اردوی جهادی علوم پزشکی ساری


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
ع.پ. ساری
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم کیهانی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

ما بطور کلی سعی می کنیم در اردوی جهادیمان سه هدف را بگنجانیم. اولین و اصلی ترین هدف خدمت رسانی به مردم روستا و تبیین این خدمت رسانی بین دانشجویان است تا خدمت رسانی را به عنوان وظیفه خود بدانند و در آینده در جایگاهی که دارند این قضیه از اولویت های آنها باشد و روحیه جهاد و خدمت بین آنها افزایش یابد. هدف دوم اینکه بچه های بسیجی هر چه بیشتر بتوانند خودشان را در دل بچه های غیر بسیجی و غیر مذهبی جا کنند و جذب به بسیج و در واقع جذب به اصل بسیج و انقلاب نه صرفا بسیج دانشگاه صورت بگیرد. هدف سوم اینکه روی رنج های زندگی کار شود و نامید نشوند و همیشه برای گذر از رنج ها تلاش کنند. متاسفانه الان وضعیت طوری هست که گرد ناامیدی بر روی مردم پاشیده شده و ما باید دوباره این امید را تزریق کنیم و این وظیفه ماست.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

برای برگزاری یک اردوی جهادی مانند همه برنامه ها به نیروهای پایه کار نیاز است. ما نیروهای اصلی را از طریق پایگاه ها انتخاب کردیم که البته اکثر این نیروها کم تجربه بودند و به کمک افراد با تجربه نیاز داشتند. ما برای انتخاب سایر جهادگران از بین ثبت نامی ها گزینش انجام می دهیم و این نیروها را انتخاب می کنیم، البته گزینش ما به این صورت نیست که اگر 200 نفر ثبت نام کردند و ما بخواهیم 30 نفر انها را ببریم قطعا این 30 نفر از بچه های خودمان باشد و اینطور هم نیست که صرفا بچه هایی با دیدگاه غیر بسیجی ببریم که جذبشان نماییم؛ در واقع ما ظرفیت اردو را نگاه می کنیم و بسته به تایم اردو بررسی می کنیم که ایا در این تایم ما می توانیم یک ارتباط اولیه را با بچه های جدید بگیریم که بعد از اتمام اردو هم این دوستی ادامه داشته باشد و جذب و اثر گذاری بوجود آید یا خیر.
ما یک ثبت نام اولیه برای انتخاب کلی افراد و یک گزینش ثانویه برای تقسیم وظایف در منطقه داریم. ما در گزینش ثانویه به گروه های 5 نفره تقسیم می شویم. این گروه های 5 نفره که قرار است در منطقه و روستا پخش شوند متشکل از بچه های بسیجی و غیر بسیجی هستند که ما این چینش را با توجه به شخصیت بچه ها انجام می دهیم و هدفمان از این کار جذب است. نکته ای که در جذب نیرو وجود دارد این است که ما باید یک نگاهمان به بچه ها و شناختمان باشد و یک نگاهمان به ظرفیت اردو، در غیر این صورت اگر قرار باشد از روی احساسات پیش برویم و بگوییم حالا بگذار فلانی به اردو بیاید خدا بزرگ است و اردو پیش می رود یا اینکه کلا اردو را خالی کنیم و بگوییم فقط بچه های مذهبی به اردو بیایند تا دیگر مسئله و سختی ای نداشته باشیم، به مشکل می خوریم.
برای بحث جهادی دفتر شهرستان با ما همکاری می کنند و مسئول جهادی یا دوستانی را که می خواهند در بخش فرهنگی جهادی کار کنند راهنمایی می کنند و برای شناسایی مناطق انها را همراهی می کنند. دفتر شهرستان چون در حوزه شناسایی تجربه شان خیلی زیاد است و به مناطق محروم مازندران کاملا تسلط دارند کاملا می دانند کدام منطقه به گروه بهداشت و درمان نیاز هست و کدام منطقه نیازی نیست، و ما هم به همین علت شناسایی را به آنها می سپاریم. برای شناسایی همین که مردم متوجه شوند که قرار است یک گروه بهداشت و درمان یا هرگروه دیگری می خواهد به آنجا برود سعی می کنند جلوه روستا را خیلی بد بیان کنند و بگویند که روستا واقعا درمانده و محروم است و به کار نیاز دارند در حالی که به این صورت هم نیست و باید به خانه بهداشت مراجعه شود و آمارهای دقیق از آنجا گرفته شود یا با معتمد محل صحبت شود و ... .
علاوه بر دفتر شهرستان سپاه نیز همکاری هایی را دارد. همکاری بعدی ما با بسیج جامعه پزشکی مازندران است، به این صورت که دارو در اختیار ما قرار می دهند و در آخرین روزی که ما پایش می کنیم پزشک متخصص برای ما می فرستند (چون ما تخصص نداریم و بچه های ما دانشجوی عمومی هستیم یک متخصص برای نسخه پیچ کردن می آید.)
علاوه بر اینها معاونت دانشگاه برای هزینه هایی که برای تبلیغات و هزینه های ایاب و ذهاب و... در طول اردو لازم است همکاری هایی می کنند اما همیشه در این تعامل و تعامل با بسیج جامعه پزشکی مشکلاتی وجود دارد.
نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است این است که مسئول جهادی باید فردی صبور، پیگیر، دارای توان مدیریتی بالا با اخلاق و با نشاط باشد، زیرا در جهادی مشکلات زیادی بوجود می آید و اگر مسئول جهادی این ویژگی ها را نداشته باشد به مشکل می خورد و نمی تواند جهادی را به درستی هدایت کند.
بحث اسکان ما در روستا توسط دفتر شهرستان هماهنگ می شود، و ما سعی می کنیم که این بار را از روی دوش دانشجو که هم درس دارد هم درگیر کارهای دیگر جهادی است برداریم. ما تا جایی که برایمان ممکن باشد در ارتباط با مسئولین و کارهای اینچنینی سعی می کنیم خود بچه ها مستقیما ورود نکنند و پشتیبان ها کمک کنند.


*جزئیات فعالیت:

ما یک سری اردوهای یک روزه در طول ترم و دو اردو در طول تابستان داریم که اولی اوایل تابستان است که اردوی تجهیز است و آخری هم شهریور ماه و مستقل است. اردوی تجهیز به این صورت است که با همکاری دفتر شهرستان اردویی با بخش های مختلف از دانشگاه های مختلف شهر ساری برگزار می شود. در این اردو ما که علوم پزشکی هستیم بخش بهداشت و درمان و بیماران منطقه را بر عهده داریم و دوستان کشاورزی بخش اشتغال در محیط روستا و دوستان مهندسی هم بخش سازه و کارهای معماری و ساخت و ساز را بر عهده دارند.
ما با توجه به تجربه ای که در این دو سال بدست اوردیم زیاد اختلاط بین دانشگاه های آزاد و دولتی را مناسب نمی دانیم زیرا نگاه و رفتار دانشگاه آزاد با دانشگاه دولتی اختلاف و تفاوت های زیادی دارد. به نظر بنده کلا اردوی تجمیعی برای بچه های مذهبی و بچه هایی که از لحاظ تشکیلاتی توجیه هستند خوب و مناسب است و باعث یک ارتباط گیری چندگانه بین دانشگاه ها می شود و اتحاد و همبگستگی خوبی می تواند بین بچه ها بوجود بیاید وتبادل دیدگاه ها صورت بگیرد، اما در غیر اینصورت مشکلاتی را به همراه دارد.
در برنامه اردوی جهادی مستقل، ما روز حرکت اول از همه برای بچه ها یک آموزش کلی داریم که این آموزش به این صورت است که صبح حرکت بچه ها جمع می شوند و یک سری بیماری های شایع که در روستا وجود دارد را با هم بررسی میکنیم. اگرچه بچه ها در طول سال تحصیلیشان اطلاعات لازم را یاد گرفته اند اما لازم است که دوباره با شیوه روستایی و چکاب روستایی آشنا شوند که به چه صورت است تا بتوانند با حداقل امکانات کار را پیش ببرند، علاوه بر این ما در این جلسه نحوه ارتباط گیری با مردم روستا را هم داریم و بعد از آن حرکت می کنیم و شب به منطقه می رسیم. شب هم بچه های با تجربه از تجربیات خود و از اردوهای جهادی سال های قبل می گویند و به این ترتیب تمام ریز نکات رفتاری در طی اردوی جهادی که در دل خاطرات ما هست همان شب بازگو می شود و به این ترتیب هم یک جو دوستانه و صمیمی به وجود می آید و هم اینکه در دل این خاطرات و گفت و گو ها بچه ها نکات زیادی را یاد می گیرند. همچنین در آن شب گروه بندی بچه ها در گروه های 5 نفره مشخص می شود.
کار اصلی و تمرکز ما در اردوی جهادی برای مردم منطقه، کار بهداشت و درمان و پایش است. کار بهداشت و درمان ما یک چکاب کلی از مردم روستا است و پایش هم به صورت خانه به خانه است؛ یعنی به خانه ها می رویم و کارها را انجام می دهیم و فرم هایی را در رابطه با وضعیت بیمار پر می کنیم و بعد از آن افرادی که برای گرفتن دارو نیاز به متخصص دارند چون ما اجازه نوشتن دارو نداریم به آنها یک کارت ویزیت می دهیم که برای پایان ان چند روز راس فلان ساعت که متخصص ما می آید بیایند و ما کارشان را انجام دهیم.
ما همچنین فعالیت هایی را در حوزه دندانپزشکی (کشیدن و ترمیم دندان) و فرهنگی-آموزشی (اموزش بهداشت دهان و دندان و مسواک زدن و استفاده از دهانشویه، و آموزش مسائل زنان بخصوص برای زنان باردار) داریم. کار فرهنگ سازی ما در قالب بهداشت و درمان است و به حوزه های دیگر ورود پیدا نمی کنیم. در واقع کار بهداشت و درمان صرفا چکاب خالی نیست که بخواهیم فقط یک مریض را چکاب کنیم و موارد بیماری و احتمالات ریسک آن را بنویسیم و بعد برویم و کار ما تمام شود؛ تا به حال بارها این اتفاق افتاده که ما یک ساعت در خانه ای برای جا انداختن یک فرهنگ بهداشتی درمانی مانده ایم و فقط به درمان و پایش اکتفا نمی کنیم.
یک نکته ای که در اردوی جهادی بسیار حائز اهمیت است و ما باید ان را از اولویت های خود قرار دهیم نشاط گروه است. ما بعنوان یک بسیجی باید چهره واقعی بچه های بسیجی را نشان دهیم، زیرا بچه هایی که ما با خودمان به اردو آوردیم هرگز فضای مذهبی و جمع شاد بچه های بسیج را ندیده اند و این بهترین فرصت است که می توانیم از آن استفاده نماییم و در این فرصت چند روزه ای که همه در کنار هم هستیم، کنار هم غذا می خوریم، می خوابیم، کار می کنیم و... افکار و رفتار یک بسیجی را نشان دهیم و این تفکر منفی را نسبت به بسیجی ها از بین ببریم که می گویند:" بسیجی ها فقط به دنبال عزا و گریه هستند و شاد نیستند و مذهب ما یک مذهب غمزده است"
برای حفظ شادی و صمیمیت فضای جهادی کار تعدادی از دوستان ما این بود که این فضا را ایجاد کنند، بنابراین آنها هر کمکی از دستشان بر می امد برای بچه ها انجام می دادند؛ مثلا این دوستان یکی از اتاق های مدرسه محل اسکان را اتاق ماساژ کرده بودند و به بچه ها می گفتند که بعد از اردو به انجا بیایند و ماساژ بگیرند که این یک فضای خوبی را بین بچه ها ایجاد کرد. در واقع برای ارتباط گیری با بچه ها ما باید به سمتشان برویم و به دنبال خدمت به آنها باشیم.
یکی از کارهایی که ما برای شادی و نشاط و ارتباط گیری می کردیم این بود که برای بچه ها جشن تولد می گرفتیم. ما برای بچه هایی که در شهریور بدنیا آمده بودند جشن تولد می گرفتیم و نمی گذاشتیم کسی از این جشن مطلع شود تا کاملا برنامه سورپرایز باشد. نکته ای که وجود دارد این است که بگذاریم یک سری کارها و سختی ها و برنامه هایی که بچه های بسیج و خادم ها برای جهادی میکشند، بچه های غیر بسیجی هم ببینند و بدانند شاد کردن دوستانمان چقدر برای ما مهم است. همچنین ما در بعضی شب ها در دورهمی هایمان در محل اسکان استنداپ کمدی اجرا می کردیم.
ما برای حفظ نشاط فضا، یک سری بچه ها را که مسئولیت خاصی در بسیج نداشتند ولی مقید بودند و آن تفکر بسیجی را داشتند، با خودمان همراه کردیم و در طول اردو بدون اینکه به آنها برچسب خادم بزنیم به صورت نامحسوس بین بچه ها بودند. این افراد فضا رابسیار شاد می کردند و در مدیریت اردو بسیار به ما کمک می کردند، زیرا بخاطر این ویژگی نشاط مقبولیت زیادی بین بچه ها پیدا کرده بودند و بچه ها از آنها تبعیت می کردند. ما از این افراد برای اثر گذاری بیشتر و جاهایی که بچه های بسیجی نمی توانستند به عنوان خادم ورود کنند خیلی کمک می گرفتیم.
ما در اردو ظرف شستن را نوبتی می کردیم که بعضی ها مشتاق بودند و بعضی ها به اجبار قبول می کردند. روزهای اول و وعده های اول کمی سخت بود و بچه ها با آن کنار نیامده بودند اما کم کم موقع ظرف شستن بخاطر داستان هایی که پیش می امد به انها خوش می گذشت و همه همراه این طرح شدند. این افرادی که با هم برای ظرف شستن انتخاب می شوند باید یک تیپ مذهبی و غیر مذهبی کنار هم باشند تا هدف جذب و ارتباط گیری محقق شود. ما در همه فعالیت هایمان سعی می کردیم این چینش را داشته باشیم.
یک نکته دیگر که در تعاملات ما باید رعایت شود این است که متاسفانه ما چون معنویت و قدرت استدلال و اطلاعات خودمان پایین است و نمی توانیم با منطق و بدون عصبانیت و آن معنویت رفتار و قضاوت کنیم، در بین بسیجی و غیر بسیجی همیشه می گوییم که عیب از طرف مقابل است و عیب از آن غیر بسیجی هست که محجبه نیست و... و همیشه آنها را مقصر می دانیم در صورتیکه نمی دانیم شرایط زندگی او به چه صورت بوده و در چه مسیری قرار گرفته و لطف خدا به ما چه بوده و ما در چه مسیری قرار گرفتیم که الان زندگی هایمان به این شکل است. بنابراین برای جذب و ارتباط گیری همواره باید این نکته را در نظر داشت و به هیچ وجه به دیگران نباید نگاه از بالا داشت. برای همین خیلی مهم است که قبل از برگزاری اردو جهادی، جهادگران خودسازی و محاسبه نفس داشته باشند.
نکته دیگر اینکه حتما در طول اردوی جهادی باید باندهای قابل حمل وجود داشته باشد. ما برای پخش مداحی از این اسپیکر ها استفاده می کردیم و اسپیکرها را به اتاق ها می بردیم و مداحی پخش می کردیم و یک سری سربند هم داشتیم که همان بچه های شاد و شوخ با یک سری حرکات جالب سربندها را می دادند و می گفتند سربندها را ببندید که می خواهیم برویم و بعد از آن مراسمی مذهبی مانند زیارت عاشورا و... برگزار می کردیم. در اینجا اجباری نیست که همه بچه ها بیایند و بچه هایی که دوست دارند می آیند، که البته اکثر بچه ها در این مراسمات می آیند. ما در این بین رزق هایی را هم پخش می کنیم.
ما شب آخر در اسکان برنامه تقدیر و تشکر را داشتیم و در این شب بین بچه ها برگه هایی را پخش می کردیم و می گفتیم چه کسی در این اردو کنارت بوده که از کنار او بودن لذت بردی و برای تو مانند یک الگو بوده و دوستش داشتی و بچه ها نظرشان را می نوشتند. سپس برگه ها جمع می شدند و اسامی خوانده می شد و آن وقت می فهمیدیم کار ما چطور بوده است، البته نا گفته نماند که در این بحث هم کلی به بچه ها خوش می گذشت و دورهمی شادی بین بچه ها به وجود می آمد.
بعد از برگشت از اردو مسئله ای که پیش می آید مسئله ارتباط با بچه های اردوی جهادی است. ما با بچه های اردوی جهادی ارتباطی پیوسته داریم و هر چندوقت یکبار یک ارتباط حضوری در موقعیت های مختلفی مانند جشن تولد، افطاری ماه رمضان، هیئت و نذری و یا رستوران و کافیشاپ و... داریم. البته ما بخاطر تیپ شخصیتی همه جهادگرانمان که بسیجی نیستند ورود مستقیم به مسائل را نداریم و گعده ها و دوره همی های تخصصی و تحلیلی برگزار نمی کنیم و در جمع هایمان دو قطبی ایجاد نمی کنیم و نا محسوس کار را پیش می بریم و همه چیز بر پایه دوستی بنا می شود. البته ناگفته نماند که این جمع های دوستانه تاثیرات مثبت زیادی را در بچه ها ایجاد می کند.
در رابطه با بحث ارتباط با مردم روستا بعد از جهادی، جهادی ما هنوز به آن سطح نرسیده که بخواهیم با مردم ارتباط های کارساز داشته باشیم و ما همچنان درگیر تقویت پایه گروه جهادی خودمان هستیم.
یکی از کارهایی که ما در روستا انجام می دهیم ساخت مستند و کلیپ و... از وضعیت مردم روستا و رسانه ای کردن و مطالبه کردن آنها از مسئولین است. ما در این کار تمام مشکلات روستا را در قالب مستند، مصاحبه هایی با مردم روستا و... به تصویر می کشیم و با استفاده از این ابزار مطالبات خود را از مردم و مسئولین آغاز می کنیم.


*نقاط ضعف:

مسئول اردوی جهادی ما از پایگاه ها برای تشکیل دوره جهادی تقاضای نیروی جهادی داشتند اما متاسفانه آن توجهی که به بخش های فرهنگی، بررسی و تحلیل، علمی و بخش های دیگر می شود در تشکل ما به بخش جهادی نمی شود و صرفا بخاطر اسم اردوی جهادی که روی برنامه گذاشته شده دوستان فکر می کنند هرکسی که به مسائل اردوی جهادی علاقه دارد می تواند در این گروه شرکت کند. ضعفی که در این قسمت، کار ما داشت درانتخاب مسئولین و نیروهای اصلی جهادی ای بود که از پایگاه ها به ما داده شده بود.
ما در دورهمی ها و بیدار شدن هایمان از آهنگ های شاد استفاده می کردیم اما بخاطر آهنگ شاد خیلی سختی کشیدیم و علت این سختی این بود که ما اهنگ شاد مجاز کم داشتیم. ما آهنگ های عشق پاک و دلارام حامد زمانی را داشتیم که نمی توانستیم مدام این دو آهنگ را تکرار کنیم و مولودی هم مناسب فضا نبود که آن را پخش کنیم و در این بین بچه های غیر بسیجی فلش هایی را می آوردند و به ما می دادند که آن آهنگ ها را پخش کنیم که در اینجا مدیریت فضا سخت می شد. اگر بچه های بسیجی بتوانند آهنگ های شاد برای این فضا تولید کنند خیلی خوب می شود.


*نتایج و پیامد‌ها:

خوشبختانه آمار ثبت نامی های ما بسیار بالاست و از همه تیپ و شخصیتی ثبت نامی داریم. گاهی اتفاق افتاده که بچه هایی به اردوی جهادی امدند که کاملا جبهه مخالف بودند و ما فکر نمی کردیم یک روزی با بسیج و اردوی جهادی همراه شوند، که الحمدلله از این همراهی نتایج خوبی هم دیدیم.
ما در گروه جهادی خود افرادی را داشتیم که از لحاظ فکری و شخصیتی تغییر کردند و افرادی نمازخوان و... شدند.


*شیوه‌های تبلیغات:

در بحث تبلیغات ما برای هر اردوی جهادی از اردوی قبلی یک نمایشگاه عکس می گذاریم و عکس هایی که گرفته شده را در یک محل یا سالن دانشگاه که مد نظر است به صورت یک نمایشگاه اماده می کنیم و در حد توان مالی مان انجا را تزیین می کنیم و یک بنر نصب می کنیم که در ان توضیحاتی در مورد نمایشگاه عکس داده می شود که دوستان از این نمایشگاه به خوبی استقبال می کنند. در آنجا چند نفری از بچه های با تجربه جهادی هستند و برای بچه ها توضیح می دهند که اردوی جهادی چیست و کار بچه های علوم پزشکی چیست و برای بچه ها ایجاد دغدغه می کنند. ما برای تبلیغاتمان از نمایشگاه عکس و تبلیغات در کانال ها و تبلیغات چهره به چهره استفاده می کنیم. از آنجایی که ما معمولا ثبت نامی هایمان خوب است و تعداد زیادی ثبت نامی داریم دیگر بیشتر از این حد روی تبلیغات مانور نمی دهیم.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه اردوی جهادی علوم پزشکی ساری
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.