محله هرندی


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
مدرسه عالی شهید مطهری واحد تهران - برادران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: mojtabammmm
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

در مناطق حاشیه نشین و جنوب تهران وضعیت چندان خوب نیست. اما بین این مناطق به طور خاص به هرندی اشاره شده و چون مهاجر پذیر است و از مناطق مختلف مهاجر دارد نسبت به مناطق دیگر وضعیت خاصی پیدا کرده است . شاید اگر به دیگر مناطق جنوب شهر بروید فرهنگ آنجا یکدست باشد اما هرندی فرهنگ یک دستی ندارد. آینده نگری برای انجام این فعالیت زیاد است مثلا تغییر بافت شهری و نوسازی آن منطقه از اهداف است. چون بافت آنجا آفت خیز است و تجمیع فقر و فحشاء و اعتیاد هرندی را جرم خیز کرده است . خانه های درهم و نمور و خرابی دارد و خاصیت این محله به این صورت است و بافت که این طور باشد آفت و جرم را می طلبد. اما هدف کلی تر تغییر فرهنگ آنجا می باشد. به این صورت که فقر فرهنگی که آنجا وجود دارد کلا تغییر کند. شاید در هرندی فقر مالی زیادی نباشد و در تهران مناطقی وجود دارد که از هرندی بسیار فقیر تر هستند و در هرندی شاید افرادی باشند که از طبقه متوسط جامعه خیلی ثروتمندتر هستند اما در این منطقه مسئله اصلی فقر فرهنگی است چون آن فضا یک فضای کاملا جرم خیز و آفت خیز است و کلا فضای فکری بچه ها با سایر مناطق تفاوت دارد و دنبال چیزی نیستند که یک پسر معمولی در تهران به دنبال آن است. به همین علت هدف اصلی ما این است که جو فرهنگی آنجا شکسته شود.


*ایده های فعالیت:

در حال حاضر وظایف زیادی جزو وظایف گروه جهادی شهید نیری تعریف شده است. مسائل اقتصادی در این حوزه وجود دارد و کارهایی باید انجام شود مثلا بنگاه های اقتصادی خرد و اشتغال درست کنیم برای همان بچه هایی که به دست فروشی مشغول هستند و این کار را برای رفع نیاز خودشان انجام می دهند و تحت نظر و سازماندهی شخصی نیستند. بعضی از بزرگترها که مواد مخدر می فروشند یا کارگر و حمال هستند و بعضی ها چرخ چی هستند. و این یکی از وظایف مهم ما است اما در حال حاضر امکان آن وجود ندارد و هدف آرمانی است . هدف دیگر تغییر بافت آنجا و ساختن ساختمان های فرهنگی و مکان های فرهنگی است که همه این ها در لیست اهداف و وظایف هستند اما کاری که در حال حاضر انجام می شود کار کردن روی رنج سنی که خدمتتان عرض کردم می باشد و از طرفی مراحل پایانی فراهم کردن مرکز مشاوره خانواده و مهد کودک را به سر میگذاریم و انشاءالله به زودی فعال میشود.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

در فضای مطالبه گری از مسئولین هم با شهرداری صحبت کرده ایم. اما در حال حاضر سپاه پشتوانه اصلی ما می باشد و بیشتر از طریق سپاه وارد شده ایم و بیش از همه ی نهاد ها سپاه رسیدگی و فعالیت بیشتری در مورد آسیب های اجتماعی انجام می دهد و از این طریق مساجد تا حدودی با ما راه آمده اند چون ابتدای کار تعدادی از مساجد و امام جماعت ها با ما ناسازگاری داشتند و بعضا هنور هم دارند . علت دقیق مخالفت و ناسازگاری آنها را نمی دانم. تعدادی از مساجد هیئت امنایی بودند و هیئت امنا باید کارهای ما را تایید می کرد و امام جماعت نیز از این نظر کمی با ما مشکل داشت چون هم باید ما را راضی میکرد و هم بقیه را و در مساجد معمولا برایشان اینکه کسی بیاید در مسجد آنها کار فرهنگی کند اصلا مهم نیست حتی بعضی مشاجد را قومی و قبیله ای کردند و می گویند این مسجد را ما ساختیم . ما بیشتر از طریق گفتگو و جلسات مفصل و در کنارش کمک بسیج ورود کردیم. مثلا یک امام جماعت بود که زیاد با ما همکاری نمی کرد و مسجد را در اختیار ما نمی گذاشت. از قرارگاه در بسیج صحبت کردند وپس از مدتی کم کم مشکل حل شد.
مسئول گروه شهید نیری حاج آقای حداد میباشند و در مجموع فعالیت ها با عنایت و رهنمود های آیت الله جاودان حفظه الله تعالی جلو می رود و در حال حاضر گروه دو قرارگاه دارد که شامل قرارگاه بازار و قرارگاه هرندی می باشد .هرندی یک شورای فرهنگی دارد که این شورا متشکل از فرمانده قرارگاه و مسئول آموزش و مسئول مالی دارد و مسئولیت ها تقسیم بندی شده اند. در واقع اگر بخواهیم تقسیم بندی کنیم کارهای فرهنگی و آموزشی و معنوی را با توجه به رهنمود ها و جهت دهی های حاج آقای حداد جلو میبریم و اعضای گروه فعالیت ها را از کانال بسیج و … جلو میبرند.


*جزئیات فعالیت:

تقریبا سه ماه است که در منطقه هرندی فعالیت می نماییم. شروع فعالیت از یک پارک بود و برای شروع کار مربی هایی تقسیم بندی شدند و شروع به بازی با بچه ها کردند. در ابتدا کار بازی با خود بچه ها بود و با آنها فوتبال بازی می کردیم و کم کم منظم تر شدیم و هرهفته در زمین فوتبالی که داریم سانس فوتبال گرفتیم و فوتبال ما منظم تر شده است. لیگ داریم و به صورت تیمی بازی می کنیم. در ماه رمضان چند کار مفصل دیگر هم مانند افطاری دادن در مساجد و در پارک انجام شد . در این سه ماه تقریبا 40 نفر جذب شده و ثابت بوده اند. مخاطبان ما به خصوص در دو ماه اول شامل رده های سنی از 7تا13 سال بود و بیشتر روی این گروه سنی کارشد. در ماه آخر رده های سنی نوجوان نیز تا حدودی وارد شدند اما باز هم میتوان گفت که همان رده 9 تا 13 سال بیشترین کار را گرفتند. تشکلی که مجموع این کارها را انجام دادند گروه جهادی زیر نظر آقای حداد هستند. چارت سازمانی این تشکل مختلف است. در واقع بسیج مدرسه ودانشگاه عالی شهید مطهری (ره) بخشی ازآن بوده است. قرارگاه سازندگی بسیج که آنجا است بخشی از آن است و تقریبا می توان گفت اینجا همه با هم کار می کنند و گروه های دیگری هم هستند که کاملا از بسیج مستقل می باشند که در انجام این فعالیت به ما کمک میکنند .
من از شروع کار نبودم و رده سنی را من تعریف نکرده ام اما این سن جزو رده سنی بودند که جذب شدند. البته خود من گفتم سنی که پربازده است سن14-15-16سال است نه این رده سنی. چون رده سنی 14تا 17 سال سنی است که بچه ها عقل گرا شده اند و می توانند در مورد چیزی که به آنها گفته می شود فکر کنند و کار راحت تر پیش می رود و بازدهی بیشتری نیز دارد. اما در رده سنی که ما فعالیت کردیم بچه ها بیشتر آدم ها را به چشم اسباب بازی نگاه می کردند و اگر کسی پیدا شود و کار بهتری انجام دهد به دنبال او می روند. برای ما این شرایط پیش آمد و به ما گفتند که گروه دیگری مانند شما آمده اند و بچه ها را به استخر هم می برند و ما چون استخر نمی بریم از آنها عقب تر هستیم. در این رده سنی چنین مسائلی وجود دارد به طور مثال از صبح تا شب مشغول انجام فعالیت برای انها هستی و شب یک اتفاق کوچک می افتد که خوشایند آنها نیست و همین مسئله کوچک باعث می شود همه چیز را فراموش کنند. مقتضی این سن به همین صورت است و در این سن فقط باید خاطرات خوش ساخت اما اگر سن بالاتر باشد درک و تجربه بیشتری دارند و راحت تر می توان با آنها کار کرد و البته این نکته لازم به ذکر است که در این سنین ارتباط مداوم نیاز است و اگر ارتباط باشد قطعا تاثیر هم دارد تا جایی که حتی یکی از بچه ها که در اوایل سلامش با پشت گردنی ای که به مربیانش میزد شروع میشد و گاها بچه ها رو با کمر بند میزد تبدیل به فردی آروم شد و حتی به اصرار از ما میخواست که بفهمه چیکار باید بکنه تا بسیجی بشه و یا پسر بچه ی تقریبا 5 ساله ای بود که کارش سنگ پرانی و فحش و اذیت کردن بود و بعد از مدتی که مربی ها به او محبت کردند و در قبال کتک ها و اذیت هایی که می کرد صبر کردند همون تبدیل به فردی حرف گوش کن شد و دیگه از فحش و سنگ هم خبری نبود حتی گاهی بچه ها اذیتش میکردند ولی دیگه سنگ نمیزد و معمولا بچه های اونجا فحش دادن و دعوا از کار های عادیشونه که این اواخر دیگر یا فحش نمی دهند یا خیلی کم و نظیر این تاثیر ها بحمدالله زیاد است و اگر تاثیری هم بوده مرهون تلاش و صبری است که افراد در آنجا کردند چرا که اولا محیط فعالیت به دلیل تجمع معتادین و حتی فحشاء اصلا مناسب نیست و دوما بچه های آنجا فحش و کتک از فعالیت های روزمره شونه و مربی ها در اون فضا به خاطر اینکه بتوانند تاثیر بگذارند خیلی فحش و کتک خوردند و به واقع صبر کردند و اول الامر لازمه محبت پیشی بر غصب داشته باشه و کم کم که در ساختار آمدند لازمه از تنبیه بیش از قبل استفاده کنیم و اینطور هم نبوده که ما بگذاریم هر کاری دلشون میخواد انجام بدن چرا که این کاملا خلاف قاعده تربیتی هست و ما سعی می کنیم انرژیشون رو در مسیر درست به کار بندازیم و در جای خودش تشویق و در جای خودش هم تنبیه کنیم و هر چه جلو تر بریم بیشتر ساختار مند میشیم انشاءالله.
بعضی مردم هرندی در مقابل عکس و فیلم گرفتن حساس شدند و اجازه این کار را نمی دهند. چون قبلا رفتارهای نامناسبی انجام شده و عده ای خبرنگاری کردند و آبروی بعضی ها را برده اند به همین جهت خیلی نسبت به عکاسی و این قبیل کارها حساس هستند اما عکس برخی اعیاد که جشن گرفته ایم موجود است و در میان آن مردم افراد آبرومند و خانواده دار زیادی هستند و به قول معروف زیادند خانواده ها و زنان بی سرپرستی که با سیلی صورت خودشون رو سرخ نگه میدارند اما نمیگذارنو کسی بفهمه مشکلشون چیه و واقعا عزتمند واقعی اینها هستند .
خاطره ای رو اینجا بگم خالی از لطف نیست ، یکی از دوستان دعوت شده بود تا به خانه ی یکی از مردم محل برود و پدر این خانواده متاسفانه دو سال است که شیشه ای شده و خانه را ترک کرده و بار خانواده روی دوش خانم خانه است و این خانواده مشکلات مالی زیادی داشتند ولی با وجود این مشکلات هنگامی که وارد خانه ی ایشون شده بودند متوجه یک عکس میشوند که تنها عکس خانه شان هم هست و آن عکس هم فقط عکس امام و حضرت رهبر بوده است و این پابرهنه ها میراث دار انقلاب بوده و هستند و خواهند بود .


*نقاط ضعف:

اولین و بزرگترین مشکل این است که گروه های زیادی آنجا مشغول فعالیت هستند و گروهی که درحال حاضر آنجا مشغول فعالیت هستند نه اولین و نه آخرین گروه هستن و تعداد گروه های ضد انقلاب که با همبستگی زیادی آنجا فعالیت داشتند و شاید چند صد نفر نیرو آنجا سازماندهی کردند هم کم نیست و قصدشان نیروی نخرب تربیت کردن است که متاسفانه بعضا موفق هم بوده اند .تعدادگروه ها زیاد است اما هیچ یک سازمان یافته رفتار نمی کنند. حتی فرصت نشد با وجود گفتگو هایی که داشتیم گروه ما با گروه دیگر حزب اللهی همکاری چشمگیری داشته باشد و گروه های زیادی مشغول فعالیت هستند به طور مثال اگر یک روز بعدازظهر به آنجا بروید میبینید که دو سه تا ون و ماشین می آیند و مردم ثروتمندی که می خواهند کمک بدهند خیرات می کنند اما هیچ یک از اینها سازمان یافته نیست و مثلا کسی نمی گوید که یک نفر به عنوان مسئول دارایی در انجا باشد و از این به بعد هرکس قصد کمک داشت کمک ها را به مسئول دارایی بدهد.ما حدود سه ماه است که در آنجا فعالیت داریم اما برخی گروه ها 3.4سال است که مشغول فعالیت هستند اما کمتر گروهی آنجادسازمان یافته و با هم همکاری دارند مگر گروه های معاند و ضد انقلاب که به خوبی با هم همکاری دارند و کار های جدی انجام داده اند و الان خانواده هایی رو تحت پوشش گرفتد و حتی در اغتشاشات به اون خانواده ها میگن که کجا برن و اون خانواده ها هم میرن .به تازگی قرارگاه بسیج شهید چمران برقرار شده و قرار است همه گروه های حزب اللهی را در یک تشکل آورد و حرف آخر یکی باشد و همه به یک شکل جلو رود.قرار نیست هیچ گروهی زیر مجموعه این قرارگاه شود و حرف آخر حرف آنها شود بلکه قرار است کارها را سازماندهی کند تا همه برای یک هدف کار کنند و منظم پیش رویم.
از نقاط ضعف فعالیت این است که فعالت های ما بعد از چند ماه هنوز هم سازمان یافته نیست.درست است که زیر نظر قرارگاه قرار گرفته ایم اما قرار بر این نیست که قرارگاه حرف اول واخر را بزند چون قرارگاه از خیلی گروه ها عقب تر است و گروه هایی هستند که خیلی بهتر کار کرده اند و در کل سازمان یافته نیستیم و ممکن است شخصی بیاید و فعالیتی را انجام دهد که ما قبلا در حال انجام آن بوده ایم یا اینکه ما کاری را شروع کنیم که قبلا شخصی دیگر آن کار را انجام داده است.همچنین در گروه خود ما هم برنامه ما خیلی مشخص نبود از اول کار مثلا چنین برنامه ای نداریم که ماه آینده روز 20ام بطور کلی قرار است چه کاری انجام دهیم یا عیدی که در شهریور است چه کاری انجام دهیم.و در برنامه ریزی هایمان نهایتا برای یک هفته اینده برنامه می ریزیم.عدم برنامه ریزی مهم ترین ضعف این فعالیت است.ازنقاط قوت برنامه میزان بازدهی که گرفتیم را می توان نام برد چون بازده ما واقعا خیلی خوب بوده است و اگر از افرادی که در این کار تجربه چند ساله داشته اند بپرسید این میزان بازخورد به نسبت زمان فعالیت و امکانات ما خوب بوده است.


*نتایج و پیامد‌ها:

بازخوردی که از آنجا گرفتیم نسبت به سن بچه ها خوب بوده است چون جذب خوبی داشتم اگرچه به برنامه ریزی و مدیریت بیشتری نیاز است اما بازخورد خوب و مقبولی داشتیم.اما در د انشگاه همان 20 نفر جذب را داشتیم و روند افزایشی یا کاهشی نداشته است.در یک دانشگاه معمول که 1000 نفر دانشجو دارد 50 تا 100 نفر در این فعالیت شرکت می کنند.اما وقتی کل دانشجوهای دانشگاه ما 200 نفر هستند طبیعتا 20 نفر جذب خواهد داشت و نسبت به آمار کل خوب است.
دانشگاه ما بچه های نسبتا مذهبی و دغدغه مندی دارد اما هرکس به فعالیت و کارهای خود مشغول است.مثلا دانشجوی روحانی ای که در یک روستای دور افتاده تبلیغ میکند اما در کل نسبت به جمعیت دانشگاه آمار خوبی داریم.


*شیوه‌های تبلیغات:

جمعیت دانشگاه ما کم است و دانشگاهی است که همه با هم در رفت و آمد هستند خیلی سریع در جریان برنامه ها قرار می گیرند و نیازی به تبلیغات زیاد ووسیع ندارد.برای جذب هم می توان گفت تقریبا 20 نفر در این سه ماه در رفت و آمد بوده اند البته در ایام امتحانات کمتر شدند و پس از آن مجددا زیاد شدند.این تعداد افراد هودشان خیلی ساده امدند و گفتند که می خواهیم شروع به فعابت کنیم.اوایل کمی گنگ بودیم و. نمیدانستیم شخصی که جدید آمده است باید چکاری انجام دهد اما بعد از مدتی کم کم تقسیم کار شد.


شماره تماس نویسنده: 09010551735

اردوی جهادی محله هرندی آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه محله هرندی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.