اشتغال زایی (تولید و اقتصاد بانوی دانشجو)


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
پیام نور واحد بجنورد
تشکل: سایر موارد
نویسنده: خانم باغچقی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

ما هم به تولید ملی و هم تولید خود استان فکر می کردیم. ما می دانستیم که بخش صنایع دستی، گیاهان دارویی و میوه های خشک در شهر و استان ما خیلی جای پیشرفت دارد. ما برای پیشرفت این بخش ها تصمیم گرفتیم خود دانشجویان را به کار بگیریم.
یکی دیگر از هدف های اصلی ما تقویت مشاغل خانگی در خراسان شمالی بود. چون در این استان خام فروشی بسیار انجام می شد، و ما می خواستیم ارزش افزوده داشته باشیم.


*ایده های فعالیت:

ما در راستای این اهداف دانشجویانی را به حرفه ای که بلد بودند تشویق کردیم و به آنها انگیزه مضاعفی برای کارشان دادیم. انگیزه دادن ما به این صورت بود که به این دانشجویان قول می دادیم که اگر بتوانند تعداد قابل قبولی از کار و صنایع دستی خود درست کنند ما برای آنها نمایشگاهی برپا می کنیم و در این نمایشگاه غرفه ای را به آنها اختصاص می دهیم.


*جزئیات فعالیت:

اولین نمایشگاهی که ما برگزار کردیم در دانشگاه پیام نور با پانزده غرفه دایر گردید. اولین بار برای دایر کردن نمایشگاه رئیس دانشگاه خیلی مخالف کردند و از ما خواستند که وسیله هایمان را در نمایشگاه هفته پژوهش به فروش برسانیم و در واقع برای کار ما هیچ ارزشی قائل نبودند. بالاخره با هماهنگی های انجام شده توسط ناحیه و سایر ارگان ها رئیس دانشگاه خواسته ما را پذیرفتند و ما نمایشگاه را برگزار کردیم و هنگامی که ایشان به نمایشگاه آمدند از نمایشگاه بسیار خوششان آمد و استقبال کردند.
جمع آوری بودجه برای اولین نمایشگاه بسیار دشوار بود و ما از خانواده ها و دوستانمان و دویست هزار تومان نیز از بسیج دانشگاه و ناحیه استان کمک گرفتیم که جمعا چهار صد هزار تومان شد و با این مبلغ نمایشگاه را دایر کردیم.
رنگ بندی نمایشگاه به رنگ پرچم ایران بود و تمامی ابزار و وسایل به کار گرفته در نمایشگاه ساخت ایران بود. ما در آنجا بادکنک های رنگی آویزان کرده بودیم و کف نمایشگاه را کاغذ های رنگی زده بودیم، که این ها جلوه ی قشنگی را به نمایشگاه داده بود. (تمامی تزئیات کار دست خود دانشجویان بود.)
بعد از برگزاری نمایشگاه اول در دانشگاه پیام نور ما به فکر برگزاری نمایشگاه دوم در دانشگاه آزاد افتادیم. ما در این نمایشگاه وسعت دید بزرگتری پیدا کرده بودیم و تصمیم گرفتیم این بار علاوه بر رئیس دانشگاه و مسئول ناحیه از مقامات بالاتر برای افتتاحیه دعوت به عمل بیاوریم و در واقع حالت مطالبه گری در قرارگاه داشته باشیم. این بار شورای شهر را نیز به لیست مدعوین اضافه کردیم. هدف ما از این کار این بود که اسم نمایشگاه همه جا بپیچد. اسم نمایشگاه ما تولید و اقتصاد بانوی دانشجو بود.
در نمایشگاه دوم چون دانشگاه اکثر امکانات را در اختیار ما قرار داد بنابراین هزینه های مربوط به نمایشگاه کاهش پیدا کرد ولی هزینه تزئیات نمایشگاه افزایش پیدا کرد. تمامی مواد اولیه غرفه ها توسط خود دانشجویان تهیه می شد .
تعداد میزهایی که دانشگاه آزاد در اختیار ما قرار داده بود خیلی زیاد بود و ما توانستیم سی وپنج تا غرفه راه اندازی کنیم و بخش های عروسک های دستی، گلیم، جاجیم و.. به غرفه های ما افزوده شد و غرفه گیاهان دارویی از یک غرفه به چند غرفه افزایش یافت. غرفه های ما در این نمایشگاه به طور کلی شامل گیاهان دارویی ، چرم ، گلیم ، جاجیم ، زیورآلات تزئینی، مینا کاری، سفال مخصوص استان خودمان، مگنت ( رو یخچالی) و صنایع دستی دانشجویان بود.
ما در این نمایشگاه تصمیم گرفتیم از مسئولین بخواهیم به قصد حمایت از دانشجویان به نمایشگاه تشریف بیاورند. مثلا اگر مسئولی تصمیم دارد هدیه ای را به مسئول دیگر بدهد این هدیه را از نمایشگاه تهیه کند و واقعا هم همین اتفاق رخ داد. به عنوان مثال یکی از اساتید از غرفه ی نقاشی خواسته بودند که برایشان نقاشی بکشند و... .
در این نمایشگاه شورای شهر امدند و از ما حمایت کردند و از آنها قول گرفتیم که در همه جای استان نمایشگاه را برگزار کنیم. از مسئولین خواستیم دانشجویانی که هنرمند هستند را حمایت کنند تا در کنار علم از جنبه هنری نیز پرورش یابند. همه مسئولین قول دادند که در نمایشگاه های دیگر کمکمان کنند و واقعا هم این کار را کردند.
بعد از برگزاری نمایشگاه اول و دوم، سومین نمایشگاه در دانشگاه دولتی برگزار شد. ما این بار نمایشگاه را با چهار میلیون تومان دایر کردیم. در دانشگاه دولتی حتی میز و صندلی به ما ندادند و ما میز و صندلی کرایه کردیم و هزینه نور نمایشگاه را نیز از ما گرفتند. ما برای تامین این هزینه ها از شورای شهر، بسیج ناحیه ، تربیت بدنی ، آموزش و پرورش کمک گرفتیم. نکته جالب اینکه وقتی با آموزش و پرورش برای کمک تماس گرفتیم گفتند که تبلیغمان را دیده اند و کاملا در جریان می باشند یعنی به قدری تبلیغات ما گسترده بود که به گوش مدارس نیز رسیده بود. خوشبختانه ما این تبلیغات را به کمک صفحات مجازی انجام دادیم و هزینه زیادی را صرف تبلیفات نکردیم.
ما در برپایی این نمایشگاه به دلیل کمبود بودجه مجبور شدیم از غرفه داران نفری سی هزار تومان کمک بگیریم تا بتوانیم حداقل میز را تهیه کنیم. ما خیلی از هزینه های انجام شده برای نمایشگاه را از سود حاصل از فروش اجناسمان در نمایشگاه دادیم.
ما در نمایشگاه اول ، فقط رومیزی قرمز داشتیم ولی در نمایشگاه دوم رومیزی سبز و در نمایشگاه سوم رومیزی سفید هم افزوده شد و پرچم ایران تکمیل شد.
خصوصیت نمایشگاه ما به گونه ای هست که نمایشگاه غرفه غرفه نمی باشد، بلکه تمام میز ها به هم چسبیده و بچه ها در کنار هم می باشند و این کار به نوعی وحدت را تقویت می کند.
ما با هزینه بسیار کم نمایشگاه را به گونه ای تزیین می کردیم که بازدیدگنندگان وقتی می دیدند فکر می کردند هزینه ی زیادی کرده ایم.
ما برای هر نمایشگاه از مسئولین برای بازدید نمایشگاه دعوت می کردیم؛ زیرا آنها ممکن هست چند نمایشگاه اول را حضور نداشته باشند اما به مرور وقتی متوجه تعداد نمایشگاه های برگزار شده و بازخورد آنها بشوند حتما حضور خواهند یافت.
ما برای فراخوان جذب غرفه داران، در گروه های دانشجویان خراسان فراخوان دعوت دادیم؛ در نمایشگاه اول غرفه داران فقط خانم های دانشجو بودند که به مرور خانم های خانه دار نیز به این جمع افزوده شدند.
ما برای افرادی که هنری را بلد نبودند کلاس های آموزشی برگزار می کردیم . تمام روش هایی را که بلد بودیم مثل جمع آوری گیاهان دارویی و نحوه خشک کردنشان ، آلو و لواشک درست کردن و ... را در محلات به خانم ها آموزش می دادیم. از سه جلسه ای که ما در محلات برگزار کردیم شش نفر از خانم ها به صورت جدی به این کارها گرایش پیدا کردند و هم اکنون روزانه سود بالایی را از این راه دریافت می کنند . ما هر بار که کلاس برگزار می کردیم از بین شصت الی هفتاد نفری که در کلاس حضور داشتند فقط چند نفری به صورت جدی این کار را ادامه می دادند و موفق می شدند.
ما یکی از دانشجویان که به بحث گیاهان دارویی علاقه مند بود را تشویق کردیم تا گیاهان دارویی را جمع آوری کند. سپس اندیشیدیم برای اینکه از خراب شدن این گیاهان جلوگیری کنیم چه کاری باید انجام دهیم بنابراین تصمیم گرفتیم برخلاف عطاری ها گیاهان را بسته بندی کنیم. به این دلیل که کار متفاوتی نسبت به مغازه دارها انجام داده بودیم انگیزه ای مضاعف در ما ایجاد شد.
یکی از هدف های اصلی ما تقویت مشاغل خانگی در خراسان شمالی بود. چون در این استان خام فروشی بسیاری انجام می شد و ما می خواستیم ارزش افزوده داشته باشیم. مثلا در زمینه سیب خام فروشی انجام می شد، ما کشت سیب را به دانشجویان آموزش دادیم. به طوری که در نمایشگاه سوم دو نفر از تولید کنندگان از بچه های ما در نمایشگاه حمایت کردند. ما در این زمینه به مرحله ای رسیدیم که قرار شد بعضی از تولیدات نمایشگاه در فروشگاه لاله مربوط به سپاه به عنوان تولیدات داخلی به فروش برسد.
ما همیشه بعد از هر نمایشگاه به دلیل خستگی زیاد تصمیم می گیریم تا چند ماه نمایشگاه نداشته باشیم ولی به محض اینکه خستگیمان در می رود یکی دو ماه دیگر دوباره یک نمایشگاه جدید برگزار می کنیم . ما در استان سه تا نمایشگاه را در دانشگاه های دولتی ، پیام نور و آزاد برگزار کردیم ولی مابقی دانشگاه ها به دلیل کوچک بودنشان قابلیت برگزاری نمایشگاه را نداشتند. بنابراین ما تصمیم گرفتیم نمایشگاه را به سطح شهر بکشانیم. ما با شورای شهر صحبت کردیم و ایشان به ما قول دادند که داخل سینما نمایشگاه را برگزار کنیم، و ان شاالله قرار است نمایشگاه نزدیک عید با حدودا 70 تا غرفه برگزار شود.
افق دید ما این هست که ان شا الله در آینده بتوانیم بازارچه دائمی داشته باشیم که هر هفته و یا دو هفته یک بار این نمایشگاه برگزار شود و یا اینکه بازارچه سیار داشته باشیم و هر بار به یک منطقه شلوغی از شهر مثل شهر بازی و پارک ها برویم و نمایشگاه را دایر کنیم. در واقع می خواهیم در آینده با تداوم این نمایشگاه از مسئولین بخواهیم به افرادی که در این زمینه تلاش کرده اند و به جایی رسیده اند تسهیلات داده شود تا بتواند کارشان را در سطح بزرگتری گسترش بدهد.
چون ما تیم مطالعاتی در دانشگاه تشکیل می دهیم و برای مسکن مهر و وام ازدواج هم کارهایی را انجام می دهیم در این زمینه اطلاعاتی را در مورد استانمان داشتیم، بنابراین با خانم شیرین کام که شرق استان پایگاه بسیج زیر نظر ایشان بود، صحبت کردیم و از ایشان درخواست داشتیم تا کلاس هایی را با عنوان درآمد زایی برای محلات برگزار کنند و در این کلاس ها علاوه بر موضوع درآمد زایی در مورد مشکلات و معضلات مردم صحبت کنند و به مردم آموزش هایی هم در این راستا بدهند. در راستای صحبت ما قرار شد بانوان هیئت ها سلسله کلاس هایی را در محلات در رابطه با این موضوعات برگزار کنند و سپس نیاز های محلات را از لحاظ این که به چه مشاوره ای نیاز دارند، شناسایی کنند. ان شا الله در آینده قرار است یک تیمی به عنوان تیم مطالبه گر در زمینه مشکلات شناسایی شده کار کنند و از نماینده ها و شورا و... مطالبه گری کنند.


*نقاط ضعف:

ما گاها به مدت سه ماه برنامه ریزی می کردیم و گروه تلگرامی برای غرفه داران تشکیل می دادیم و کارهای نمایشگاه را پیش می بردیم ولی مسئولین دانشگاه دقیقا روز نمایشگاه با برنامه ها مخالفت می کردند. دانشجویان حتی بسیجیان هم خیلی نا امید می شدند، ولی مجددا به خدا توکل می کردیم و پیش می رفتیم.
در یک بخش هایی ما خیلی تنها بودیم و کسی پایه کار نبود؛ مثلا رئیس دانشگاه مخالفت می کرد و حتی بسیجیان دانشگاه های دیگر نیز پایه کار نبودند مثلا ما برای تزئینات نمایشگاه دانشگاه آزاد تا یک شب تنها در دانشگاه بودیم و کسی به ما کمک نمی کرد.
در نمایشگاه سوم که در دانشگاه دولتی برگزار شد رئیس دانشگاه آقای محقر با برگزاری نمایشگاه خیلی مخالفت کردند و برای بازدید هم به نمایشگاه نیامدند. پس از کلی رایزنی و هماهنگی در نهایت رئیس دانشگاه راضی شدند و گفتند که هیچ سالنی را در اختیار ما قرار نمی دهند و دقیقا زمانی که هوا کاملا بارانی بود به ما اجازه دادند تا نمایشگاه را برگزار کنیم. ما در این نمایشگاه 50 غرفه داشتیم و جایی را که دانشگاه در اختیار ما قرار داده بود خیلی کوچک بود و جا کردن 50 تا غرفه در نمایشگاه اصلا امکان پذیر نبود، بنابراین تعداد غرفه هارا کاهش دادیم ولی باز هم این تعداد امکان پذیر نبود و کار ما بسیار دشوار شده بود.
ما از هیچ سمتی حمایت مالی نمی شدیم و مجبور بودیم برای جمع آوری کمک های مالی به هر ارگان و فردی متوسل بشویم.


*نتایج و پیامد‌ها:

نمایشگاه اول فروشی بسیار عالی داشت و در چند روز توانستیم دو و نیم میلیون تومان فروش داشته باشیم. به دلیل فروش بالا بچه ها خیلی انگیزه گرفتند، طوری که چند تا از غرفه دارها اجناسشان را به شهرهای دیگر فرستادند.
بطور کلی سود دهی غرفه ها بسیار خوب بود؛ به عنوان مثال یکی از غرفه ها با سرمایه ی اولیه پنج میلیون تومان شروع کردند و الان به سرمایه پنجاه میلیون تومان رسیده اند.
در نمایشگاه دوم ما از خانواده هایمان برای نمایشگاه کمک گرفتیم و دوستان بسیجی نیز بر حسب دوستی برای کمک آمدند و بسیجی های ناحیه با اینکه از لحاظ مالی کمک نکردند ولی از دل وجان پایه کار بودند و به ما روحیه می دادند.
در نمایشگاه سوم چون هوا بارانی بود آب روی برزنت ها جمع می شد و چادرها خیس می شدند. چون دانشگاه در منطقه کوهستانی بود باد خیلی شدیدی می وزید و سرما بچه ها را اذیت می کرد وحتی برف هم می آمد ولی با این وجود هر لحظه بر تعداد بازدیدکنندگان افزوده می شد. با اینکه هوا نامساعد بود و دانشگاه خارج از شهر بود ولی فروش غرفه ها از چهار میلیون در نمایشگاه دوم به شش میلیون تومان افزایش یافت. بخاطر انگیزه ی زیاد بچه ها در نمایشگاه با وجود سختی بسیار ذره ای خسته نمی شدند و حتی با سرمای شدیدی که وجود داشت ذره ای از کارشان کوتاه نمی آمدند.


*شیوه‌های تبلیغات:

ما طی یک فراخوان از کل دانشجویان استان خواستیم تا از نمایشگاه ما بازدید کنند. در نمایشگاه اول استقبال بازدیدکنندگان خیلی کم بود ولی در نمایشگاه دوم تعداد بازدیدکنندگان افزایش یافت. ما حتی از خبرنگاران نیز برای بازدید دعوت کردیم و انها تشریف آوردند و بازتاب خیلی خوبی از نمایشگاه داشتیم.
ما برای تبلیغات بیشتر در صفحات مجازی مانور دادیم، مثلا در گروهی که مربوط به خبرنگاران می باشد تبلیغات زیادی داشتیم و چون خبرنگاران با مسئولین شهر در ارتباط هستند این تبلیغات را شخصا برای مسئولین می فرستادند. پس از اینکه نمایشگاه های ما نظم پیدا می کرد از صدا و سیما می آمدند و این خبر را بازتاب می دادند.
ما برای تبلیغات تراکت هم پخش کردیم و پوسترها را در منطقه های شلوغ شهر مثل خط واحد ها و بازارها نصب می کردیم. بنر نیز چون هزینه خیلی بالایی داشت فقط در دانشگاه نصب می کردیم. (هزینه ی دو تا بنر یک میلیون تومان شد.)


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه اشتغال زایی (تولید و اقتصاد بانوی دانشجو)
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اشتغال زایی (تولید و اقتصاد بانوی دانشجو)"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.