هیئت دانشجویی عبرات دانشگاه تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم مظلومی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

بحث هیئت دانشجویی خواهران دانشگاه تهران به سال 94 برمی گردد. سال 94 سیاست گذاری کلی ما به این صورت بود که یک فضا برای ارتقای شخصیتی، خودسازی و تربیت نیرو داشته باشیم و بسیج صرفا به یک سری برنامه های سالنی و اجرایی و صرفا یک مکان تشکیلاتی با فعالیت های سیاسی نباشد و در حوزه فرهنگی، تربیت و جذب نیرو هم فعالیت موثری انجام دهد. هدف بعدی این بود که بین بچه های فارغ التحصیل و دانشجویان دانشگاه تهران یک حلقه اتصال ایجاد نماییم و شرایط انتقال تجربیات ادوار به طور مستمر وجود داشته باشد(بعضا بعد از چند سال بچه هایی که مسئولیت دارند از دوستان مسئولی که فارغ التحصیل می شوند شناختی ندارند و هدف ما این بود که این حلقه اتصال ایجاد شود.) مسئله بعدی این بود که ما دوست داشتیم به این فرمایش رهبری که می گویند: « در فعالیت های دانشگاه مخاطب اصلی شما قشر خاکستری باشد و روی مخالفین سیاسی خود دست نگذارید و ابتدا با عموم جامعه و کف دانشگاه ارتباط بگیرید» عمل کنیم.


*ایده های فعالیت:

برای رسیدن به این اهداف ایده های زیادی مطرح شد و توان مالی و اجرایی مجموعه بررسی و امکان سنجی شد که در جمع بندی نهایی به برگزاری یک هیئت دخترانه رسیدیم.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

ما خیلی وقتمان را برای چارت بندی های اساس نامه ای و ارتباط گیری با دانشگاه هدر ندادیم و برای پیگیری های اولیه ابتدا توان فردی و روحیه مجموعه را سنجیدیم و در واقع اول کار خیلی هیئتی هیئت را راه انداختیم و تقریبا بعد از یک سال پیگیری کردیم که هیئت زیرمجموعه بسیج دانشجویی قرار بگیرد. ما در ابتدا با تعدادی از دوستانی که بسیجی بودند اما مسئولیت ویژه ای در بسیج نداشتند و در مبحث هیئت های خانگی و هیئت های خارج از دانشگاه خیلی فعال بودند، جلسه ای برگزار کردیم و در رابطه با سخنرانی، پذیرایی، نحوه جمع اوری بودجه اولیه و اینکه روند هیئت هفتگی باشد یا ماهانه صحبت کردیم و خروجی جلسه را گرفتیم و ایده ها را نهایی کردیم. یکی از ایده ها این بود که ما به دو دلیل برای هیئت سخنران نداشته باشیم، اول اینکه فضای دانشجویی حفظ شود و دوم اینکه سخنران با توجه به سلیقه شخصی خود فضای مخاطب را محدود نکند. اما بحثی که اینجا وجود داشت این بود که اگر سخنران نباشد چه کسی باشد؟ در پاسخ به این سوال به این موضوع فکر کردیم که چندسالی است بسیج اردوهای جنوبی که بچه ها را می برد بر اساس یک شهید است و کل فعالیت هایی که در آن سال در حوزه راهیان انجام می شود حول محور آن شهید است. یکی از مسایل اجرایی هرسال این بود که الگوی اصلی خواهران باید خانواده این شهید باشند، مثلا خواهر شهید همسر شهید یا شخصی از خانواده آن شهید که جنسش با نیازها و عواطف و احساسات ما همسوتر باشد. ما با توجه به این پیش زمینه به این نتیجه رسیدیم که چه چیزی بهتر از این که مهمان خود را از خانواده شهدا بگذاریم. سال 94 بحث شهدای مدافع حرم مطرح شده بود اما مانند امروز خیلی شناخته شده و عمومی نبود و مخالفت هایی با انها وجود داشت و حتی خود ما که به این فضا نزدیک تر بودیم خیلی آشنایی با مدافعین حرم نداشتیم که چه افرادی هستند و چگونه انتخاب می شوند و... ؟ چون این سوال ها برای ما وجود داشت تصمیم گرفتیم که مهمان محوری ما خانواده شهدای مدافع حرم باشند. البته در هر سال متناسب با فضا و شرایط جامعه این مهمان ها می توانند تغییر کنند. یکی دیگر از دلایلی که برای دعوت مهمان از همسران شهدای مدافع حرم استفاده کردیم این است که هم نسل ما هستند. بعضا خاطراتی از شهدای دفاع مقدس و همسرانشان را می خوانیم و میگوییم که در شرایط امروز که نمی توان اینگونه بود اما در بین صحبت های همسران شهدای مدافع حرم در نهایت به این نتیجه می رسیم که این ها هم آدم های عادی مثل ما هستند اما چون یک هدف والاتر دارند این امور و تغییر را در زندگی خود می پذیرند.
در رابطه با کادرما هرسال یک مسئول هیئت داریم که معمولا از معاونت فرهنگی های سال های قبل هر دانشکده انتخاب می شود (البته ممکن است از بچه های شورای فرهنگی باشد) و علاوه بر آن یک سری اعضای هیئت یا شورای عمومی هیئت داریم که هرشخصی مسئولیت متفاوتی دارد، مثلا یک نفر مسئولیت پیگیری مهمانان را بر عهده دارد، دیگری مسئول تهیه هدیه برای مهمان و یک نفر مسئول پذیرایی را برعهده دارد و علاوه بر اینها یک نفر مسئول فضاسازی است.
برای انتخاب روز و ساعت هیئت هرسال تغییراتی بوده است اما در این سه سال هیئت تقریبا ساعت 16 تا 17 بوده اما روز آن متفاوت بوده است و هرسال در ابتدای سال میزان توان بچه های دانشجو، شورای عمومی دانشگاه ها، و در نگاه کلی تر ساعت ها و روزهایی که دانشکده ها معمولا کلاس هایشان تمام می شود و روزهایی که تعداد دانشجویان در دانشکده ها بیشتر است ولی در آن ساعات کلاس ندارند و .... مسائل بررسی می شود و روز و ساعت هیئت برای آن سال مشخص و اعلام می شود.


*جزئیات فعالیت:

جزئیات و سین برنامه های هیئت هرسال تغییر می کند. ما در سال 96 تجربه طرح کلی اشعار سیاسی را داشتیم که یکی از بچه ها آن را از قبل می خواندند و قبل از شروع جلسه خلاصه و توضیحی مانند درسنامه داشتند، که یک نفر مسئول این کار بود. ترم دوم روال کار تغییر کرد و ما هر هفته یک مهمان از ادوار بسیج دانشجویی مانند معاونت فرهنگی مرکز، شورای فرهنگی یا افراد تاثیر گذاری مانند مسئولان بسیج تا ورودی های 86یا 84 به قبل بودند، دعوت می کردیم و قبل از اینکه خانواده شهید که مهمان اصلی ما هستند تشریف اورند حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه یکی از ادوار بسیج دانشجویی مهمان ما بودند. این بخش از هیئت حالت گعده داشت و بچه ها سوالات خود را می پرسیدند و انها توضیحات لازم را می دادند؛ مثلا پرسیده می شد که می خواهیم فلان برنامه را انجام دهیم اما نمی دانیم چکار کنیم و در اینجا فردی که دعوت کرده بودیم توضیحات لازم را می دادند. معمولا این ادوار چون از مسئولین گذشته و در فضای بسیج جا افتاده هستند، وقتی که به عنوان یک مهمان به این فضا دعوت می شوند خیلی راحت تر فضا را درک کرده و با بچه ها مشورت می کنند.
فضای ما با خانواده شهدا فضای راحتی است و با مادر یا همسر شهید به صورت پرسش و پاسخی صحبت می کنیم و در آن فضا کسی را نداریم که پشت تریبون صحبت کند و صرفا یک نفر سوال بپرسد بلکه بچه ها به صورت هیئتی می نشینند و خودشان سوال ها و دغدغه های ذهنی خود را می پرسند.البته یک نفر هست که روند بحث را پیگیری کند و اگر سوالی جا ماند انها را پیگیری کند. ما خیلی سعی کردیم که فضا خشک و رسمی نباشد و یکی از دلایل استقبال بچه ها این است که قرار نیست مانند یک جلسه رسمی بیایند و در جلسشه بنشینند و یک نفر برای انها صحبت کند و بروند و فضا بسیار صمیمی است. محور کلی جلسات به این صورت است اما هر جلسه یک موضوع متفاوت شکل می گیرد چون معمولا جلسات را ازاد اندیشانه برگزار می کنیم و بعضا بچه هایی می ایند که مخالف هستند و با همسر یا مادرشهید صحبت می کنند و هر جلسه به یک سمت می رود. علاوه بر این هر کدام از همسر شهدا در یک بعد الگو می شوند و جلسه با ان محوریت پیش می رود، مثلا یک همسر شهید خیلی صبور هستند و در حین صحبت هایشان بچه ها به این نتیجه می رسند که چقدر صبر ویژگی خوبی است یک همسر شهید خیلی علمی هستند و به این نتیجه می رسند که یک آدم می تواند تقویت علمی داشته باشد، یک همسر شهید خیلی قانع و کم توقع هستند و بچه ها این ویژگی هل را از زندگی شهدا و خانواده انها یاد می گیرند و... . جلسات ما خط کشی خاصی ندارد که بگوییم در آخر جلسات باید به این خروجی برسیم و فکر می کنیم یکی از دلایل موفقیت و ماندگاری و محبوبیت این هیئت این است که قرار نیست موضوعی به بچه ها تحمیل شود و قرار است خود بچه ها به نتیجه گیری برسند.
ما برای بحث پذیرایی به این نتیجه رسیدیم که وقتی قرار است هیئت تشکیل شود باید پذیرایی آن متفاوت باشد. بنابراین مسئول پذیرایی ما برای مناسبت های مختلف ایده های متفاوتی داشتند و سعی می کردند برای هر مناسبت متناسب با همان جلسه یک پذیرایی جدید ارائه دهند(بخصوص در سال 94) ، مثلا پذیرایی برنامه 6 بهمن، نان و پنیر و سبزی بود که همه را با پرچم های پهن ایران تزیین کرده و دور آنها را روبان زده بودند و .... .
برای بحث مداح چون نمی خواستیم فضا را از فضای دانشجویی خارج کنیم، از دانشکده های مختلف، ادوار و بچه های سال پایین تر پیگیری کردیم و از بین دانشجویان همان سال یک مداح انتخاب کردیم و تصمیم گرفتیم این کار را تجربه کنیم.


*نقاط ضعف:

ما معمولا سعی کردیم هیئت هر هفته برگزار شود چون سال 94 هیئت رسمی و عمومی خواهران و برادران دانشگاه تهران هم پایه گذاری شد بعضی هفته ها با آن دچار تداخل می شدیم و هیئت کنسل می شد.گاهی هم خانواده شهیدی اعلام می کردند که نمی توانند بیایند و آن هفته هم هیئت تشکیل نمی شد.
یکی از ضعف های اصلی ما این بود که جلسات اولیه هیئت را مستند نگاری نکردیم و تا اواسط سال دوم که حدود 15 مهمان گذشت ما خیلی دنبال این نبودیم که مباحث ماندگار شوند و بعد از آن به نتیجه رسیدیم که جلسات با هماهنگی با مهمان ها ضبط و پیاده سازی شوند.
مسئله بعدی این بود که ما بعد از یک سال به نتیجه رسیدیم که یک دفتر تهیه شود و همسران و مادران شهدا که می ایند در ان برای ما یک یادگاری یا توصیه یا یک ویژگی بارز از شهید بنویسند و برای خانواده شهدایی که نتوانستیم این میراث ارزشمند را از انها به یادگار بگیریم خیلی افسوس خوردیم.
ضعف بعدی ما این بود که در بحث تقسیم مسئولیت یک مقدار با محدودیت کادر روبرو بودیم اما از سال های بعد این مسئله حل شد. چیزی که معمولا بحث می شود این است که فضای هیئت خیلی داخلی می شود یعنی 3.4نفر تصمیم میگیرند کل کارهای هیئت را انجام دهند که این موضوع باعث می شود کار برای این افراد سنگین شود و همچنین مشارکت بچه ها پایین می آید. خوشبختانه طی سال های اخیر که کادرسازی بیشتر شد حدود 10 نفر از بچه ها از دانشکده ها و ورودی های مختلف در هیئت فعالیت دارند. لازم به یاد آوری است که کاری به نتیجه می رسد که برای رضای خدا باشد و شخص مسئول دنبال ارتقای سمت و درامد نباشد و فقط برای خدا کار کند و وقتی ادم واقعا تصمیم می گیرد کاری را برای خدا انجام دهد خدا حمایتش می کند. سالی که هیئت پایه گذاری شد ما مطمئن نبودیم که حتی ده نفر مخاطب هم داشته باشیم و افرادی که کادر بودند 3.4نفر بیشتر نبودیم اما الان جلساتی با حداقل 80 نفر مخاطب داریم و حدود10.15نفر کادر داریم. به نظرمن تمام این ها نتیجه این است که دوستان در آن سال تصمیم گرفتند که در راه خدا یک کار را انجام دهند.


*نتایج و پیامد‌ها:

ما بعد از گذشت 2.3سال بطور مشهود می بینیم که مخاطب های ما مخاطب های عمومی هستند و بچه هایی با تیپ و عقاید متفاوت به هیئت میایند. ما بچه هایی را دیدیم که خیلی سوال داشتند(البته نه اینکه صددرصد مخالف باشند) و بعد از 4.5 جلسه یکی از اعضای ثابت جلسات شدند و نگاه متفاوتی نسبت به این قضیه و مدافعین حرم پیدا کردند. البته ما بجز خانواده شهدای مدافع حرم مهمانان دیگری نیز داریم مثلا نزدیمک سالروز شهادت شهید احمدی روشن همسر ایشان را دعوت کردیم.همسر شهید جواهریان که شهید راهیان نور 94 بودند را دعوت کردیم و... .
ما افرادی را داشتیم که به مرور زمان چادری شدند و سبک تفکراتشان تغییر کرد. همچنین دوستانی را داشتیم که اهل قلم بودند اما در حین همین جلسات دنبال این افتادند که زندگینامه شهدا را دربیاورند و کتاب تولید کنند و الان یکی دو تا از بچه ها مشغول پیگیری های آن هستند.


*شیوه‌های تبلیغات:

در ابتدا برای تبلیغ از روش چهره به چهره استفاده کردیم و بعدا کانال تلگرام و بله و اینستاگرام را راه اندازی کردیم. همچنین هرهفته مسئول هیئت یا معاونت فرهنگی یا معاونت اموزش به تمام معاونت فرهنگی های دانشکده ها پیامک می دهند و برنامه تبلیغاتی هیئت را ارسال می کنند و آنها هم به شوراهای عمومی و دوستان دیگری که داخل بسیج نیستند اطلاع رسانی می کنند. در ابتدا مخاطب ها محدود تر بود و فقط بچه های بسیج بودند اما الان چون 3 سال است هیئت برگزار می شود و نام هیئت در دانشکده ها اشنا شده است دیگر صرفا مخاطب ما بچه های بسیج نیستند و عموم بچه ها اطلاع دارند. ما تراکت هایی را برای هیئت طراحی می کنیم ودر دانشکده ها و نمازخانه های دانشکده ها پخش می کنیم که بچه ها اطلاع پیدا کنند که چنین هیئتی با این محوریت وجود دارد. علاوه بر اینها در اردوی راهیان دانشگاه تهران که معمولا 300.400 نفر هم مخاطب خانم دارد و معمولا از عموم بچه ها هستند، ما رزق هایی را از طرف هیئت به آنها می دهیم تا با هیئت نیز آشنا شوند. رزق امسال شیشه های کوچکی بود که درون انها یک شاخه گل محمدی، مقداری خاک فکه و یک کاغذ کوچک بود که آن را از طرف هیئت به بچه ها دادیم.


تصاویر تجربه هیئت دانشجویی عبرات دانشگاه تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
  • ناشناس: خداقوت و ان شاالله توفیقات بیشتر و گسترده تر
    بسیار عالی بود خداخیرتون بده که بهرمندمون کردید.
    از روند موفقیت امیز کارمشخص بودکه در بدو کار هم نیازها به خوبی سنجیده شده و هم ظرفیت ها و ضعف های موجود در موقعیت دانشگاه.اجرکم عند الله.ان شاالله که این کار ادانه دار باشد برایتان و صرفا مقدمه ی کارهای بعدی تان باشد.یاعلی
    پاسخ
ارسال


"هیئت دانشجویی عبرات دانشگاه تهران"
اشتراک گذاری در:
کپی لینک ارسال ایمیل
گوگل پلاس شبکه افسران
تلگرام
دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

برای ادامه به سایت وارد شوید:

captcha

اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

captcha
برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.