ستاد استقبال اربعین از زائرین پاکستانی


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
سیستان و بلوچستان
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: ایمان میر
تاریخ: 1396

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

بحث اربعین حدود 4تا 5سال است در استان ما راه افتاده است. ما با توجه به زائرانی که رفت و آمد می کنند تصمیم گرفتیم همانطور که عراقی ها به استقبال ما می آیند و برای ما عزت و ارزش قائل هستند و خادمی امام حسین را در اربعین می کنند ما هم در ایران همین کار را برای زائرین پاکستانی انجام دهیم.


*ایده های فعالیت:

ما تصمیم گرفتیم که برای زائران پاکستانی یک موکب و ستاد استقبال اربعین راه اندازی کنیم.


*جزئیات فعالیت:

ما حدود 6 سال پیش این موکب را با ایستگاه صلواتی شروع کردیم و آن را هر سال گسترش دادیم و بزرگ و بزرگ تر شد تا به یک زائر سرا تبدیل شد و ما توانستیم در دو مکان زائر سرا برقرار کردیم.
موکب ما بیشتر برای افراد خارجی بود و بیشتر زائرانی که می امدند پاکستانی بودند. خدمت رسانی بیشتر از طرف بچه های بومی بودو بچه های دانشجو تا سال گذشته وارد این عرصه نشده بودند و حدود دوسال است که دانشجوها وارد کار شدند و به انها اطلاع می دهیم و ثبت نام خادمی داریم. اکثر اشخاص و خادمانی که برای خدمت به زائران پاکستانی به این موکب می آیند، می توانند به سفر اربعین بروند اما نمی روند و می خواهند خدمت رسانی کنند. البته کسانی هم هستند که سفر برایشان امکان پذیر نیست و برای خدمت رسانی به اینجا می آیند تا از این فضای معنوی استفاده کنند.
کار ستاد و موکب اوایل کلا دست بنیاد خاتم بود و بچه های بنیاد خاتم ستاد را اجرا می کردند اما بعد ها که کار ادامه پیدا کرد ستاد عتبات عالیات و اوقاف و بسیج ناحیه هم به وسط آمدند و همه با هم منسجم شدند و حدود دوسالی می شود که همه پای کار آمدند. البته الان هم ریئس ستاد ما فرمانده بنیاد خاتم جناب آقای بختیاری هستند.
مسئولیت ها در این موکب چند بخش دارد؛ اول رئیس کل ستاد است که کارها و کل هماهنگی ها و تامین مالی با ایشان است، مسئول دیگر مسئول حمل و نقل است که اتوبوس ها را هماهنگ می کند و مسئولیت دیگر مسئول امار و ارزیابی است. یک مسئول فرهنگی هم داریم که کارهای فرهنگی را انجام میدهد و برنامه هایی مانند تعزیه و ... اجرا می کند. یکی از کارهایی که سال گذشته مسئول فرهنگی انجام دادند این بود که تصویر سه بعدی حرم حضرت زینب را زده بودند که بین پاکستانی ها خیلی جلب توجه کرده بود. یک مسئولیت دیگر مسئولیت پشتیبانی بود که این واحد 24 ساعته درگیر بودند و با سه چهارتا ماشین مدام در حال رفت و آمد بودند و تدارکات را آماده می کردند. مسئولیت دیگر مسئول امنیت بودند که این بزرگواران باید 24 ساعته انجام وظیفه می کردند و تامین امنیت زائرسرا و امنیت اتوبوس ها از مرز تا زاهدان و از زاهدان به بعد را بر عهده داشتند. برای تامین امنیت نیروهای بسیجی پایگاه ها را شیفت بندی کرده بودیم و هرپایگاه را برای یک شیفت قرار دادیم.
فعالیت بنده در بخش آمار و ارزیابی بود که برای این مسئولیت کاروان ها را ثبت می کردیم، رئیس کاروان را می خواستیم و آمار پاسپورت ها را چک می کردیم. همچنین چک می کردیم که کاروان از کدام شهر آمدند و با توجه به تعداد کاروان آمار می گرفتیم که چه تعداد غذا باید تهیه شود، یا تعداد نفراتی که اتوبوس نداشتند را امار می گرفتیم که چند اتوبوس باید تهیه شود و از آنها می پرسیدیم که به مشهد می روند یا قم؟و با توجه به این برای انها اتوبوس می گرفتیم و آنها را به مقصد می فرستادیم و بعد از انجا هم به مرز می رفتند. ما علاوه بر اینکه برای زائران اتوبوس می گرفتیم، پیگیری هم می کردیم که مشکلی هم پیش نیاید و مثلا راننده در بین راه از آنها پول اضافه نگیرد و... و ما این ها را با رئیس کاروان هماهنگ می کردیم و شماره تماس می دادیم و می گرفتیم که اگر این اتفاق افتاد با راننده برخورد جدی نماییم. البته چندباری این اتفاق افتاد و مسئولین برخورد جدی کردند و این مشکلات کمتر شد و دیگر پیش نیامد.
در بحث های مالی ما زیاد درگیر نبودیم و این بحث را بیشتر خود مسئولان ستاد پیگیری می کردند. اما در بحث هایی مانند بحث غذا اداره اوقاف میگفت در این روزها غذا بر عهده من است یا یک اداره دیگر میگفت نهار ها کلا با من است، یکی دیگر مسئولیت شام را بر عهده گرفت و مردمی که از شهر می آمدند اقلام را پیگیری می کردند و خانم هایی که از شهر می آمدند غذا را تهیه کرده و به زائرین می دادند. زائر سرای ما برای اداره اوقاف بود و خود اداره وسایل مورد نیاز برای زائر سرا را داشت. و ظروف ما را که بیشتر ظروف یکبار مصرف بودند ستاد تهیه می کرد.
خیلی از دوستان برای استقبال به مرز میرجاوه می رفتند و در آنجا به زائرانی که می آمدند خدمت رسانی می کردند. آنجا بچه های ستاد استقبال هستند و آمار و ارزیابی می کنند و برای حمل زائران اتوبوس هماهنگ می کنند که زایران را به زائرسرا بیاورند و نیم روز بمانند و فردا به سمت قم یا مشهد حرکت کنند و از انجا به کربلا بروند.


*نقاط ضعف:

یکی از مشکلاتی که از ابتدا داشتیم بحث مترجم بود. البته ما با پاکستانی های مقیم ایران هماهنگ می کنیم که برای ارتباط گیری بیایند که چهار سال است حدود 15 نفر از قم می آیند اما این چند نفر خیلی خسته می شوند و اذیت می شدند. البته خود این ادم ها لذت می بردند که خدمت رسانی می کنند اما از این جهت اذیت می شدند که خوابشان کم بود و مجبور بودند دائما مترجمی کنند. به نظر من اگر یک کلاس زبان اردو برگزار میشد و مسئولین اصلی و خادمین را برای زبان اردو ثبت نام می کردیم خیلی در ارتباط کلامی موثر بود و فرهنگ هایمان را راحت تر منتقل می کردیم و می توانستیم ارتباط قوی تری بگیریم.
نکته دیگر اینکه در بحث فرهنگی خیلی جا دارد که بچه ها بخواهند کار کنند. مثلا تعزیه ای که برگزار می شود به زبان فارسی است و زائران پاکستانی زبان فارسی را متوجه نمی شوند و اگر به زبان اردو بود اثر بخشی آن چندبرابر می شود، البته با اینکه به زبان فارسی است و متوجه نمی شوند و فقط تعزیه را می بینند باز هم غوغا به پا می شود.
نکته دیگر اینکه اگر هماهنگی ها با مرز پاکستان بیشتر انجام شود بهتر است. مثلا سال گذشته چند مورد پیش آمد که پاکستان مرز را بست و اجازه نداد که زائران بیایند و پاکستانی ها با یک جمعیت خیلی زیاد لب مرز با زبان تشنه و گرسنه مانده بودند و بچه های ما از این طرف مرز به آنها آب می دادند.
در چند مورد مرز پاکستان خیلی سختگیری کرد و زائران پاکستانی خیلی اذیت شدند و همه انها یک صدا میگفتند لبیک یا خمینی لبیک یا خامنه ای و آنجا غوغا بود.


*نتایج و پیامد‌ها:

پاکستانی ها به ایران دید خیلی خوبی دارند و چند مورد پیش آمده که می گفتند خوش به حال شما که کشور ایران هستید. آنها می گفتند درست است آقای خامنه ای در کشور شماست اما رهبر همه ما شیعیان جهان است و حرف هایی از این قبیل می زدند و خیلی به ایران ارادت داشتند.
از پیامدهایی که ما در این سالها مشاهده کردیم این بود که ارتباط بین فرهنگ ایران و پاکستان خیلی زیاد شده است. الان این چند سالی که ستاد وجود دارد خیلی از پاکستانی ها پیگیر هستند و با ما تماس میگیرند و یا در صفحات مجازی به ما پیام می دهند، در واقع ارتباط ها خیلی قوی شده و هنوز هم ادامه دارد و به نظر بنده خیلی موثر بوده است.
خیلی از بچه هایی که الان قرار است پایه کار باشند تا سالهای پیش اربعین کاروان می بردند و مسئول کاروان بودند اما الان نه تنها کاروان نمی برند بلکه اربعین هم نمی روند و در ستاد مانده اند که اینجا را سامان بدهند.


*شیوه‌های تبلیغات:

نیروها تا حدود 6سال پیش خود بچه های خاتم بودند و ما برای جذب نیرو تبلیغاتی را نداشتیم. تقریبا الان حدود سه چهار سال است که تبلیغات داریم و درسطح شهر برنامه را تبلیغ می کنیم. ما برای تبلیغات از سیستم پیامکی استفاده کردیم و در مساجد تبلیغ کردیم. ما همچنین تبلیغات زیادی را از طریق شبکه استانی سیستان و بلوچستان داشتیم که از زائرسرا پخش زنده راه انداختیم و زائران پاکستانی و خدماتی را که به آنها داده می شد را نشان دادیم و همین باعث شد استقبال مردمی بیشتر شود و مردم برای همکاری بیایند.
ما برای تبلیغات در سطح دانشگاه ها فرم هایی را برای ثبت نام فرستاده ایم . همچنین ما تبلیغات در فضای مجازی را به شدت پیگیر هستیم و پست ها و استوری های زیادی را در این رابطه کار می کنیم.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه ستاد استقبال اربعین از زائرین پاکستانی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "ستاد استقبال اربعین از زائرین پاکستانی"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.