استندآپ کمدین حجاب


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
صنعتی شاهرود
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم جمشید پور
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

اصل کار ما دغدغه مندی بود اما دغدغه از یک نگاه متفاوت. ما به برنامه های عفاف وحجاب یک نگاه خاص داشتیم و سعی می کردیم حداقل در این برنامه ها حضور داشته باشیم و به خروجی هایشان نگاه کنیم و بازخوردشان را بررسی کنیم. سبک کارهایی که می دیدیم اصلا جالب وجامع نبود و فقط بحث های کوچک فرهنگی عفاف و حجاب بود وهمه یک خط را می گرفتند. مثلا یک نگاه جزیی به حجاب بود ومحققان می آمدند و خصلت انسان و خانم ها را بررسی می کردند و در مورد حجاب صحبت می کردند که این یک بحث بود. گرایش دیگری که در این زمینه دیدیم گرایش بیمارگونه به بی حجابان بود که با دیدی روانشناسی به این قضیه نگاه می کردند؛ مثل دکتر علی قائمی. این افراد با دید بیمارگونه به این قضیه نگاه می کنند و می گویند شخص ضعف و یک خلاء روانی دارد که این ضعف بازخورد اجتماعی می دهد و شخص بی حجاب است. یک دیدگاه دیگر هم دیدگاه اندرزگویانه است که می گویند خوب باشید، شما خانم هستید و صف اول عفت جامعه قرار دارید و این صحبت ها. اما هیچ کدام از این ها پیام خوبی برای مخاطب های دهه 70 و 80 نبود. یک پیام گنگ بود و اصلا محتوایی نداشت. سبک کار برای دهه 70و 80 خیلی مهم است. الان جامعه هدف ما این ها هستند که در دانشگاه حضور دارند. دوم اینکه بحث عفاف و حجاب به بحران رسیده و برخی جامعه شناسان می گویند این امر از بحران رد شده است و دارد یک مسئله شخصی می شود. زنگ خطر را ما زمانی شنیدیم که دیدیم جامعه متدین هم دارد به آن سمت می رود و دخترهای متدین هم برای دیده شدن به کارهایی از این قبیل دست می زنند، حالا کمی ظریف تر و کمی با حجاب تر، مثلا استایل های ویژه داشتن یا برند پوشیدن ها به سمت جامعه متدین می رود و عاقبت ان همان کم حجابی و بی حجابی می شود. بحث دیگر این بود که برنامه های عفاف و حجاب معمولا بازخوردی ندارند و مثلا اگر شما الان اردوی جهادی ببرید حداقل دو نفر از داخل آن در می آید یا طرح ولایت کشوری ببرید می بینید که دو نفر وجود دارند. اما همه ما در همایش های عفاف و حجاب باز خوردها را دیده ایم...!


*ایده های فعالیت:

معمولا تا کنون به کلیت و ماهیت بحث حجاب و عفاف علاقه مندی عمومی وجود نداشته و دغدغه ای نبوده است. بنابراین ایجاد دغدغه یکی از دغدغه های ما بود و استارت را از اینجا زدیم. ذائقه اجتماع برای انجام کار خیلی مهم است. مثلا بحث همه الان گوشی است و همه در قسمت پیام رسان حل هستند؛ آنها یا میخواهند پیام رسان باشند و یا می خواهند پیام دریافت کنند و اگر به محتوای پیام های تلگرام یک دید کلی داشته باشید کمتر پیامی ماهیت عقیدتی یا تئوریک دارند و همه ماهیت اجتماعی دارند، پس ذائقه مخاطب ما الان ذائقه اجتماعی است. ما گفتیم بیاییم به حجاب از دید اجتماعی و از دید یک پدیده اجتماعی و نه یک آسیب اجتماعی نگاه کنیم و پیاممان را در قالب استندآپ کمدی به مخاطب برسانیم.


*جزئیات فعالیت:

ما در ابتدا باید بیاییم و حجاب را تعریف کنیم و آن را روایت کنیم که قبلا چطور بوده و بعد از ان چطور شده و الان به چه صورت است. ما در جمع های خصوصی مان که این کار را انجام می دادیم خیلی جواب می داد. شاید بچه ها مثلا 5،6سال پیش را دقت نمی کردند که حجاب چه مقدار بوده و الان چطور شده یا مثلا نوع حجاب و طراحی ها در مورد حجاب.
در رابطه با عفاف و حجاب خیلی مقاله و پژوهش انجام شده است که آنها تا 90% کار را انجام داده اند که اکثرا هم مسیر درستی را انتخاب کرده اند؛ آنها در این پژوهش ها تاریخچه حجاب را استخراج کرده و یک چکیده از ان نوشته اند و وضعیت اجتماع را رصد و نتیجه گیری کرده اند. بنابراین ما اساس دیتای خود را بر اساس نتیجه گیری پژوهشگرانی قرار دادیم که چهارچوب ها را رعایت کرده بودند و در صدر این کار بودند. بنابراین توسط این پژوهش ها ما دیتا را آماده داشتیم. افرادی که ما از پژوهش هایشان استفاده کردیم آقای دکتر محمدرضا زیبایی نژاد، خانم فریبا علاسوند، خانم زهرا ایت اللهی و... بودند.
ما در اینجا می آمدیم اصل مطلب را از این مقالات استخراج می کردیم و آن را با بیان مخاطب امروزی و با دید اجتماعی و داستان واره تحلیل می کردیم و ان را در قالب استندآپ می بردیم. در استندآپ باید توانایی نوشتن و مقداری هم روحیه طنز داشته باشیم و از بچه هایی که روحیه طنز دارند هم دعوت کنیم تا بتوانیم ذهن بچه ها را به آن سمتی که الان خودشان در آن فضا هستند بکشیم. دید بچه های الان خیلی فانتزی است و ما هم باید این دید را مقداری کسب کنیم. ما برای اینکه بتوانم این استندآپ را متناسب با سلیقه آنها بنویسم با انها معاشرت و صحبت می کردیم و سعی می کردیم مانند آنها نگاه کنیم، که البته این دید مقداری در ما ایجاد شد.
ما برای درست کردن یک استندآپ اصل قضیه را وسط می گذاشتیم و پیرامون آن داستان واره های تقریبا واقعی درست می کردیم. مثلا در خاطرات شخصی می رفتیم و می دیدیم ما هم خاطره ای مانند این داریم و آن را بلد می کردیم. مثلا الان استنداپ در برنامه خندوانه می گوید من بچه بودم پدرم این کار را می کرد و... ما هم همین کار را می کردیم و خاطرات را به نثر مخاطب امروزی نزدیک می کردیم. ما این داستان واره ها را به هم پیوند می دادیم و اصل قضیه را به مخاطب می رساندیم. مثلا می گفتیم که ما می دانستیم اعتقادهایی وجود دارد اما کارهایی خلاف آنها را می کردیم و نهایتا با طنز و خنده می گفتیم که ما چقدر ادم های پرتی هستیم و تازه فهمیدیم اصل قضیه چیست و باید چطور باشیم و...بعد از این بچه ها می فهمیدند که پشت این دلقک و طنز یک واقعیت است و خودشان هم به این واقعیت می رسیدند و آن را اقرار می کردند.
یک مدل دیگر از بحث استنداپ ما این بود که سیر تاریخی تاثیر نظام بر حجاب را دراورده بودیم. این برای مخاطباتی بود که تا حدودی برای حجاب ارزش قائل بودند و همیشه برایشان سوال بود که چرا کسی برخورد نمی کند و چرا بحث عفاف و حجاب در جامعه ما پیگیر و متولی ندارد. در این زمینه پژوهش های دکتر جعفر حق شناس مد نظر ما بود که قبلا روی این موضوع به صورت مجموعه مقالات کار کرده بودند.
بر اثر فعالیت های نظام و ریاست های مختلف مشکلات زیادی در زمینه عفاف و حجاب پیش آمده و خیلی ما را عقب انداخته است، تا الان که عفاف و حجاب از منظر خیلی ها مشکل نیست بلکه یک عادت اجتماعی است. طوری که الان اگر ما بخواهیم در مورد عفاف و حجاب صحبت کنیم باید یک سری تخفیفات را به مخاطب خود بدهیم و دیگر نمی توانیم خیلی روی اصول عفاف و حجاب مانور دهیم. این هم یک نوع استنداپ بود اما استندآپ در این قسمت باید کمی جدی تر برگزار می شد و داستان واره های ان هم واقعی تر و تاریخی بود و سعی می کردیم داستان هایی را ارائه کنیم که واقعا اتفاق افتاده است و جنبه طنز ان یک مقدار کمتر بود، اما استنداپ اول کاملا طنز بود.
ما برای بحث ذائقه شناسی مخاطبانمان، از دانشجویان و دوستان زیادی کمک گرفتیم اما در منابع زیاد از کسی کمک نمی گرفتیم و فقط از چندتا از دوستان که طرز تفکر مشابهی با ما داشتند، کمک گرفتیم.
ما برای هماهنگ کردن جلسه استنداپ با فرمانده بسیج دانشگاه ها صحبت می کردیم و میگفتیم در زمینه عفاف و حجاب چه کارهایی انجام دادید و مثلا آنها می گفتند کارگاه داشتیم و از آنها می خواستیم که ارزیابی هایشان را بیاورند و با هم صحبت می کردیم و می فهمیدم در چه حد کار انجام شده و قبل از ما کار چگونه استارت خورده است. این خیلی مهم است که ما بدانیم وارد کجا می شویم و قبل از ما چه کسی با چه لباسی چه پیامی را به بچه ها در رابطه با عفاف و حجاب رسانده است. در واقع این کار پایه و اساس کار ما بود و سعی می کردیم پیامی که می رسانیم کاملا متفاوت با نفر قبلی باشد تا شنیده شود. ما از طریق این دوستان خوابگاه ها را هماهنگ می کردیم و برنامه را در خوابگاه ها برگزار می کردیم و آنها را ادامه می دادیم. الحمدلله بازخورد این کار خیلی خوب بوده است.


*نقاط ضعف:

برای این کار دوستانمان به ما کمک می کردند اما یک سکانس هایی که ما به کمک انها نیاز داشتیم نمی رسیدند و ما مجبور می شدیم به تنهایی تمام منابع را رصد کنیم. علتی که نمی شد از دوستان دیگر در این زمینه کمک گرفت این بود که این طرز تفکر ما خیلی تنهاست، یعنی افردای که اهل مطالعه هستند و ما از لحاظ مطالعاتی قبولشان داریم حاضر نیستند بیایند و پیگیری داشته باشند. ضعف کار این است که با اینکه از ان استقبال می شود اما نتوانسته است به عنوان یک سبک کاری جا باز کند. در واقع سبک طنز و سبک هنر هنوز در بسیج جا نیفتاده است.
یکی از ضعف های ما هم این است که خیلی به وجه هنری این قضیه نپرداخته ایم و ما باید خیلی بهتر، حرفه ای تر و اصولی تر روی بحث استندآپ کار کنیم. البته الان مخاطب های ما مشکلی با این استندآپ نداشتند اما ممکن است بعدها افرادی باشند که ذهنیت دیگری از استنداپ داشته باشند و نوع کار ما را با این سطح نپذیرند. ما انقدری که روی محتوا وقت گذاشتم روی ماهیت استنداپ وقت نگذاشته ایم.
یکی دیگر از ضعف های ما این بود که این کار را در زمان خوبی شروع نکردیم و آخر ترم بود و نتوانستیم ان پیوستگی را که در برنامه هایمان انتظار داشتیم ادامه دهیم. برای این کار شاید لازم باشد یک ترم پیوسته در این مورد صحبت کنیم یعنی این قضیه با برگزاری چندین جلسه پیوسته تاثیرگذار است و اگر فقط یک جلسه بخواهد برگزار شود شبیه طنز است و می گویند یک خانم امد و خیلی بامزه صحبت کرد و رفت.
ما باید روی بخش طنز و استندآپ قضیه خیلی خوب کار کنیم تا مخاطبان ما بخاطر این قضیه جذب شوند و یک طیف وسیعی از همه اقشار مخاطب ما شوند. مثل برنامه های خندوانه و دورهمی


*نتایج و پیامد‌ها:

یکی از پیامدهایی که ما دربچه ها مشاهده کردیم این بوده است که دید آنها نسبت به قبلشان در رابطه با مقوله حجاب تغییر کرده بود و پذیرفته بودند که حجاب تنها یک مقوله مذهبی نیست و بعد اجتماعی حجاب نیز وجود دارد و بسیار حائز اهمیت است و حجاب یک مسئله شخصی نیست. الان خیلی از مشکلاتی که در بحث عفاف و حجاب داریم بحث خصوصی بودن است، الان ما می بینیم افراد تحمل تذکر در رابطه با حجاب را ندارند که این امر به این علت است که بعد اجتماعی حجاب را درک نکرده اند.
یکی دیگر از پیامدها این بود که همه در این برنامه ها درمورد حجاب نظر می دادند و کاملا بدون دغدغه و بدون اینکه بخواهند درصحبت های خود رعایت کنند که چه حرفی بزنند و از حرفشان چه برداشتی شود نظر خود را در مورد حجاب می گفتند زیرا اجتماعی صحبت کردن در رابطه با حجاب خیلی راحت تر است.
بچه ها واقعا از هردوی این استندآپ ها استقبال کردند و برخوردهای هر دانشگاه نسبت به آنها متفاوت بود. مثلا بچه های دانشگاه علوم پزشکی قسمت اول را خیلی دوست داشتند چون ماهیت دانشگاه علوم پزشکی کلا اختلاط و این مسائل است اما دانشگاه صنعتی قسمت دوم را دوست داشتند و در این مورد بحث می کردند.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه استندآپ کمدین حجاب
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.