اردوی جهادی خواهران دانشگاه علامه طباطبایی تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
علامه طباطبایی
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم قاسمی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

جوان مسلمان باید نسبت به دیگر مسلمین و مردم احساس تکلیف کند. همانطور که پیغمبر اکرم میفرماید: کسی که صبح کند و در فکر امور مردم و مسلمین نباشد مسلمان نیست.
خداوند در قران می فرماید: هرگز افراد با ایمانی که بدون عذر از جهاد بازنشسته اند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد می کنند یکسان نیستند. خداوند به آنها برتری بخشیده ست با پاداشی عظیم .(سوره نساء آیه ۹۵)


*پیگیری های پیش از فعالیت:

کارهای قبل از اردو شامل چند بخش می شود که در ادامه به توضیح هر بخش می پردازیم:
• شناسایی منطقه
• فراخوان جهادگر و تربیت نیرو
• ارتباط با خیرین
• هماهنگی تیم پزشکی
• تهیه اقلام مورد نیاز
• و...
شناسایی منطقه: یک سری معیارهایی برای انتخاب منطقه وجود دارد از قبیل محرومیت که محرومیت شامل محرومیت اموزشی، درمانی، امکانات و ... می شود.
فرم اطلاعات منطقه به صورت زیر هست (که بازهم تاکید می کنم که اکثر این پارامتر ها توسط تیم شناسایی خواهران هم بررسی شود) :
۱- چه تعداد روستا امکان حضور تیم خواهران وجود دارد؟!
۲- فاصله ی روستاها با یکدیگر چه میزان است؟!
۳- تعداد دانش اموزان هر روستا؟
۴- تا چه مقطعی مدرسه وجود دارد؟
۵- امکانات مدرسه به چه شکل ست؟!
۶- دانشجو دارد؟
۷- سن ازدواج به چه صورت است؟
۸- طلاق دارد؟
۹- خودکشی دارد؟
۱۰- غیرمسلمان دارد؟
۱۱- مسجد و کتابخانه دارد؟
۱۲- مسوول دهیاری ، کدخدا یا روحانی دارد؟!
۱۳- گروه جهادی تا به حال حضور داشته است؟!
۱۴- اگه بوده چه کارهایی انجام شده؟!
۱۵- تلوزیون و ماهواره دارند؟!
۱۶- گوشی و کامپیوتر استفاده میکنند؟!
۱۷- اعتیاد به چه صورت است؟!
۱۸- شغل غالب پدران چیست ؟!
۱۹- وضعیت بیکاری به چه صورت است؟!
۲۰- کشاورزی دارند؟!
۲۱- محصولات روستاها چیست؟!
۲۲- سوغات یا دست سازه دارند؟!
(مثل فرش و گلیم و...)
۲۳- شهید و خانواده شهید دارن ؟!
۲۴- تحت پوشش کمیته امداد هستند؟!
۲۵- به چه میزان شناخت رهبری وجود دارد؟!
۲۶- محل اسکان و اموزش خواهران در روستاها به چه صورت است؟
۲۷- روستاهای شناخته شده مشکلی با یکدیگر از لحاظ قومی دارند؟!
۲۸- خانه بهداشت یا درمانگاه و پزشک در روستا وجود دارد؟!
۲۹- مکان مذهبی و فرهنگی فعالی در منطقه وجود دارد؟!
۳۰- اگر دارد میزان مشارکت مردم به چه صورت است؟!
۳۱- میزان رفت و امدهای روستاییان به شهر به چه میزان و با چه هدفی ست؟!
۳۲- تعداد معلم روستاها به چه صورت است؟!
۳۳- عملکرد مسئولین به چه صورت بوده آیا رسیدگی به روستاها می شود؟!
ما برای شناسایی روستاها همراه برادران نبودیم و این یکی از ضعف های ما بود، اگرچه تیم پیش قراول که می خواستند برای تکمیل اطلاعات بروند فرم اطلاعات مورد نیاز منطقه را از خواهران خواستند، ولی این فرم با اینکه اطلاعات خوبی را میدهد ولی اصلا کافی نیست و تا خود جهادگران منطقه را از نزدیک نبینند اصلا نمیتوانند راجع به منطقه حرفی بزنند و در واقع اطلاعات فرم یک چیزی را نشان می دهد و فضای روستا چیز دیگری را و این فرم بدون حضور جهادگران کارایی پایینی را دارد. ما برای رفع این مشکل درخواست کردیم که یک تیم خواهر هم در شناسایی منطقه وجود داشته باشد، اما واحد برادران این موضوع را نپذیرفتند که به نظر بنده این بزرگترین آسیبی بود که شاید بتوان گفت در جهادی گریبان گیر ما بود.
فراخوان جهادگر: ما در کانال های مختلف دانشگاهمان فراخوان نیروی جهادگر را دادیم و شماره تماسی نیز گذاشته بودیم که علاقه مندان خودشان برای شرکت در جهادی با ما تماس می گرفتند. ما یک زمان را برای مصاحبه با این دوستان قرار دادیم و تقزیبا از بین 50 نفر متقاضی که داشتیم تقریبا 15 نفر را متناسب با نیاز هایمان و باتوجه به توانایی هایشان انتخاب کردیم و از آن پس کارگروه هایی را ترتیب دادیم و این کارگروه ها جلساتی را متناسب با فعالیت هایشان آغاز کردند. کارگروه ها شامل کارگروه های کودکان، نوجوان، هنری و بزرگسالان بود که در کارگروه هنری خیاطی را انتخاب کرده بودیم.
ارتباط با خیرین: ما یک سری خیرین را داریم که ما را می شناسند و هر دوره از انها کمک میگیریم. برخی از خیرین نیز از کارمندان و اساتید دانشگاه هستند. معمولا ما بیشترین دریافتیمان از خیرین کالا بوده است و کمتر پول نقد کمک می کنند. ما معمولا لیست کالای مورد نیازمان را به خیرین می دادیم و انها را برایمان تهیه می کردند. البته خیرین گاهی هم پول نقد می دهند و ما خودمان اقلام مورد نیاز را تهیه می کنیم. همچنین ما قسمتی از پول نقد را که دریافت کرده بودیم بین نیازمندان روستا تقسیم می کردیم. برخی از خیرین نیز از دانشجویان خودمان بودند.
ما در سال گذشته یک خیر داشتیم که به واسطه یکی از دوستان با ایشان ارتباط گرفته بودیم و سال گذشته هم در مراسم اختتامیه جهادی از ایشان به عنوان خیر تقدیر کرده بودیم. امسال ما به واسطه شناختی که بوجود امده بود برای دریافت کمک باز هم به این شخص بزرگوار رجوع کردیم اما به طور مستقیم و از ایشان هم بسیار استقبال کردند اما به دلیل اینکه اعتماد کافی را به ما نداشتند برای اطمینان بیشتر به واسط رجوع کردند و چون ما امسال واسط را در جریان نگذاشته بودیم یک سو تفاهم و ناراحتی بوجود امد. دلیل اینکه این نکته را در اینجا ذکر کردم این بود که اگر با خیری از طریق واسط ارتباط برقرار کرده اید همچنان ارتباط را به واسطه همان شخص جلو ببرید مگر زمانی که مطمئن شوید خیر اطمینان صد در صدی به خود شما دارد.
تهیه اقلام مورد نیاز: ما در بحث جهادی به یک سری اقلام پزشکی نیز نیازمند بودیم که عمده این هزینه را از طریق دانشگاه تهیه کردیم. ما در سال گذشته پرستارانی را در گروه داشتیم که در حال حاضر در بیمارستان مشغول به کار هستند و با داروخانه بیمارستان نیز آشنا هستند، بنابراین ما از طریق این دوستان اقدام کردیم و اقلام دارویی و بهداشتی را با هزینه پایین تر و تخفیف خوبی دریافت کردیم. ما نصف هزینه دارو ها را قبل از جهادی و در زمان تهیه دارو ها دادیم و مابقی هزینه ها را نگه داشتیم تا ببینیم که اگر دارویی استفاده نشد، آنها را به داروخانه پس دهیم و دارو ها نماند و پول بیهوده هزینه نشود که ما در پایان جهادی اقلام دارویی استفاده نشده زیادی داشتیم. هزینه ما برای اقلام دارویی تقریبا 800 هزار تومان شده بود. برای اینکه دوستان بتوانند همچین کاری را کنند یا باید یک اشنا و واسط داشته باشند و یا اینکه از طریق بسیج و دانشگاه برای این امر اقدام کننند و نامه ببرند و... .
هماهنگی تیم پزشکی: سال گذشته در گروه ما پزشکانی بودند که برای امسال هم توانستیم به راحتی با آنها ارتباط بگیریم و آنها را دعوت به همکاری کنیم. اما موضوعی که بود این بود که در سال گذشته ما پزشک عمومی نداشتیم و خودمان هم کسی را سراغ نداشتیم و می خواستیم که امسال پزشک عمومی همراه خود ببریم، بنابراین ما با قرارگاه امام رضا صحبت کردیم و یکی از پزشکان عمومی انها که وقتشان به ما می خورد همراه ما امدند. ما در تیم پزشکی گروهمان یک ماما و یک پرستار هم داشتیم که پرستار از بچه های یاسوج بودند و از لحاظ مسافتی به روستا نزدیک بودند. پرستار گروه تا انتهای اردو با ما همراه بودن و ماما تا نیمه اول با ما همراه بودند و پزشک عمومی هم قرار بود از نیمه دوم تا انتها با ما باشند که به دلیل اینکه دیدند بودنسان زیاد مفید نیست بعد از سه روز از جمع ما جدا شدند.


*جزئیات فعالیت:

این فعالیت در تابستان ۹۶، به مدت 10 روز در روستاهای ظفرآباد و بی خشت منطقه لوداب که از روستاهای مناطق کم برخوردار استان کهگیلویه و بویر احمد بودند، صورت گرفت.
تیم خواهران متشکل از سه کارگروه کودک ، نوجوان ، بزرگسال و تیم پزشکی می شدیم و زمینه های فعالیت ما فرهنگی_عقیدتی، مشاوره خانواده و خیاطی بود. بدیهی است که تمام فعالیت های انجام شده ما بر مبنای شناسایی ها و نیاز سنجی ها انجام می شود و سعی می شود از لحاظ زمانی بهترین زمان انتخاب شود.
مراسم های برگزار شده ما در حیطه فرهنگی به شرح زیر بود:
• جشن سالروز ازدواج امیرالمومنین و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهما: ورود ما به روستا مصادف با سالروز ازدواج امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا بود و ما در این روز یک جشن و در واقع افتتاحیه در روستا برگزار کردیم. در این مراسم مبلغ ما صحبت کردند و جشنی ویژه خواهران برگزار کردیم.
• روز عرفه: اگر دوستان قرار است که در برنامه هایشان مراسمی مذهبی را داشته باشند حتما مداحی را از قبل هماهنگ کنند و همراه گروه ببرند، زیرا صوت و ... از مخاطب های مراسم کم می کند و کیفیت مراسم را به نسبت پایین تر می آورد. مشکلی که ما داشتیم مداح آقا همراهمان نبود و در مراسماتمان با این ضعف مواجه شده بودیم.
• عید قربان: ما در این روز جشن را فقط ویژه خواهران برگزار کردیم (به دلیل نداشتن مداح و فضای مناسب برای آقایان) و در این مراسم علاوه بر جشن و شادی و پذیرایی محتوا های مد نظرمان را به مردم منطقه انتقال می دادیم.
• جشن تکلیف: یکی از برنامه ریزی شده ترین و هدفمند ترین برنامه های ما جشن تکلیف بود.
• مسابقه جشنواره غذاهای محلی: این مسابقه یکی از پر استقبال ترین برنامه های ما محسوب می شد و با مشارکت حداکثری اهالی رو به رو شدیم. ما در این مسابقه یک اشپز به عنوان داور داشتیم و به نفرات اول تا سوم جوایزی را می دادیم.
• دعای کمیل و دعای ندبه
• اکران فیلم های نفس , ماجرای نیمروز و شاهزاده روم: این برنامه در بین بزرگسالان استقبال زیادی نداشت و از وسط فیلم کم کم اکثریت پراکنده شدند، که احساس می شود عدم جذابیت موضوع فیلم ها برای مردم آنجا دلیل این پراکندگی بود.
• دیدار با خانواده های شهدا
• غباروبی از مزار شهدا: در این مراسم و غبار روبی مسجد ما یک فراخوان برای اهالی روستا زدیم و با خانم ها و بچه های روستا برای این غبار روبی رفتیم.
• غباروبی مسجد و نصب پرده اهدای کتب ادعیه به مسجد
• نصب کتابخانه اهدایی خیرین در مدرسه
• اهدای لوازم تحریر به دانش اموزان اهدای چادر و جانماز در جشن تکلیف به دانش اموزان
• پخش اقلام غذایی و پوشاک و پاکت پول به خانواده های نیازمند سه روستای اطراف
ما در روستا همراه گروه فرهنگی و عقیدتیمان یک روحانی برده بودیم. وجود روحانی و افراد این چنینی می تواند بسیار مفید باشد اما به شرطی که کاملا نسبت به اهداف و وظایف توجیه و کاملا همراه باشند و در زمینه جهادی و فعالیت های این چنینی نیز تجربه داشته باشتد. ما یک مبلغ خانم هم در گروه داشتیم که با وجود این مبلغ بحث های اعتقادی کاملا پوشش داده شد.


*نقاط ضعف:

یک ماه قبل از اردو مسئولیت جهادی را به بنده دادند و فرصت زیادی برای انجام کارها نداشتیم که این خودش یک ضعف بود ولی به هر جهت با تلاش شبانه روزی تیم الحمدلله به لطف خدا و عنایت حضرت زهرا (س) کارها انجام شد.
منطقه ما از لحاظ شهرستانی و منطقه ای مشابه سال قبلمان بود اما روستایمان تغییر کرده بود و ما فکر میکردیم از جهت اینکه سال قبل هم ما به همین منطقه جهادی رفته بودیم با آداب و رسوم و فضای منطقه آشنا هستیم، که این باعث ایجاد مشکل شد زیرا این روستا با روستای قبلی در برخی موارد که ما فکر می کردیم مشابه هم هستند کاملا متفاوت بودند و با اینکه اختلاف مسافتی این روستا ها بسیار کم بود اما اختلافات فرهنگی زیادی باهم داشتند. یکی از مشکلات در بحث زمان خواب اهالی روستا بود ما در روستای قبلی دیده بودیم که اهالی از نماز صبح بیدار بودند و مشغول گله داری و پخت نان و... می شدند ولی در روستایی که امسال بودیم اصلا این بحث ها وجود نداشت و آنها روز ها دیر از خواب بیدار می شدند و شب ها هم تا ساعت یک و دو نیمه شب بیدار بودند و به همین دلیل ما چند روز اول بسیار گنگ بودیم و... . بحث دیگر بحث استقبال مردم بود که نسبت به مناطق دیگر که رفته بودیم استقبال گرمی را نداشتند و حتی رفتار بد هم وجود داشت طوری که ما مجبور شدیم بعد از روز دوم که روی خوشی از اهالی ان روستا ندیدیم به دنبال یک روستای دیگر بگردیم که در انجا فعالیت کنیم. که همه این مواردی که گفته شد ضعفی بود که ما درشناسایی منطقه داشتیم.
ضعف دیگری که وجود داشت اینکه ما خودمان کارگروه علمی تشکیل نداده بودیم اما در انجا بشدت تقاضای کار علمی از قبیل آموزش زبان انگلیسی و عربی و... می شد و این یک ضعف برای ما محسوب می شد.
نکته دیگر اینکه حتما باید قبل از فعالیت در روستا بررسی شود که آیا قبل از ما گروه جهادی دیگری به آن روستا رفته است یا خیر و حتما باید حیطه های فعالیتی آن ها را بررسی کرد. ضعفی که ما داشتیم این بود که این موضوع را بررسی نکرده بودیم و چند روز قبل از ما گروه جهادی دیگری آنجا فعالیت می کرده.


*نتایج و پیامد‌ها:

ما به دلیل اینکه هر سال به یک منطقه می رویم معمولا خروجی و یا دستاورد مهم و بزرگی بدست نمی آوریم، اما ما تغییر رفتار را در اهالی روستاهایی که می رویم احساس می کنیم، ما در این روستایی که بودیم در ابتدا اصلا استقبال نبود و از ما خوششان نمی آمد اما در پایان اردو کار به جایی رسید که آنها دوست نداشتند ما از روستا برویم و یک ارتباط خوب بین ما و مردم ایجاد شده بود.


تصاویر تجربه اردوی جهادی خواهران دانشگاه علامه طباطبایی تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردوی جهادی خواهران دانشگاه علامه طباطبایی تهران"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.