گروه جهادی مجاهدان خاکی


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
ع.پ. ارومیه
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم اسماعیلی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

ما همیشه بر این عقیده هستیم که باید خمس و زکات چهار سال تحصیل را بپردازیم، در کشور ما حتی اگر شرایط ایده آل باشد باز هم مشکلاتی هست که باید ما با توانایی هایمان این مشکلات را حل کنیم. افرادی که در مناطق محروم هستند مسلما به همان صورتی که ما از امکانات برخوردار هستیم، برخوردار نیستند. ولی آنها هم به اندازه ی ما حق زندگی کردن دارند، بنابراین این وظیفه ی ما هست که برایشان قدمی برداریم. اگر قرار باشد ما خودمان را از این وظیفه کنار بکشیم و همه چیز را به عهده دولت بگذاریم و این تفکر کل جامعه را در بربگیرد پس چه کسی قرار هست به داد این مردم برسد! در واقع هدف ما از اردوهای جهادی محرومیت زدایی و خودسازی و رشد جهادگران می باشد.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

برای اردوهای جهادی مجوز خارج از استان به ما داده نمی شود، بنابراین ما چند سال به شمال استان می رفتیم ولی امسال تصمیم بر این شد که جنوب استان را تحت پوشش قرار بدهیم.
برای شناسایی و عرصه یابی یک منطقه باید با ارگان های مختلفی هماهنگی صورت بگیرد از جمله: فرمانداری، شبکه بهداشت، آتش نشانی، نیروی انتظامی، کمیته امداد، هلال احمر و.... . در واقع برای این کار از کوچکترین ارگان ها گرفته تا بزرگترین ارگان ها هماهنگی لازم هست. ما در چند جلسه ای که برگزار می کنیم، تمامی این ارگان ها گرد هم آمده و ارزیابی صورت می گیرد.
ارزیابی ما امسال در دو مرحله انجام شد در مرحله اول برادران منطقه را شناسایی کردند و از فرمانداری و شبکه بهداشت آنجا لیست تقریبا پانزده روستای محروم را گرفتند تا از بین این لیست منطقه محروم تر را انتخاب کنند. با تمام اطلاعاتی که به دست آمده بود وچندین بار جلسه ای که خودمان گذاشتیم برای بار دوم خواهران نیز به همراه برادران به منطقه رفتند و مجددا با همه ی ارگان ها جلسه ای گذاشتند. ما اولویتمان را برای انتخاب روستا، از بین روستاهای پیشنهاد شده، بهداشت روستا، دور و نزدیک بودن از شهر و شبکه ی بهداشت و خانه ی بهداشت، جمعیت ساکن روستا و... در نظر گرفتیم.
بعد از انتخاب روستا باید نیروهای جهادی جذب شوند. ما برای فراخوان جذب علاوه بر تهیه پوسترو بنر با بچه هایی که قبلا جهادی کار کرده بودند تماس گرفتیم و در مورد کار جهادی با آنها صحبت کردیم. مسلما این دوستان هم با دوستان دیگرشان در ارتباط می گذاشتند و به تدریج افراد جذب می شدند، البته ما ثبت نام اینترنتی هم داشتیم که در شبکه های اجتماعی قرار دادیم. در ثبت نام اردوی جهادی ما از همه قشر بچه ها وجود دارند، البته یک چارچوب کلی وجود دارد اما اینطور نیست که فقط بسیجی ها و انقلابی ها و.. باشند.
ما در رابطه با تربیت بچه های خودمان بر اساس رشته هایی که داریم چند تا کمیته تشکیل دادیم که این کمیته ها شامل کمیته های دندانپزشکی، بهداشتی، فرهنگی، عمرانی، تدارکات و پشتیبانی بودند. ما مسئول این کمیته ها را از بین بچه های شورای بسیج و اعضای این تیم ها را از بچه های ثبت نامی انتخاب می کردیم. ما در فرم ثبت ناممان علاقه و توانمندی هر کدام از جهادگران را پرسیده بودیم و با توجه به این ها گروه بندی ها را مشخص می کردیم و بعد از آن هر کدام از بچه ها را با مسئول کمیته شان آشنا می کردیم تا از آن به بعد دیگر خودشان به طور مستقیم با هم در ارتباط باشند. در رابطه با تقسیم بندی اعضای گروه بر اساس ترم و تحصیلات سعی می کنیم از هر ترم و رشته ای به صورت مساوی بین روستاها تقسیم کنیم. ما برای مسئولین کمیته چندین بار جلسات توجیهی برگزار کردیم که آنها هم مسئول توجیه اعضای گروه خودشان بودند.
تقریبا یک ماه قبل از اعزام، بچه ها کارشان را شروع می کنند. کار کمیته فرهنگی نسبت به کمیته های دیگر گسترده تر هست و علاوه بر اینکه برای خودشان برنامه دارند باید برای بچه های روستا هم برنامه داشته باشند.
ما یک کمیته ی پشتیبانی داریم که بعد از انتخاب روستا و تقریبا یک هفته قبل از اعزام بچه ها به روستا، این کمیته به روستا می روند و بنر مربوط به جهادی را نصب می کنند و با مردم روستا در رابطه با گروه جهادی و فعالیت هایش صحبت می کنند و تبلیغات را در روستا انجام می دهند. ما همچنین از قبل با دهیار و بهیار روستاها صحبت کرده بودیم که فعالیت ما و زمان کار ما را در روستا بسین مردم اطلاع رسانی کنند.
ما زمانی که برآورد کردیم تقریبا 320 میلیون تومان خدمات رایگان به روستاها ارائه کردیم. در رابطه با بحث مالی به دلیل پرهزینه بودن فعالیت حدودا 25 تا ارگان با ما مشارکت داشتند. مثلا دانشگاه ما 50 میلیون بودجه برای اردو جهادی در نظر گرفته بود، نهاد رهبری پک فرهنگی ما را که شامل کلاه، خودکار، دفترچه و... بود تقبل کرد، آستان قدس جیره خشک را تهیه کرد، کمیته امداد و سپاه و حلال احمر و... هم تا حدودی که می توانستند به ما کمک کردند.


*جزئیات فعالیت:

ما امسال برای کار جهادی تقریبا ده روستا را در نظر گرفته بودیم که در هر روستا کمیته دندان و بهداشت و پزشکی متغیر بود و درواقع مسئول کمیته ها چند روز در یک روستا بودند و بعد روستایشان را تغییر می دادند تا بتوانند تمام روستاها را پوشش دهند. کمیته فرهنگی و آموزش و تدارکات در همه ی روستا ها ثابت بودند. یعنی هر روستا کمیته های مخصوص خودش را داشت. در هر روستا علاوه بر مسئول کمیته سر گروه هم داشتیم که کار های هماهنگی را آنها انجام می دادند.
ما در کمیته دندان پزشکی تمامی خدماتی را که یک پزشک در مطب انجام می دهد، انجام می دادیم. ما چهار تا یونیت سیارهمراه خودمان برده بودیم که کار های دندانپزشکی توسط خود بچه های دانشجو به همراه دوتا از متخصصانی که از شاهین دژ آمده بودند اداره می شد. ما دو تا از یونیت ها را از معاونت اجتماعی تحویل گرفتیم و دو تا یونیت دیگر را از سپاه به صورت کاملا رایگان تحویل گرفتیم.
بچه های بهداشت هم کار غربالگری مثل قند خون، فشار خون و قد و وزن را انجام می دادند. ما در کنار بچه های بهداشت در تمام ده روز پزشک عمومی هم داشتیم که روستاییان را پس ازغربالگری به پزشک های عمومی ارجاع می دادیم و پس از معاینه در صورتی که دارو احتیاج بود به صورت رایگان دارو در اختیارشان قرار می دادیم و اگر مشکل بیمار خیلی جدی بود به متخصص ارجاع داده می شدند. ما با چندین متخصص هماهنگ کرده بودیم که برای جهادی کنار ما باشند که فقط دو نفر از این پزشکان به این اردو آمدند. ما امسال در بخش کمیته بهداشتی آزمایشگاه سیار داشتیم که بچه های پرستاری و کمیته بهداشت بیمارانی که پزشک عمومی برای آنها آزمایش وخون گیری تجویز کرده بود را انجام می دادند. سپاه دو نفر را برای کمک فرستاده بود و صبح نمونه ها توسط این افراد تحویل گرفته می شد و عصر جواب ها را تحویل می گرفتیم و فردا صبح جواب هارا تحویل بیماران می دادیم.
یک موضوع مهم این است که روز اولی که دانشجوها به روستاها می رسند حتما باید یک جلسه توجیهی برایشان برگزار شود و شرایط برایشان توضیح داده شود، که اگر مسئولین اردو این کار را انجام بدهند معمولا مشکلی پیش نمی آید مگر اینکه مشکلات جزیی که قابل حل می باشد. در این جلسات حتما باید نحوه برخورد با روستاییان و محیط روستا برای جهادگران توضیح داده شود، چون معمولا محیط روستا با شهر تفاوت دارد و جهادگران باید طوری رفتار کنند که برای روستاییان غیر قابل هضم نباشد.
اردو جهادی معمولا طوریست که بچه ها خیلی خسته می شوند بنابراین باید یک تفریح و برنامه شاد برای آنها در نظر گرفت تا خستگی روز از تنشان بیرون رود. بنابراین بچه های کمیته فرهنگی که متشکل از 5 نفر هستند علاوه بر کارهایی که برای بچه های روستاها انجام می دهند برای خود دانشجویان هم برنامه های متنوعی دارند. مثلا ما یک شب در روستا شب فرهنگی داشتیم که تمامی کارکنان شبکه بهداشت به همراه خانواده هایشان را دعوت کرده بودیم و برای آنها برنامه هایی شاد اجرا کردیم و آن شب مراسم عقد یک زوج را هم در آنجا داشتیم.
علاوه بر این ما چهارشنبه های گل گلی هم راه انداختیم که در جواب پنج شنبه های سفید است، در این چهارشنبه ها برای خانوم هایی که باحجاب یا خوش حجاب هستند به دلیل ایستادگیشان گل هدیه داده می شود. ما این چهارشنبه ها را در اردوها اجرا می کردیم به این صورت که روز چهارشنبه غروب بچه ها بعد از اینکه از روستا برگشتند آنها را کنار رودخانه بردیم و بعد از سرو عصرانه کنار گلها یک برچسب کوچک با مضمون تو ریحانه خلقت هستی به آنها هدیه کردیم؛ سپس بچه ها با هم تصمیم گرفتند از گلها عکس بگیرند و درشبکه های مجازی با عنوان هشتک چهارشنبه های گل گلی منتشر کنند. قابل ذکر است که این موضوع فقط شامل بچه های بسیج نمی شد و همه ی بچه ها در این کار مشارکت داشتند.
کمیته فرهنگی یکی از برنامه هایی که برای دانشجویان داشت ختم صلوات و ختم قرآن بود که این ختم را به صورت طومار به شکل پروانه از درب ورودی آویزان می کردند تا بچه ها حین ورود به خوابگاه یکی از پروانه ها را بردارند.
بحث دیگری که برای دانشجویان داشتیم چهلم شهید حججی بود که دقیقا با اردو جهادی ما مصادف شده بود، ما پیکسل ها و وصیت نامه شهید حججی را تهیه کردیم و با جهادگران به مزار شهدا رفتیم و در آنجا مداحی داشتیم و شب هم که برگشتیم شله زرد نذری پختیم.
در خوابگاه ها هم بچه های فرهنگی برنامه ای در نظر گرفته بودند که اوقات فراغت دانشجویان را که معمولا از ظهر تا صبح فردا می شد را به صورت مفید پر کنند. به این صورت بود که فیلم های طنز و مستند پخش می کردند و بچه ها در رابطه با معضلات اجتماعی و ... به بحث و نتیجه گیری می پرداختند.
بچه های کمیته فرهنگیمان یک ایده خوبی که در جهادی داشتند این بود که جعبه هایی به اسم جعبه آرزوها درست می کنند که به بچه هایی که با آنها کار می کنند می گویند که آرزوهایشان را یا نقاشی کنند یا بنویسند و در آن جعبه ها بیاندازند. اعضای کمیته که دور هم جمع می شوند جعبه های یک روستا را باز می کنند و آرزوهایی که قابل براورده کردن هست را تا آخر اردو برآورده می کنند. شاید نتوان باور کرد که در یکی از اردوهای جهادی یکی از بچه ها آرزویش این بود که یک بشقاب برنج بتواند بخورد!
کمیته فرهنگی معمولا با بچه های روستا کار می کند که شامل بیشتر فعالیت های فرهنگی مانند نقاشی، کاردستی، آموزش های فرهنگی و احکام، آموزش ها و رفع اشکالات درسی، برگزاری بازی ها و مسابقات مختلف و... می شود. در واقع ما سعی میکنیم که در این ده روز به بچه ها خوش بگذرد. معمولا به دلیل همراهی زیاد بچه های فرهنگی با بچه های روستا این تیم بیشتر از تیم های بهداشت و دندان پزشکی وابسته بچه های روستا می شوند. طوری که روز آخر بشدت جدایی بچه های روستا و تیم فرهنگی از یکدیگر سخت می شود در حالی که روزهای ابتدایی شاید برخی بچه ها ناراضی بودند و کار را سخت می دانستند.
یک بحثی که درباره کمیته آموزش وجود داشت، ما امسال از دونفر از افراد هلال احمر کمک گرفته گرفتیم تا مسائلی مانند گاز گرفتکی، کمک های اولیه و... به روستاییان آموزش داده شود. کمیته آموزش قبل از اعزام مطالب آموزشی مثل آموزش مسائل دندان و یا سکته قلبی و ... را در قالب اسلاید آماده کرده بودند و در اختیار روستاییان قرار می دادند . بحث دیگری که در کمیته آموزش وجود داشت بحث زنان و مامایی است که از بچه های فارغ التحصیل مامایی خودمان استفاده کردیم و در قالب آموزش و مشاوره به مردم روستا خدمات ارائه می دادیم و در مواردی هم در صورت نیاز دارو هم تجویز میشد.
یک مسئله ای که خیلی در اردوی جهادی مهم است بحث خود سازی جهادگران در اردوی جهادی است. یعنی اگر ما بخواهیم برای یک نفر الگو باشیم باید ابتدا رفتارهای خودمان را درست کنیم . در واقع وقتی ما در یک روستا به دیگران کمک می کنیم با همه سختی هایی که وجود دارد هم خودمان ساخته می شویم و هم با ساخته شدن خودمان می توانیم اثر گذاری بیشتری بر روی اهالی روستا و سایر افراد در جامعه داشته باشیم.
ما برای پخت و پز، آشپز های دانشگاه خودمان را برده بودیم و منوی غذایی به آنها داده بودیم که چه چیزی پخته شود. برای جلوگیری از اسراف لیست غذا و تعداد نفرات به صورت روزانه تهیه می شد که با این روش دور ریز غذا خیلی کم می شد . برای حفظ فضای دوستانه دانشجوها به آشپز ها در کار هایشان کمک می کردند. ما یک ایده ای که برای جلو گیری از دور ریز غذا ها داشتیم این بود که از بچه ها می خواستیم تا غذا های دست نخورده را در ظرفی مجزا جمع آوری کنند و در نهایت آنها را در یکی از روستاهای محروم تقسیم کنیم.


*نقاط ضعف:

ما در مرحله اولی که برای ارزیابی رفتیم تمام ارگان ها موافقت کرده بودند در قبال خدمات ما همه جورامکانات را فراهم کنند. برای بار دوم که جلسه برگذار شد همه ی ارگان ها زیر حرفشان زدند. در واقع ضعف ما این بود که قبل از اینکه ماهیت گروه و هدف گروه را توضیح بدهیم درخواست های خودمان را بیان کردیم، مثلا از آموزش پرورش اسکان خواستیم از نیروی انتظامی امنیت خواستیم و... . در واقع این طرز بیان ما سبب شد که آنها گفتند شما آمدید خدمات ارایه بدهید یا خدمات از ما بگیرید.
امسال درکل دهیاری ها و اعضای روستاها و همه ارگانها خیلی خوب بودند ولی یکی از مشکلات استفاده از ارگانهای مختلف این است که هر روز یکی از ارگانهای مختلف می آمد و بنر خودش را می زد و در مصاحبه ها اعلام میکرد که این اردو توسط ارگان ذکر شده انجام شده است، از طرفی هم دانشگاه نسبت به واحد بسیج اعتراض می کرد و می گفت که مقصر شما هستید و روز بعد ارگان دیگری این کار را تکرار میکرد. برای مثال در مصاحبه ها بچه ها را اجبار می کردند که اسم ارگان آنها آورده شود و نگویند که از بسیج دانشجویی آمده اند. یکی از مشکلاتی هم که در خود دانشگاه وجود دارد این است که می خواهند ابتدا نام معاونت ذکر شود سپس نام بسیج ، در واقع می خواهند بگویند معاونت با همکاری بسیج این کار را انجام داده است.
ضعف دیگری که ما داشتیم این بود که کار رسانه ای ما ضعیف بود، ما در جهادی باید هر لحظه هر اتفاقی که می افتد را نشر بدهیم. این رسانه ای کردن برای جذب افراد (چه جهادگران و چه حامیان) در سال های آینده می تواند بسیار مهم باشد. یا اینکه در اردو جهادی ما سپاه خیلی کمک کرد و امکاناتی که در اختیار ما قرار داد کاملا رایگان بود. رسانه ای شدن این مطالب به دید مردم نسبت به سپاه و یا بسیج تاثیر می گذارد.
یکی از نقاط ضعف فعالیت شاید این بود که بهتر باشد که کسانی که به اردو دعوت می شوند به صورت گزینشی باشد.


*نتایج و پیامد‌ها:

افرادی که پارسال در اردو جهادی بودند امسال دوستان خود را به اردو آورده بودند که علاوه براین حتی وقتی با آنها مصاحبه می کردیم برای اینکه سال بعد هم میخواهند بیایند یا نه جوابشون این بود که صددرصد می آیند و افراد دیگر را هم دعوت می کنند. هم چنین مردم روستا از این جهادی راضی بودند و ابراز رضایت می کردند. (روز آخر بچه ها درگیر شب فرهنگی و مراسم اختتامیه هستند و به روستا نمیروند و سرگروه ها به روستاها میروند و از مردم نظر سنجی میکنند.)


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه گروه جهادی مجاهدان خاکی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.