اندازه کافی کار می کنند و نیازی نیست که کسب درامد داشته باشند و با توجه به اینکه ما نمی خواهیم این فرهنگ جدید را راه اندازی کنیم که بگویم خواهران شما هم بیایید کسب درامد کنید و همچنین زیر ساخت های لازم برای اشتغال خانم ها وجود نداشت، کارافرینی و کسب درامد را برای خانم ها در نظر نگرفتیم. البته در رابطه با گیاهان دارویی به خانم ها هم اموزش داده می شد ولی نه به این دلیل که بتوانند کسب درامد کنند بلکه به این دلیل که بتوانند نیازها و مصارف خود را رفع کنند.

تیم کشاورزی:
بخشی از فعالیت تیم کشاورزی در این حوزه بود که مردم را با گیاهان دارویی اشنا کنند و بخش دیگر فعالیت آنها آشنایی مردم با سموم و طریقه مصرف آن ها بود.
طبق داده ای که تیم پژوهش داده بودند استفاده نادرست از سموم سبب شده بود که یک سری از کاشت هایی که مردم داشتند برداشت خوب و درستی نداشته باشند. بنابراین تیم با اسیب شناسی این مسئله، تمام مسائل مربوط به سموم و... را با جزئیات و ظرافت بررسی کرد و به زبان محاوره به مردم توضیح داد.
کار دیگری که تیم کشاورزی، پیشنهاد داد کشت هایی بود که برای آن منطقه مناسب تر بود، از جمله کاشتن خیار در منطقه. که یکی از روستاها از این پیشنهاد و کار استقبال کردند و خیار کاشتند و آنها را خیارشور کرده و به شهرشان فروختند.
یکی از پیشنهاد ها در حوزه کشاورزی، پیشنهاد کاشت گل رز در منطقه بود که البته روش کاشت، پروش و نگهداری آن هم به مردم آموزش داده شد.
یکی از اهداف اصلی ما توانمند سازی مردم منطقه است و اینکه بفهمند که خودشان باید برای خودشان کاری انجام دهند، که این هدف در تمام تیم ها و حوزه ها درنظر گرفته شده است؛ مثلا در تیم کشاورزی کانال و گروهی برای حمایت و پشتیبانی راه اندازی شد (فعالیت اصلی بر عهده مردم منطقه بود) و از طریق کانال مردم سوال های خود را می پرسیدند، مثلا مزرعه شان یک نوع افت خاص زده بود که از طریق کانال پرسیدند چطور آن آفت را برطرف کنند و اساتید کشاورزی با انها در ارتباط بودند و برای رفع این مشکل تلاش کردند.

تیم دامپزشکی:
تیم بعدی که زیر مجموعه توسه قرار می گیرد تیم دامپزشکی است. این تیم با توجه به داده های تیم پژوهش دو هدف مهم را دنبال می کند. هدف اول درمان دام های بیمار و هدف بعدی آموزش مراقبت از دام ها به منظور پروار شدن و استفاده بهتر از دام ها.

تیم عمرانی:
در تیم عمران، بر اساس داده های تیم پژوهش، اولویت بر این مبنا بود که در مکان هایی که بیشتر نیازمند احیا هستند کار انجام شود.
ما سال دوم در منطقه کانالی ساخته بودیم که مانع خرابی های ناشی از سیل در روستا شود. چند وقت بعد سیلی در آن روستا آمد که ممکن بود روستا را از بین ببرد و این کانال مانع این اتفاق شده بود و مردم با خوشحالی از صحنه ای که آب در کانال جاری شده و از سیل جلوگیری کرده بود فیلمبرداری کرده و برای ما فرستادند و تشکرکردند.
تیم ما با همان داده های پژوهشی و امکان سنجی ها، کار کانال کشی اب که حدود 500 متر بود را در روستای گرور، از سرچشمه آب تا آبی که به محل روستا و برای کشاورزی و ورود به منطقه می رسید انجام دادند.
برای پشتیبانی مالی تیم عمران یک کانال تلگرامی راه اندازی کردیم و نیم بیشتری از هزینه مورد نیاز برای تاسیس کانال آب را از طریق کانال تلگرام و جمع آوری کمک های مردمی پرداخت کردیم. در این کانال بیشتر دانشجوها کمک کردند چون لینک های دعوت ما که در کانال اضافه می کردیم دانشجویی بود. ما با سهم بندی 40هزار تومان برای هر خیر توانستیم پول نسبتا خوبی را جمع آوری کنیم و خرج اب رسانی در روستای گرور بدست آید.
موسسات بزرگی هم از همان منطقه فعالیت ما، با طرح های عمرانی اشنا شدند و از آنها استقبال کردند. مثلا کارخانه سیمان بناب به ما گفت که سیمان مورد نیاز ما را تامین می کند و با رایزنی هایی که انجام شد بخشی از سیمان مورد نیاز ما را تامین کردند. همچنین یک کارخانه اب سردکن سازی بود و به ما کمک کرد، البته شهرداری ارومیه هم به ما پیشنهاد همکاری و کمک داد، اما هیچ کمکی به ما نکردند!
در جهادی خیلی افراد هستند که قول می دهند اما کمک نمی کنند اما ما با روحیه جهادی تلاش خود را کرده ایم که کمک ها را جذب کنیم.

تیم پزشکی:
سال اول در حوزه پزشکی برای اینکه شناسایی دقیق تر باشد از پزشک عمومی استفاده کردیم و وقتی فهمیدیم پزشک عمومی به منطقه می اید، دیگر پزشک عمومی به منطقه نبردیم و تصمیم گرفتیم تخصصی شدن را پیگیری کنیم.
ما در هرتیم نیاز ها را کاملا می سنجیدیم و هیچ کاری را بدون هدف و بدون کار تیم پژوهشی انجام نمی دادیم. در بحث پزشکی در منطقه ای که ما حضور داشتیم مشکل زنان و مشکل دندان پزشکی وجود داشت. در منطقه پزشک عمومی به صورت مستمر وجود داشت و مشکل اهالی ارجاع به پزشک تخصصی بود، که سال گذشته با پیگیری هایی که انجام شد توانستیم بخش زنان را پوشش دهیم و آزمایش پاپ اسمیر زنان، در منطقه انجام شد.
ما پزشکی را که به منطقه بردیم از خانم ها نمونه گرفتند و نمونه ها را به تهران آوردیم و در بیمارستان بقیه الله آزمایش پاپ اسمیر را انجام دادیم. چون کار ما جهادی بود بیمارستان هزینه ای از ما دریافت نکرد اما ما هم چون هدفمان فقط این نبود که به مردم نشان دهیم همه کارها را می توان رایگان انجام داد، مبلغ اندکی(5،6 هزار تومان) از هر نفر گرفتیم و هزینه وسایل نمونه برداری کردیم. این هزینه در سطح معیشتی مردم وجود داشت و نیاز بود مردم منطقه بفهمند که باید برای سلامت خود هزینه کنند، همچنین ما نمی خواستیم اخلاق گدا صفتی و تن پروری در روستا اتفاق بوجود آید و می خواستیم عزت نفس آنها حفظ شود و باعث نشود سالهای بعد که می رویم و بخواهیم خدماتی انجام دهیم، بگویند که این کارها وظیفه شماست.

تیم مستند و رسانه:
در بحث مستند سازی ما سه هدف را دنبال می کردیم؛ اول: ثبت فعالیت تیم های مختلف و انعکاس آن به گروه های جهادی سراسر کشور، دوم: آماده سازی یک مستند داستان محور و پخش آن در صدا و سیما و ... جهت تبلیغات، سوم: تقویت کانالی که توسط آن کمک های مالی را جمع آوری می کردیم.
تیم رسانه و مستند مدام(بصورت روزانه) از مراحل انجام کار، در کانال های ما در شبکه های مجازی، اطلاع رسانی می کردند. ما این کار را جهت اعتماد سازی افرادی که ما را حمایت می کردندو همچنین بحث تبلیغات، انعکاس می دادیم.
در بخش رسانه و مستند، در سال دوم فعالیت موسسه اوج کمک های کوچکی به ما کردند.


*نقاط ضعف:

ضعفی که در تیم ما وجود داشت این بود که تیم دندانپزشکی نداشتیم و منطقه واقعا به دندان پزشک نیاز داشت.
ما سال قبل قرار بود دندانپزشک هم داشته باشیم که نشد و امسال قرار است بحث دندان پزشک را برای منطقه پیگیری کنیم. ما سال گذشته دندان پزشک را با موسسه خصوصی پزشکان بدون مرز هماهنگ کرده بودیم که قرار بود به ما پزشک بدهند که دو هفته در منطقه مستقر شود اما چون یونیت مهیا نشد این اتفاق نیفتاد.(این پزشکان از افرادی بودند که به سوریه و پاکستان و هند و... می رفتند). نکته ای که ما در انتخاب پزشک لحاظ می کنیم این است که روحیه جهادی و تحمل سختی را داشته باشد. متاسفانه مشکلی که گاهی اوقات بوجود می آید توقع بالای برخی پزشکان در امکانات رفاهی است.
یکی از نقاط ضعف اردو های جهادی (که ما بسیار رعایت کرده ایم تا به آن دچار نشویم)، در رابطه با اسیب های روابط خواهران و برادران بوده است. ما برای اینکه در این مسئله با مشکل مواجه نشویم قوانینی راتنظیم کرده ایم و همه موظف به انجام آن قوانین هستند. همچنین رابطه دو مسئول خواهر و برادر در گروه ما بسیار رعایت شده است. علاوه بر این ها ما برنامه ها را طوری می چینیم که گروه خواهران با برادران تداخلی نداشته باشد و همه کارها را ازقبل برنامه ریزی کرده ایم و مسئولیت ها و حوزه ارتباطات هر کس را مشخص کرده ایم و افراد دقیقا می دانند در هر موقعیتی که هستند چه کاری باید انجام دهند.


*نتایج و پیامد‌ها:

یکی از بازخوردهای مثبت این بود که توانستیم با مردم سنی نشین مرز ارتباط خوبی را بگیریم. سال اولی که به انجام رفتیم انها حتی با ما ارتباط عمومی هم نداشتند ولی این سال ها که به انجا می رویم انقدر خوشحال می شوند که گاهی جلوی پای ما قربانی می کنند.
نتایج و پیامد های ما در هر کدام از حوزه ها نیز در توضیحات قبلی آمده است.
از پیامد ها در رابطه با خود جهادگران اینکه برخی خواهرانی که چادری نبودند و با مسئله چادر مشکل داشتند، بعد از اردو چادری شدند که این یک دستاورد خیلی کوچک می تواند باشد. ما افرادی را هم داشتیم که عرصه زندگیشان کاملا تغییر کرد و در این کار افتادند.
خلاصه اینکه بازخورد های ما هم در سطح جهادگران و هم در حوزه های دیگر بازخورد های خوبی بوده است و حدود 50درصد ثبت نام جدید، بچه هایی هستند که از جهادگرهای قبلی تعریف شنیده اند و بر ای ثبت نام مشتاق شده اند.


*شیوه‌های تبلیغات:

تبلیغات و ثبت نام ما از طریق تبلیغات بنری، سایت و کانال تلگرامی بسیج دانشجویی، سایت و کانال کانون خدمت رسانی و از طریق دانشکده های پردیس های مختلف می باشد.


*توضیحات فایل های ضمیمه:

آدرس کانال های کانون خدمت رسانی به مستضعفین:
بله و تلگرام: @khedmatresani_basijut


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه جهادی دانشگاه تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.