اردو جهادی تربیت دبیر شهید رجایی


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
تربیت دبیر شهید رجایی تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم ارسلانی
تاریخ: 1396

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

هدف گذاری بابت جهادی در دو دسته انجام می گیرد. دسته اول اهدافی که به تناسب نیازهای هر منطقه به صورت چشم انداز برای آن منطقه تعریف می شود.
چشم انداز با توجه به وضعیت منطقه است و به مدت حضور گروه جهادی در منطقه نیز بستگی دارد. چشم انداز با توجه به معضلات منطقه، مدت زمان حضور در منطقه و با توجه به ظرفیت گروه تعریف می شود. یعنی درنظر می گیریم که باتوجه به معضلات منطقه در مدت حضور چندین دوره کار جهادی در آن منطقه (مثلا سه سال یا...) بناست چه اهدافی را پیگیری و دنبال کنیم.
در واقع در بدو حضور در هرمنطقه، یک سند چشم انداز کلی برای آن منطقه تدوین می کنیم تا هم ارزیابی خروجی هر اردو بهتر انجام گیرد، هم انسجام بین اردوهای جهادی در آن منطقه وجود داشته باشد و هم اینکه ناظر به نیازهای منطقه و معضلات آن، کارها را با تعریف سیر برنامه ریزی و دنبال کنیم. بعلاوه داشتن چشم انداز برای هرمنطقه فواید دیگری نیز دارد. به طور مثال بعضا مشاهده می شود که با تعویض مسئولین یا چارت جهادی، اهداف منطقه یا حتی سبک و ساز و کار گروه جهادی دستخوش تغییرات جدی میشود و درواقع سلیقه های متفاوت مسئولین مختلف جهادی، از ارائه خدمت رسانی منسجم و با سیر جلوگیری می کند. داشتن این سند چشم انداز باعث میشود که هردوره مسئولینی که سرکار می آیند بدانند هدف از حضور درمنطقه چه بوده و تا تحقق آن چشم انداز چه کارهای دیگری باید انجام دهند.
اما در دسته دوم هدف گذاری ها، باتوجه به اهداف و سند چشم انداز کلی، برای هر اردو یکسری اهداف کوچک را در راستای تحقق چشم انداز مدنظر قرار می دهیم. بنابراین این اهداف ریز باز، بسته به منطقه می باشد (مثلا در بازه حضور "یک اردو" شاید برای قشر جوان بحث روابط دختر و پسر مدنظر قرار بگیرد و تلاش شود طی حضور در منطقه به این معضل بپردازیم. یا مثلا برای قشر بزرگسال آقایان تن پروری که شاید از ریشه های بیکاری در بعضی روستاها باشد مدنظر قرار گیرد تا یک یا دو دوره یا... صرفا همین مورد هدف کار ما در اردو باشد). و بعضا هدف گذاری یک اردو شاید زمینه ساز تحقق هدف گذاری اردوی بعدی، یا امتداد هدف گذاری اردوی قبلی باشد.
به طور کلی «هدف گذاری و چشم انداز منطقه» و «شناسایی» رابطه تنگاتنگی با هم دارند و هرچه شناسایی دقیق تر باشد قطعا هدف گذاری خیلی بهتر و به واقعیت نزدیک تر است.

همچنین در کنار اهداف و چشم اندازی که برای منطقه درنظر گرفته میشود، در بخش دیگری بابت اهداف درون اردویی خودمان (که در حالت کلی همان بحث خودسازی است) برنامه ریزی و هدف گذاری می کنیم. این هدف گذاری درون اردویی بستگی به نیاز درونی گروه جهادی خودمان و همچنین بستگی به اولویت های انقلاب دارد. مثلا در یک اردو هدف داخلی ما علاوه بر خودسازی معنوی، بحث تربیت سفیرگفتمان انقلاب اسلامی بود که چند دوره آن را ادامه دادیم و یا مثلا در یکی از اردوها بحث اصلی جذب و پرورش جهادگران بود (چون پوسته جهادی ما تغییر کرده بود و یک سری از جهادگرها فارغ التحصیل شده بودند و نیاز مبرمی به پرورش نیروهای جدید بود) و مثلا در چنین اردویی سعی می کردیم نیروهای جدید و قدیمی را کنار هم بگذاریم و ترکیبی کار کنیم و برنامه های مختلفی برای جهادگرها بگذاریم و بچه ها بیشتر با فضا آشنا شوند و... .


*پیگیری های پیش از فعالیت:

در بحث شناسایی، شناسایی یک مرحله اولیه دارد که بدست آوردن اطلاعاتی کلی مانند نسبت زن و مرد، ظرفیت منطقه برای انجام کار جهادی، ارتباط گیری اولیه با مسئولین روستا و... است که این مرحله توسط مسئول برادر گروه یا گروه برادران انجام می شود.
اگر اطلاعاتی که از این مرحله اولیه شناسایی بدست می آید با فاکتورهای مدنظر گروه جهادی مطابقت داشت مرحله بعدی شناسایی انجام میگیرد.
در این مرحله، گروه شناسایی خواهران و برادران حضوری از منطقه بازدید می کنند تا نسبت به معضلات منطقه، ظرفیت ها و نیازهای مردم و... دقیق بررسی کنند. یک نکته که بسیار حایز اهمیت است و اگر انجام نشود آسیب زاست، حضور تیم شناسایی خواهران علاوه بر برادران است. به دید بنده لازم است در هر اردوی جهادی که بناست خواهران کار فرهنگی ـ آموزشی انجام دهند، قبل از برگزاری اردو و برنامه ریزی و هدف گذاری و... حتما خود خواهران مسئول، منطقه را ببینند و از آن شناسایی میدانی داشته باشند.
در شناسایی میدانی از منطقه، منابع کسب اطلاعات و شناسایی به چند دسته تقسیم می شود:
یکی از این منابع، شناسایی و کسب اطلاعات از طریق مسئولین روستایی است که این مسئولین می توانند مسئولین سازندگی منطقه یا دهیار، امام جماعت روستا و بهورز و... باشند. یک نکته مهم در کسب اطلاع از مسئولین منطقه این است که گاهی اطلاعاتی که مسئولین می دهند با واقعیت یکی نیست. به طور مثال بعضا در مناطقی مشاهده می شد که مسئولین برای جذب گروه جهادی یا جذب خدمات به منطقه، شرایط روستا را خیلی بدتر از شرایط موجود تصویر می کردند. بابت این مورد باید تلاش شود که از مسئولین مختلف (یا افراد موثقی مثل امام جماعت و مسئول سازندگی و...) شناسایی را انجام داد.
منبع دوم شناسایی های میدانی را اصطلاحا «نخبگان روستا» می نامیم. این قشر نخبگان روستا شامل معلمین و مدیر (ترجیحا بومی) منطقه، مسئول پایگاه بسیج روستا و بعضا افراد تحصیل کرده روستا (دانشجو یا فارغ التحصیلان دانشگاه ها) و... می باشند. بعضا این افراد بهتر از سایر مردم منطقه می توانند نسبت به روستا تحلیل کنند یا نیازهای مردم را بهتر می توانند دسته بندی کنند.
منبع سوم شناسایی ما به مردم عام روستا مربوط می شود که از خود مردم سوالاتی می پرسیم و اطلاعات می گیریم یعنی با خود مردم منطقه ارتباط می گیریم که بدانیم چقدر با جهادگرها ارتباط می گیرند و چه دیدی دارند. معضلات و نیازهای خودشان را در چه می بینند و اصلا سطح سواد و فکر و نیازشان در چه اندازه ای است. مسائل و مشکلات و استقبال مردم از گروه جهادی، در ارتباط گیری با مردم تا حدی مشخص می شود.
در این مرحله از شناسایی همیشه باید توجه داشت که سعی کنیم شماره هایی از مردم و رابط های روستایی و قشر نخبگان روستایی و مسئولین منطقه را قبل از برگشت بگیریم.
در مرحله بعد شناسایی (بعد از حضور میدانی در منطقه)، یعنی زمانی که از منطقه برمی گردیم سعی می کنیم اطلاعاتی که بدست اوردیم را جمع بندی کنیم و اگر مجددا سوالاتی بوجود آمد از طریق شماره تماس هایی که گرفتیم اطلاعاتمان را تکمیل می کنیم. البته یک نکته ای که در شناسایی میدانی وجود دارد این است که ممکن است، شناسایی ما ناقص باشد و نیاز به حضور مجدد در منطقه شود و در نتیجه شاید لازم باشد چندین مرحله شناسایی میدانی انجام شود.
باید توجه داشت که بعد از شناسایی ها نهایتا اطلاعات را مکتوب کنیم، چون ممکن است مسئولین بعدی که می آیند و می خواهند روی این منطقه کار کنند، به هر دلیلی منطقه را ندیده باشند (البته می طلبد که خودشان شناسایی میدانی کنند اما قبل از اینکه به منطقه بروند بهتر است این اطلاعات را بخوانند و با منطقه اشنایی پیدا کنند تا در بودجه و نیرو و وقت صرفه جویی شود و درگرفتن اطلاعات دوباره کاری نشود).
ما در مرحله بعد از شناسایی با توجه به همین شناسایی ها بعد از چشم انداز منطقه، هدف کلی اردو را مشخص می کنیم و با توجه به هدف مشخص شده وارد بحث محتوایی و برنامه ریزی فرهنگی می شویم.
موازی اینکه منطقه را شناسایی می کنیم اقدامات لازم جهت ثبت نام و جذب نیز صورت می گیرد.
برای انتخاب نیروها مخاطب اول ما، بچه های دانشگاه خودمان و بعد از آن فارغ التحصیلان دانشگاه بودند ودر مرحله بعد اگر با توجه به اهدافمان نیاز به نیروی دیگری داشتیم، سراغ نیروهای بیرونی می رفتیم. نیروگیری بسیار مهم است و ما با توجه به اهداف اردو مشخص می کنیم که چه تعداد نیرو می خواهیم. مثلا در یکی از دوره ها نیاز بود که جهادگر جدید تربیت نماییم و با توجه به نیازی که وجود داشت، جهادگران را حداکثری جذب می کردیم تا تربیت جهادگر را داشته باشیم (و به تناسب همین اگر احیانا در اردویی می خواستیم جهادگر بیشتری جذب کنیم قطعا برای از بین بردن آسیب بیکار بودن و سرخوردگی جهادگران، تعداد روستاها و حجم فعالیت ها را هم بیشتر می کردیم). بنابراین قبل از ثبت نام بسته به اهداف گروه جهادی، اول تعداد نیروهای مورد نیاز را برای خودمان مشخص می کنیم و بعد متناسب به همان اقدام به جذب نیرو می کنیم.
بعد از ثبت نام مرحله مصاحبه است. بعضی در رابطه با جهادی می گویند افراد را به اردو ببریم و آن ها را در انجا متحول کنیم. اما به دید بنده جهادی فضای متحول شدن نیست (منظور بنده از این متحول شدن اصلا و اصلا خودسازی نیست) و افرادی که برای جهادی ثبت نام می شوند باید افرادی باشند که از جهت اعتقادات و مذهب و ظواهر و حجاب متناسب فضای جهادی باشند (یا بپذیرند که در بازه اردو ظواهر و قوانین حضور در اردوهای جهادی را رعایت کنند) و خط فکری همسو با افراد انقلابی داشته باشند. بعلاوه باید توجه داشت که جهادگران ثبت نامی باید به جهت مهارتی هم برای گروه جهادی کارآمد باشند. بنابراین با افراد ثبت نامی جهادی مصاحبه می شود تا هم متوجه کارامدی و تخصص آنها شویم و علاوه بر آن، در ارتباط گیری حضوری تاحدودی متوجه شخصیت و صبر و ولایت پذیری و روحیه جهادی و... جهادگر شویم. همچنین در مصاحبات علاوه بر گفته های شخصی هر جهادگر در زمینه توانایی هایش، می توانیم برخی توانایی ها و ظرفیت ها را در آن ها بیابیم، مثلا فلان فرد ثبت نامی انرژی بیشتری دارد و برای گروه کودک مناسب است و شخصی که از نظر محتوایی قوی تر است و جدی تر است برای گروه جوان خوب است و مثلا اینکه ارتباط گیری جهادگر چگونه است و... .
در دوره هایی که امکان مصاحبه حضوری با برخی نیروها وجود ندارد (مثلا افراد ثبت نامی از شهرستان ها هستند و به دلیل بعد مسافت امکان دیدار حضوری نیست یا مثلا نیروهایی که نزدیک اردو به دلیل ریزش برخی نیروها مجددا جذب می شوند و فرصت مصاحبه حضوری نیست و...) بهتر است این مصاحبه حداقل به صورت تلفنی انجام گیرد و البته مصاحبه تلفنی آسیب هایی دارد و بعضا آسیب هایی به دلیل عدم مصاحبه حضوری پیش می آید.
بعد از انجام مصاحبه وارد ساختار می شویم که چه نیازهایی داریم و در هر روستا چه افراد و چه مسئولیت هایی نیاز است که تعریف شوند. عموما هم سعی می کنیم چارتمان را شناور ببندیم چون تجربه غالبا نشان داده که نزدیک اردو خیلی افراد منصرف می شوند و ریزش میکنند و ناچارا خیلی ها تازه به گروه اضافه میشوند و این مسئله نیاز به شناور بودن جایگاه افراد در ساختار دارد (هرچند آسیب هایی نیز دارد). همچنین یکی از مشکلاتی که غالبا در گروه های جهادی دانشگاه ها وجود دارد این است که جهادگران طی دوره های مختلف مدام تغییر می کنند (به دلیل فارغ التحصیلی یا درگیری های درسی و شخصی و...) که البته این مسئله شاید در گروه جهادی غیر دانشگاهی کمتر است. همین تغییرات زیاد جهادگران گروه های دانشجویی نیز در مواردی می تواند آسیب زا باشد و سطح کار و... را تغییر دهد که برای این مورد بهتر است گروه های دانشگاهی حتما از حضور فارغ التحصیلان و جهادگران قدیمی نیز حتی الامکان در فضای اردوها استفاده کنند.
موازی با کار جذب و ثبت نام، اقدامات لازم را بابت برنامه ریزی های اردو انجام می دهیم.
یک دسته از این برنامه ریزی ها به محتوای اردو مربوط می شود. تدوین و بررسی محتواهای اردو می تواند تحت نظارت و مدیریت یک فرد خاص (مثلا مسئول آموزش گروه جهادی) باشد. مسئول آموزش فردی است که به تناسب نیازهای منطقه و اهداف جهادی، سرفصل های مدنظر گروه های فرهنگی آموزشی روستا را مشخص می کند و این سرفصل ها را در اختیار جهادگران قرار می دهد تا در بازه قبل اردو نسبت به آن سرفصل ها محتواها (و طرح درس های) مدنظر خودشان را برنامه ریزی کنند. بعلاوه مسئول آموزش فردی است که می تواند حین اردو نیز کار نظارت محتوا را برعهده بگیرد.
یک دسته از برنامه ریزی ها به برنامه های فرهنگی مربوط می شود. برنامه ریزی فرهنگی داخلی و فرهنگی خارجی.
به تناسب مناسبت های موجود در بازه اردو و همچنین نیازهای روستا، برنامه ریزی فرهنگی خارجی روستاها را انجام می دهیم و به تناسب همان برنامه ریزی ها، محتواهای لازم و امکانات لازم را آماده می کنیم.
همچین در بعد فرهنگی داخلی نیز بسته به هدف داخلی اردو برنامه های مختلفی برنامه ریزی میشود (جهت تقویت بعد خودسازی و جهادگر پروری). این برنامه ها باید طوری برنامه ریزی شوند که به ساعت کار و اعزام جهادگران به روستاها و همچنین ساعت استراحتشان خلل وارد نکند. مثلا ما در بعضی اردوها یک ساعت را بعنوان «ساعت فرهنگی» در روستاها برای فرهنگی خارجی و همچنین در اسکان بابت فرهنگی داخلی مدنظر قرار می دادیم و در همان ساعت روزانه برنامه های مختلف فرهنگی را برنامه ریزی و اجرا می کردیم تا کار نظم بیشتری داشته باشد.
بعد از برنامه ریزی ها به بستن سین کلی اردو می رسیم؛ منظور از سین، ریز برنامه های اردو و ساعت اجرا و جزئیات اجرای هرکدام است. مثلا اینکه روز سوم اردو فلان ساعت وارد فلان روستا می شویم ، هر ساعت از حضورمان در روستا چه برنامه ای داریم و چه ساعتی به اسکان می رسیم و چه ساعتی جلسه نقدشبانه داریم یا چه ساعتی فلان برنامه فرهنگی داخلی انجام بگیرد و ساعت شام و نهار و خاموشی و اعزام و... چه ساعتی است و... . در این سین برنامه و ساعت دقیق انجام فعالیت ها برای تمام روزهای اردو بسته می شود. بعلاوه این سین را جهت هماهنگی به مسئول برادر گروه میدهیم که اگر قرار است، منطقه یا کاری هماهنگ شود برادران در جریان باشند و بعلاوه بابت برنامه های موازی احتمالی برادران برنامه ریزی کنند.
بخش مالی و تامین هزینه ها بیشتر برعهده مسئول برادر اردو است و خواهران عموما درگیر این مسئله نمی شوند. دانشگاه متناسب با اردو و تعداد جهادگرها و منطقه ای که می خواهیم برویم تا حدی کمک می کند؛ البته این کمک شاید یک چهارم هزینه اردو هم نباشد. یک بخش دیگر تامین مالی کمک هایی است که از طرف سازندگی ناحیه (نفر اردو) داده می شود. بحث دیگر مالی کمک خیرین است که بسته به اردوهای مختلف و جاهای مختلف بعضا همکاری می کنند.


*جزئیات فعالیت:

در بحث تیم های جهادی خواهران، ما تیم های فرهنگی_اموزشی، پژوهشی، هنری و کارافرینی و بهداشت و درمان را داریم. در گروه برادران عرصه عمرانی نیز اضافه می شود.

حوزه فرهنگی و آموزشی:
گروه جهادی ما در بحث فرهنگی و اموزشی دو بخش داشت؛ یک بخش کارگروه روستا و یک بخش کارگروه نخبه پروری «اسکان». ما در کارگروه اسکان طرح نخبه پروری را قرار می دادیم که بحث تربیت مبلغ بومی را داشتیم و طی آن سعی می کردیم دانش اموزان یا دانشجویانی که از نظر فرهنگی و اعتقادی در منطقه فرهیخته تر هستند را شناسایی و جذب کنیم و برای انها برنامه ریزی های سطح بالاتری داشته باشیم؛ مثلا آموزش اعتقادات و اصول عقاید، احکام، حفظ و تجوید قران و سیر کتب شهید مطهری را در یک سیر بلند مدت متناسب با چشم انداز برای انها تعریف می کردیم و در کنار آن بحث های مهارتی مثل اصول و چگونگی کار فرهنگی و برنامه ریزی فرهنگی و مثلا مهارت حلقه داری یا انتقال محتوا و... را برایشان برنامه ریزی می کردیم.
بحث محتوایی برای این کارگروه ها کاملا جدا بود و مدرس های آنها نیز عموما از جهادگران توانمند و دوره دیده دانشگاه بودند، در غیر اینصورت سعی می کردیم از خارج از دانشگاه مدرسان قوی را جذب کنیم. ما از مدرسین کارگروه نخبه پروری سرفصل های محتوای مدنظرشان را می گرفتیم و بس از بررسی و تکمیل آن، نمدرسین طرح نخبه پروری بابت ارائه محتواها برای اردو خودشان را آماده می کردند.
در کارگروه نخبه پروری، بچه های بومی منطقه (اصطلاحا دین پژوهان) را به محل اسکان خود می آوردیم و عملا در تمام بازه اردو این دین پژوهان با جهادگران ما زندگی می کردند و سعی می کردیم عادات رفتاری و اخلاقیات و... نیز برای این افراد بومی الگوسازی کنیم.
اما در کارگروه اموزشی روستا اهداف با توجه به معضلات منطقه تعیین می شد و جزئیات کار و سرفصل های محتوایی را برای هر یک از قشر های کودک و نوجوان و جوان و بزرگسال مشخص می کردیم. در قدم بعد، سرفصل های تعیین شده را به جهادگران می دادیم تا متناسب با آن برای محتواها و درس طرح های مدنظرخودشان مطالعه و برنامه ریزی کنند. بعلاوه در کنار آن سعی می کردیم نسبت به آن سرفصل ها از طریق تیم آموزشی محتواهایی را نیز تدوین کنیم و در اختیار جهادگران قرار دهیم (تدوین محتوا بیشتر از این جهت است که تمثیلی از محتوا را به جهادگرها داده باشیم؛ زیرا ممکن است جهادگرهایی که می ایند سال اولی باشند یا اگر هم سال اولی نباشند نسبت به آن منطقه تجربه نداشته باشند و نتوانند از جهت محتوایی در منطقه قوی عمل کنند. بنابراین این محتواها را به جهادگران می دادیم و آنها خلاهای آن را تکمیل می کردند). این محتواها از طریق یک تیم تدوین محتوا (که عموما از جهادگران باتجربه و بامطالعه هستند) تهیه می شد و سعی می کردیم در بازه یک ماه تا دو سه هفته مانده به اردو ان را به جهادگران دهیم تا مطالعه کنند و سعی کنند محتواهای خود را تکمیل نمایند.
ما در گروه فرهنگی خارج، با توجه به اهداف و معضلات فرهنگی موجود برنامه های مختلفی از قبیل یادواره شهدا، نمایشگاه عفاف و حجاب، جشن تکلیف، مراسمات اعیاد و شهادت ها، دیدار از خانواده شهدا، مسابقات کتابخوانی و... را برنامه ریزی می کردیم.
در فرهنگی داخل هم برای جهادگرها به صورت جدا برنامه هایی داشتیم. ما در این حوزه برنامه های مختلفی از جمله مسابقه کتاب خوانی، جشن و فضاسازی اسکان، هیئت و حلقه های محتوایی داشتیم که در انتخاب محتوا سعی می کردیم هم با مسائل جهادی مرتبط باشد و هم با نیازها و اولویت های انقلاب.
یک بحثی که بیشتر در حوزه آموزش موسوم است، این است که بعضا در برخی مناطق به خصوص مناطقی که سطح مردم انجا بالاتر است استقبال نسبت به بحث های اموزشی کمتر است. در این مناطق می توان جذابیت هایی را برای عرصه آموزشی ایجاد کرد. مثلا برای قشر نوجوان کلاس نمددوزی یا ملیله دوزی یا مثلا برای بزرگسال کلاس خیاطی و... داشتیم(که هم به حل معضلات اقتصادی منطقه کمک کند و هم جاذبه ای باشد بابت پذیرش سایر محتواهای آموزشی دینی، فرهنگی، مذهبی و...).
در گروه جهادی ما خواهران و برادران از هم تفکیک شده و در دو منطقه جدا بودند که این مسئله مزایا و معایبی را داشت که یکی از معایب این تفکیک این است که آموزش ها به صورت موازی به هر دو قشر خانم ها و آقایان روستا آموزش داده نمی شد. البته این روش محاسنی هم دارد اما بهرحال بهتر است برای حل این خلا انتقال محتوا فکر و چاره اندیشی شود.

اشتغال زایی:
بحث اشتغال زایی برای خانم ها در روستا نسبت به گروه برادران محدودتر است و ما نهایتا با توجه به توانایی های خودمان و توجه به ظرفیت و توجه به نقش اصلی زن در خانواده سعی می کردیم به خانم ها نمد دوزی یا خیاطی یا کارهای متناسب با ظرفیت خانم ها را اموزش دهیم.
ما در برخی از روستاها ظرفیت های خوبی را مشاهده کردیم اما آنها با این حال مشکلات اقتصادی زیادی را داشتند، مثلا در منطقه ای معضل اصلی مردم انجا بازار فروش بود. و شرایط طوری بود که اگر گروه جهادی این فروش را انجام میداد یک وابستگی به وجود می آمد و مشکلات ریشه ای حل نمی شدند. بنابراین در بعضی مناطق که اولویت ما کارافرینی بود، شناسایی منطقه و اسیب شناسی ها را انجام دادیم و قرار شد با کارافرین هایی که در این زمینه فعالیت می کنند صحبت کنیم و با هم ارتباطشان دهیم.
در مناطقی که عرصه کارافرینی و اقتصاد مقاومتی را داشتیم، سعی می کردیم از جهت آموزش و فرهنگی نیز محتواهایی را منتقل کنیم و مثلا بیشتر به فرهنگ پس انداز کردن یا قناعت کردن انها و بحث های اقتصاد مقاومتی که در اولویت کشور ما هست بپردازیم.

بهداشت و درمان:
بنده با انجام کارهای خدمت رسانی (و شاید کار کمیته ای) به آن معنا که بخواهیم برای مردم روستاها کاری انجام دهیم که توقع و تنبلی برایشان ایجاد شود مخالف بودم. اما سعی می کردیم از طریق خدمت رسانی پزشکی که بر اساس نیاز منطقه تعریف شده اعتماد به گروه جهادی را ایجاد نماییم. در هر دوره این کار ما تجدید می شد و مردم در هر دوره بیشتر به گروه جهادی رغبت پیدا می کردند.
حضور گروه های پزشکی در اردوهای جهادی ما بابت خدمت رسانی و کار جهادی حداکثری در منطقه برنامه ریزی میشد.
در گروه پزشکی هماهنگی امکانات پزشکی نیاز به پیگیری از سازمان های مختلف یا خریداری دارد و همین بعضا باعث زیاد شدن مشکلات مالی می شود یا اینکه پیگیری ها بسیار سخت و دشوار می شود و همین این باعث می شود گاهی بعضی قسمت های پزشکی خود به خود حذف شود. البته هماهنگی پزشک ها و امکانات در هر دوره و هر منطقه فرق دارد؛ مثلا برای منطقه ای خیلی راحت تر توانستیم با خانه مرکز بهداشت استان ارتباط بگیریم و از انجا تجهیزاتی را فراهم نماییم و همکاری بهتری داشتند. یا مثلا در زمان هایی که پیک اردوهای جهادی باشد عموما هماهنگی امکانات منطقه ای سخت تر میشود.
ما معمولا از دانشگاه های علوم پزشکی یا گروه های جهادی پزشکی یا خانه بهداشت منطقه یا بعضا خیرین امکانات و تجهیزات را فراهم می کردیم و در اردوهایمان پزشک عمومی، دندان پزشک، بعضا فیزیوتراپ، ماما و مشاور داشتیم.
از مشاورین در عرصه پژوهش نیز استفاده می کردیم و سعی می کردیم معضلات روستا را ریشه یابی کنیم و تا حدی وارد این موضوعات شویم. (البته کارگروه جدا و خیلی تخصصی در حوزه پژوهش نداشتیم و اکثر اطلاعات پژوهشی ما توسط همین مشاوران نوشته و تدوین می شد). به نوعی کار گروه مشاوره در مناطق به صورت مشاوره های فردی و گروهی، برگزاری کلاس های همسرداری و تربیت فرزند و همچنین حضور در عرصه پژوهشی اردوهای جهادی تعریف می شد.
در عرصه پزشکی در بعضی مناطق برای مردم روستا پرونده پزشکی تشکیل می دادیم و این پرونده ها را به مرکز بهداشت منطقه تحویل داده میشد تا زمینه کار منسجم و امتداد کار چه برای مسئولین منطقه ای و چه برای سایر گروه های جهادی راحت تر باشد.

موضوع بعدی شیوه های حفظ ارتباط با مردم و مسئولین منطقه (استمرار ارتباط در منطقه) است که به منطقه و شرایط آن بستگی دارد؛ مثلا در بعضی از مناطق یکی از اولویت های ما ایجاد پایگاه بسیج برای روستاها بود تا از طریق آن پایگاه محتوا به مردم داده شود و کارهای ما تداوم داشته باشد. یا مثلا همین طرح نخبه پروری و نهایتا دین پژوهانی که طی این طرح ها تربیت می شوند یکی از اصلی ترین راه های حفظ ارتباط و تداوم کار جهادی ما در منطقه هستند. یا مثال دیگر اینکه در مناطقی که امکانات و دسترسی به فضای مجازی وجود دارد میتوان حفظ این ارتباط را با استفاده از امکانات این شبکه های اجتماعی (تاسیس کانال و گروه و... برای مردم منطقه و انتقال محتوا از آن طریق) انجام داد و یا در مناطقی که از امکانات ضعیفی برخوردار هستند شاید این حفظ ارتباط از طریق تماس تلفنی با بعضی از افراد روستا به عنوان رابط منطقه ای انجام بگیرد. یا مثلا ما در بعضی مناطق کار تجهیز کتابخانه روستا (تکمیل کتاب های کتابخانه) را بعد از اردو هم انجام می دادیم و به آن مناطق کتاب ارسال می کردیم.

یکی از مباحث مهم حین برگزاری اردو جهادی، گزارش کار گرفتن درست و اصولی از جهادگرها می باشد. گزارش کارها پایه هایی هستند که ما با استفاده از انها محتوای دوره بعد را اماده می نماییم و برنامه ریزی های اردوی دوره بعد ما براساس گزارش کارهای اردوی قبل از آن است. بنابراین گزارش کارها باید بسیار ریز و با دقت تدوین و بررسی شود. این نکته خیلی مهم است که هر شب گزارش کارهای همان روز تحویل داده شود و در اخر اردو درست جمع اوری شود و به صورت یک فایل گزارش کار جامع جمع بندی شود تا در اختیار مسئولین بعدی قرار بگیرد.


*نقاط ضعف:

ـ یکی از ضعف های گروه های جهادی بعضا این است که روی بحث مستند سازی و رسانه ای کردن چندان کار نمی شود و برای خود ما اولویت نیست. برای اصلاح این ضعف نیاز به پیگیری بیشتر و برنامه ریزی دقیق تر و کارهای تخصصی تر و مسئول های مجزا (مثلا مسئول رسانه جهادی) است. چون یکی از مسائلی که در اردوهای جهادی خیلی مهم است، بحث مستندسازی است که هم برای اینده گروه جهادی مفید است و هم بابت رفتن گروه جهادی دیگر در منطقه وکمک به گروه های جهادی دیگر و همچنین بابت تامین مالی و حتی جذب نیرو نیز اثرگذار است.
خیلی از گروه های ضد انقلابی و گروه های جهادی که با جریانات خاص سیاسی کار می کنند خیلی بهتر رسانه ای کردن کار را انجام می دهند و این مسئله باعث می شود حتی اگر کار کوچکی هم انجام دهند با رسانه ای کردن انقدر این کار بزرگ شود که گاهی اعتماد مردم به این گروه ها خیلی بیشتر شود و این خیلی برای ما مهم است که الان با توجه به شرایطی که در آن هستیم اعتماد مردم را به جریانات حزب الهی و انقلابی بیشتر کنیم. بنابراین هرچقدر مستند سازی و رسانه و ویترینی کردن فعالیت ها کمتر انجام شود اعتماد سازی سخت تر اتفاق می افتد.
ـ یکی از ضعف های دیگر که بعضا دامن گروه های جهادی را می گیرد، ارتباط کم رنگ یا حتی قطع ارتباط جدیدترها (و مسئولین جدید جهادی) با افراد قدیمی و مسئولین قبلی جهادی ها می باشد.
بعضا در گروه های جهادی مشاهده می شود که این تبادل ارتباط و حتی تعامل اولیه مسئولین جدید با افراد قدیمی کمرنگ است و همین باعث آسیب بزرگ سلیقه ای کار کردن مسئولین گروه ها یا تکرار شدن تجربیات تلخ تجربه شده می شود و همین باعث می شود که بعضا یا منطقه آسیب ببیند و یا جهادگران دچار سرخوردگی شوند.
بنابراین بنده پیشنهاد می کنم که هسته های مشورتی و توانمندسازی به صورت مجزا برای گروه های جهادی وجود داشته باشد و مسئولین هرگروه تلاش کنند ترکیبی از افراد قدیمی و باتجربه جهادی و افراد جدید جهادی را در این هسته های هم اندیشی قرار دهند تا بتوان از ایجاد آسیب هایی جلوگیری کرد و بعلاوه تعاملات و تبادل نظرات تداوم داشته باشد و همچنین با انتقال این تجربیات نیروهای جدید نیز قوی تر شوند.
ـ یکی از نقاط ضعف گروه های جهادی عدم ارتباط گیری مداوم جهادگران با مردم منطقه است. خصوصا در اردوهایی که گروه جهادی به عنوان آخرین بار اعزام می شود عملا این تقلیل یا حتی قطع ارتباط بیشتر هم می شود. اما باید توجه داشت که یکی از مسائل مهم امتدادیه اردوی جهادی در منطقه هست (خصوصا برای اردوهای جهادی فرهنگی) و برای این امتدادیه هم باید برنامه ریزی و سیربندی کرد.
بعلاوه یکی از مسائل مهم بعد و حین هر اردو، جمع آوری نقد و انتقادات نسبت به آن اردو و تشکیل جلسات آسیب شناسی برای بعد از اردوهاست تا انشاءالله نقدها و مشکلات اردو برای دوره های بعدی اصلاح شود و حقی از بیت المال و منطقه و جهادگران و... گردنمان نماند.
و همچنین نکته ای که وجود دارد اینکه جلسات آسیب شناسی باید چندروز بعد از اردو انجام شود و اگر از بازه 2 یا 3 هفته بعد از اردو نیز دیرتر شود قطعا بسیاری از نکات فراموش می شود که باعث می شود بازخورد کمتری از اسیب شناسی گرفته شود.


*شیوه‌های تبلیغات:

تبلیغات و جذب جهادگر:
برای ثبت نام یکی از دغدغه های ما این بود که چگونه فضای جهادی را در دانشگاه ایجاد نماییم و فقط صرف پوستر و بنر تبلیغ نکنیم.
ما برای دوره ای در دانشگاه ظهر خاطره گرفتیم که الحمدلله نتیجه داد و استقبال خوب بود و از همین برنامه تعداد زیادی از نیروهایمان جذب شدند. همچنین برگزاری نمایشگاه عکس اردوهای جهادی نیز بازخورد خوبی داشت و فضاسازی جهادی را بصورت نمایشگاه عکس و پخش کلیپ ها و مستندهایی از اردوهای جهادی سالهای قبل (هم گروه جهادی خودمان و هم سایر گروه های جهادی) داشتیم. علاوه بر این ها ما فروشگاه اقلام جهادی داشتیم که اقلام مردم منطقه را می اوردیم و با قیمت مناسب به فروش می رساندیم و در این فضا برای بچه ها تبلیغ می کردیم. همچنین سعی می کردیم در دانشگاه و خوابگاه و نماز خانه، قبل و بین و بعد از نماز کلیپ و مستند های جهادی را پخش کنیم و در فضای مجازی پخش تیزر و فضاسازی های مختلف را داشته باشیم.
قبل از هر اردوی جهادی ما یک گروه در شبکه های اجتماعی ایجاد می کردیم و سعی می کردیم بچه های مختلف دانشگاه یا هرکس که می شناسیم را در این گروه عضو کنیم و در این گروه فضاسازی می کردیم و دلنوشته و عکس و... می گذاشتیم و اردو را اطلاع رسانی می کردیم (به نوعی نمایشگاه مجازی جهادی برگزار می کردیم) که این گروه هم بازخورد خوبی داشت و بچه ها اگر هم ثبت نام نمی کردند حداقل این فضا برای انها ایجاد می شد که گروه جهادی وجود دارد وچه فعالیت هایی می کند. خصوصا نمایشگاه مجازی جهادی برای اردوهای تابستان که عملا دانشجوها در فضای دانشگاه هم نیستند خیلی به کار می آمد.

تبلیغات و جذب اهالی:
جو خوب و موثری که در منطقه ای که ما رفتیم وجود داشت، اینکه یکسری از اهالی که بین مردم مقبولیت داشتند، قبل از رفتن ما بین مردم تبلیغات می کردند و مردم را جذب جهادی می کردند. ما قبل از رفتن به منطقه سعی می کردیم که از طریق روحانی منطقه که بین مردم بسیار مقبولیت دارد یا بعضا از طریق خود دهیار یا مسئول بسیج یا هریک که مقبولیت بیشتری بین دارند اطلاع رسانی و جذب را انجام دهیم. البته جذب مردم معمولا در اردوهای اول هرمنطقه خیلی سخت است چون برای اولین بار است به منطقه می رویم و نمی دانیم باید چه کارهایی را انجام دهیم تا مردم را جذب کنیم و از طرفی در اردوهای اول، مردم هم هنوز با جهادگران ارتباط برقرار نکرده اند و اعتماد و مقبولیت لازم برای گروه جهادی ایجاد نشده. اما در اردوهای دوم و سوم به بعد با مردم بیشتر اشنا می شویم و جذب مردم چندان سخت نیست.
در روستاها به عنوان افتتاحیه گروه جهادی یک برنامه که برنامه جمعی روستا باشد (مثل جشن میلاد ائمه) اجرا می کردیم. ما سعی می کردیم تا از این طریق مردم را بیاوریم و کم کم با گروه اشنایشان کنیم. همچنین روز اول هر اردو، جهادگران و مربی های اموزشی گروه ما ساعت های اولیه را صرف حضور درفضای روستا می کردند و خانه به خانه می رفتند و با مردم ارتباط می گرفتند و انها را به کلاس ها دعوت می کردند.
ما در بعضی از دوره ها به مردم دعوتنامه دادیم و یا خاطرم هست ُُدر بعضی مناطق که خیلی محروم بودند و تا یک حد کلی با قران اشنایی داشتند برای انها قران بردیم و درون آن دعوتنامه گذاشتیم و از این طریق به انها فراخوان دادیم که برای شرکت در کلاس ها بیایند. همچنین در بعضی از مناطق به وسیله بنر اطلاع رسانی می کردیم.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه اردو جهادی تربیت دبیر شهید رجایی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردو جهادی تربیت دبیر شهید رجایی"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.