راهیان نور دانشگاه آزاد ع پ تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
آزاد واحد علوم پزشکی تهران
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم حسن قربان
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

مقام معظم رهبری: هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زمانی نیست؛ گنجینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عظیمی است که تا مدتهای طولانی ملت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری کند.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

این تجربیات حاصل تجربیات سه دوره راهیان نور تا کنون بوده است. ما سال اول توانستیم 32 نفر، سال دوم 52 نفر و پارسال که سال سوم تجربه بنده بود، 110نفر را همراه خودمان به راهیان نور ببریم.
ما در سال گذشته برای فضا سازی راهیان برای ثبت نام و تبلیغات، با توجه به اینکه دانشگاهمان علوم پزشکی می باشد، در دوتا از دانشکده ها فضاسازی با آمبولانس را داشتیم و در یکی از دانشکده ها کافه راهیان را داشتیم. تجربه آمبولانس وسط دانشگاه برای بچه ها یک تجربه عجیب و غریب بود و انتقاد در این زمینه زیاد بود. ما آمبولانس را وسط دانشگاه گل مالی کردیم و یک فضاسازی داخل آمبولانس داشتیم که منظره خوبی شده بود. داخل آمبولانس چند تا از عکس های راهیان را گذاشتیم و دورشان را تزیین کردیم و از عکس های جبهه هم قرار دادیم اما با توجه به اینکه محل ثبت نام داخل آمبولانس نمی توانست باشد جلوی آمبولانس میز ثبت نام را گذاشتیم. علاوه بر میز شیرینی وچای نیز گذاشتیم، چون مواد خوراکی جذب کننده می باشد. اغلب تاریخی که ثبت نام انجام می دهیم ایام فاطمیه می باشد و ما به همراه چای خرما و شرینی و غیره می گذاریم تا زمانی که بچه ها برای خوردنی ها می آیند از راهیان برایشان بگوییم. با توجه به اینکه این فضاسازی بزرگ بود ولی بازهم خیلی ها آن را ندیده بودند، یعنی به یک فضاسازی بزرگتری برای دیده شدن نیاز داریم.
ما در یکی از دانشکده ها کافه راهیان را داشتیم. کافه راهیان تجربه اول ما بود. به نظر من کافه راهیان تجربه آسانی نیست و هزینه ها و شرایط خاص خودش را دارد. برای اجرا کردن کافه راهیان باید اول تعداد افرادی که از این طریق جذب می شوند را بررسی کنیم؛ باید این تعداد به هزینه هایی که صرف می شود بی ارزد. چون در کافه راهیان هزینه های صبحانه ناهار و شام را داشتیم وسیله های مورد نیاز مثل گاز، سرخ کن و.. را بچه ها از خانه های خودشان آورده بودند. تهیه مواد غذایی از قبیل سوسیس، تخم مرغ، چای و... هزینه بالایی داشت. ( متاسفانه غذاهایی که داخل کافه سرو می شد خیلی غذاهای سالمی نبود.) ما برای ایجاد کافه یک گوشه ای از دانشگاه را اشغال کردیم ویک سقف چوبی قرار دادیم که این کارها را برادران انجام دادند. ثبت نامی که توسط کافه راهیان وجود داشت خوب بود اما با توجه به همه هزینه ها و زمانی که بچه ها پای این کار گذاشتند تا شیفت بندی کنند و منو درست کنند و... این تعداد می توانست بیشتر باشد. ما داخل کافه فضاسازی داشتیم و عکس های شهدا را قرار داده بودیم و فضایی که در رابطه با راهیان باشد را داشتیم. بچه ها داخل کافه می آمدند و وقتی که غذا سفارش می دادند ما در مورد راهیان با آنها صحبت می کردیم.
قبل از سفر وقتی قطار را هماهنگ می کنیم مشخص می شود که قطار چند تا واگن ، کوپه وسالن دارد و چهار تخته یا شش تخته می باشد. ما افرادی را که با هم ثبت نام می کنند، داخل یک کوپه قرار می دهیم و افرادی که تنها هستند را برایشان یک همراه مشخص می کنیم، البته حین ثبت نام به کسانی که تنها هستند توصیه می کنیم که دوست هایشان را با خودشان همراه کنند. (در راهیان یک سری هماهنگی ها هست که بخش عمده آن به عهده برادران می باشد از جمله گرفتن قطار، گرفتن بی سیم و ... )
ما گاها دیده ایم افرادی که تنها می آیند در اتوبوس دوست پیدا نمی کنند ولی در قطار این ارتباط گیری صورت می گیرد و این از مزایای قطار است. در جمعیت های زیاد تعداد واگن ها زیاد می شود و باید تعداد کادر نیز بیشتر شود. ما در هر واگن یک مسئول داریم تا بتواند هماهنگی هارا انجام دهد.
برای بحث یادمان که قبل از سفر برایش برنامه ریزی انجام می دهیم متاسفانه سال قبل خیلی دیر اقدام کردیم و در یک جلسه حدودا چهار ساعته این یادمان ها را نوشتیم ولی امسال در بازه زمانی مناسب (حدودا دو تا سه ماه قبل راهیان) این کار را انجام دادیم. این که ما بدانیم قرار هست کجا برویم و چه مسیری را طی کنیم در اردوی ما بسیار تاثیر گذار می باشد. ما سال اول اشتباهی که کردیم مسیر ها را طوری انتخاب کردیم که سه ساعت یک مسیر را می رفتیم و بر میگشتیم اما سال بعد سعی کردیم این مشکل را حل کنیم و فاصله یادمان ها خیلی برایمان مهم شد. درست است که اتوبوس یک فضای خوبی برای استفاده بود اما دیگر نباید بیش از حد وقت تلف شود و فاصله ها زیاد شود .
ما در بحث انتخاب غذا همواره مشکلاتی داشتیم، مثلا در یک یادمان غذا دیر می رسید و یا غذا نمی رسید و یا غذایی که می رسید را بچه ها دوست نداشتند و در سفر ها افرادی بودند که اصلا غذا نمی خوردند و از غذا نخوردن بیهوش می شدند. ما برای این افراد غذای جایگزین داشتیم و برادران می رفتند و غذاهایی برای آنها می خریدند اما هردانشگاهی این کار را انجام نمی دهد و باید از قبل به آن فکر کرد و نمی شود که افرادی که بد غذا هستند را با خودمان نبریم و یا از قبل شناساییشان کنیم. به نظر ما باید خوراکی های جایگزین وجود داشته باشد. خوراکی های ما در دو سه سال اخیر میوه داشت ولی خیلی گزینش خوبی در خوراکی هایمان نداشتیم. مثلا چون میخواستیم که رزقمان به این بیسکوییت بخورد بیسکویت را جوری انتخاب کردیم که در فلان کیسه قرار بگیرد اما توجه نکردیم که این بیسکوئیت چقد می تواند بچه ها را سیر کند.
ما تجربه ی افرادی را داشتیم که وسواس داشتند وغذا را اصلا نمی خوردند و حاضر نمی شدند که در اتوبوس بنشینند ودر یادمان ها پتوهایی را که بود دوست نداشتند. ما قبل از سفر این موارد را به بچه ها می گوییم که بچه هایی که واقعا وسواس دارند ملحفه و پتوی اضافه همراه خودشان بیاورند و ... . ما جلسه توجیحی را برای هرتعدادی که ثبت نامشان را قطعی کرده اند برگزار می کنیم و بعدا به غائبین می رسانیم. چون تعدادی در جلسه توجیحی غیبت می کنند جلسات را گروه گروه برگزار می کنیم. ما موارد سفر را به صورت چک لیست برای بچه ها آماده می کنیم و در جلسه ی توجیحی به آنها می دهیم. مثلا در چک لیست می نویسیم که برای خودت هدفون بیاور شاید بخواهی مداحی گوش بدهی، فلش بیاور شاید از یک مداحی خوشت آمد و خواستی داشته باشی و.. .ولی هیچ وقت ننوشته بودیم که همراه خودت پتو بیاور و همین مسئله ما را دچار مشکل کرد. باید تمام موارد در این چک لیست ها نوشته شود.


*جزئیات فعالیت:

در رابطه با کادر راهیان، کادر معمولا از اعضا می باشند. ما برای هر اتوبوس یک مسئول اتوبوس قرار می دهیم. مسئول اتوبوس کارهای هماهنگی ها، پخش خوراکی ها، ایستادن اتوبوس، پیاده کردن بچه ها و ارتباط با آقایان را دارد (ما به مسئول اتوبوس یک بیسیم می دهیم). مسئول پایگاه هم ثبت نام ها را انجام می دهد و مسئولیت جذب را دارد و به طور کلی مسئول ارتباط با بچه ها است. در رابطه با مسئول تعلیم و تربیت وظیفه ایشان برگذاری و مدیریت گعده ها می باشد و ایشان همیشه بین اتوبوس ها برای داشتن گعده ها می چرخند وگاها جایشان با معاونت سیاسی یا معاونت زنان هم عوض می شود. یعنی در یک اتوبوس معاونت سیاسی و دراتوبوس دیگر معاونت فرهنگی گعده برگزار می کنند و به صورت چرخشی کار می کنند.
وجود و عدم وجود بی سیم خیلی موثر می باشد. با توجه به اینکه یک سری مناطق، اتوبوس ها آنتن ندارند وجود بی سیم خیلی ضروری می باشد ولی نحوه ی استفاده از بی سیم نیز خیلی مهم است. عده ای از بچه ها و کادر نیز که به سفر می آیند اولین بار می باشد که این وسیله را استفاده می کنند و این یک وسیله مردانه و سخت می باشد. وقتی شعار سفر ما تربیت بانوی انقلابی می باشد عده ای خودشان را گم می کنند. بانوی انقلابی شاخصه های مخصوص به خود را دارد آیا بانوی انقلابی یک مرد مدل سخت می باشد؟ وقتی این بی سیم دست یکسری از خواهر ها قرار می گیرد این ها فراموش می شود یعنی ماهیت و شعار سفر با عملکرد کار جور در نمی آید. به نظر من بهترین کار این هست که بی سیم وجود داشته باشد و خطوط بین آقایان وخانم ها متفاوت باشد و اینکه بهتر هست از بیسیم با هدفون استفاده شود. ما تجربه ای که در این سه سال داشتیم نتیجه مثبتی از بی سیم نداشتیم و حتی در پی حذف آن بودیم ولی نشدنی می باشد و بهتر هست که این وسیله با هدفون استفاده شود.
ما در این سه سال فقط یک راوی را داشتیم و ایشان آقای نقی زاده بودند. ایشان بازمانده کانال کمیل هستند و روایتگری هایشان در این زمینه در سه سالی که دیدیم تکراری می باشد. اما صحبت های منطقی دارند و به نظر من یکی از نکات مثبتشان این است که فقط احساسی با بچه ها صحبت نمی کنند. ایشان نه فقط در رابطه با جبهه بلکه درباره کلیات زندگی خیلی صحبت می کنند اما مثلا در بحث سیاسی تحلیل سیاسی خاصی را به بچه ها ارائه نمی دهند. به نظر ما راهیان یکی از تریبون هایی هست که ما می توانیم یک تحلیل سیاسی را به بچه ها ارائه بدهیم اما ایشان این کار را نمی کنند. بیشتر در رابطه با مسایل منطقی و روانشاسی صحبت می کنند که خوب می باشد اما اطلاعتشان از منطقه خیلی قوی نمی باشد. در یکسری از یادمان ها روایتگری خیلی قوی ندارند. مثلا دو کوهه شان خوب می باشد اما روایتگری طلاییه شان اصلا خوب نیست. به طور کلی تاثیر حرف هایشان بیشتر از اینکه روی شهدا و منطقه باشد روی سیر زندگی بچه ها می باشد. ایشان برای یک سال تجربه کردن برای کسانی که می خواهند یک راوی پر شور وهیجان و منطقی را داشته باشند خوب می باشد اما استفاده دو سال متوالی از ایشان را موافق نیستیم.
ما هیچ سالی در سفرمان طلبه و مداح همراه نداشتیم. عدم وجود طلبه باعث شده بود که بچه ها شبهاتشان را از راوی بپرسند. در رابطه با بحث مداح ما بیشتر صوت پخش می کنیم. ما یک سری جاها بیشتراز راوی ، به مداح احتیاج داشتیم . به نظر من راوی، مداح و طلبه همزمان باهم خیلی زیاد می شود. یک سال راوی و مداح و سال دیگر راوی و طلبه را باید تجربه کنیم و بببینم کدام یک بهتر هست و آن را ارائه دهیم. ما هیچ وقت طلبه همراه نداشتیم ولی پارسال با یک معلم قرآنی هماهنگ کردیم و کل سفر همراه ما بودند و به صورت دوره ای و با زمان مشخص در اتوبوس ها حاضر می شدند و در رابطه با کلیت قرآن و تدبر در قرآن، و این که تدبر چه چیزی هست صحبت می کردند. ما این کار را انجام دادیم و یکی از ثمرات آن این بود که جلسات قرآنمان بعد از راهیان به مدت یک سال هست که ادامه دار می باشد و همان استاد قرآن در ماه یک بار جلسات قرآن را برگزار می کنند. البته یک نکته ای که وجود دارد این است که از تایم داخل اتوبوس استفاده می کنیم خوب هست ولی عده ای داخل اتوبوس می خوابند و یا به صحبت ها گوش نمی دهند و این بیشتر توی ذوق مربی می خورد. ما تجربه این را داشتیم این که بعضی گروه ها خیلی پای حرف مربی می نشستند و پیگیری می کردند و بعضی از اتوبوس ها خیلی بازی گوشی می کردند و اصلا حرف های مربی را نمی پذیرفتند. بنابراین از قبل باید نیاز سنجی انجام شود و طوری نباشد که یک بنده خدایی را هشت روز به همراه خودمان ببریم ولی هیچ مخاطبی نداشته باشد.
ما در انتخاب غذا و میوه خیلی دقت می کنیم، مثلا دوسال اول ما میوه اضافه می آوردیم و بچه ها میوه ها را نمی خوردند و خراب می شد و مشکلات گوارشی در طول سفر خیلی بالا بود. اما در دوسال گذشته کاری که انجام دادیم دیگر میوه را کامل به بچه ها نمی دادیم، البته اگر کسی میوه کامل می خواست می دادیم اما برای بقیه افراد میوه را پوست می کندیم و آنها را پرپر می کردیم و داخل بشقاب به بچه ها تعارف می کردیم. با این روش اکثر بچه ها در روز میوه را می خوردند.
ما سال اول رزق فرهنگی را نداشتیم ولی سال دوم خیلی زیاد داشتیم یعنی ابتدای سفر، قبل از سفر ، وسط سفر، قبل از ناهار ، بعد از نهار، موقع خواب و... رزق فرهنگی داشتیم. رزق فرهنگی که به بچه ها می دادیم از لحاظ ساختار طراحی خیلی جذابی داشت اما اینکه این رزق ها چقدر تاثیرگذار می باشد و چقدر خوانده می شود را اصلا بررسی نکرده بودیم.
ما سال گذشته قرار گذاشتیم که هر روز فقط یک رزق داده شود واگر قرار هست رزق دیگری داده شود به صورت جمعی باشد .انتخاب طراحی رزق ها جدا از محتوایش، خیلی مهم می باشد. بعضی طرح ها بسیار وقت گیر هستند و انرژی زیادی را از ما می گیرند و ما مجبور هستیم نیروی زیادی را جمع کنیم تا بتوانیم طرح ها را برای راهیان آماده کنیم. بنابراین علاوه بر زیبایی طرح رزق ها باید طوری انتخاب شود که وقت مناسبی از ما ببرد. ما همیشه باید به فکر طراحی رزق هایی باشیم که کمترین زمان و بیشترین تاثیر گذاری را داشته باشد.
ما برای رزق غذا دوتا مقوا داشتیم و داخل یک ورق حدیثی درباره غذا خوردن نوشته بودیم و یک پاپیون هم روی آن زده بودیم وقبل از غذا یا موقع ناهار بین بچه ها پخش می کردیم. در طراحی رزق یک نکته این است که جملات خوانا باشد و ریز نباشد. زمان پخش رزق نیز خیلی مهم می باشد، مثلا یک وقت هایی یادمان می رفت رزق را پخش کنیم و وقتی که بچه ها می خواستند بخوابند روی تخت هایشان می گذاشتیم و بعضی ها متوجه رزق نمی شدند یا روی زمین می افتاد و یا اینکه به یکی در حال گریه رزق می دادیم و اصلا آن را نمی خواندند. یک نکته دیگر اینکه بعضی از متن ها طولانی می باشد و شاید بچه ها آن را نخوانند. بهتر هست رزق ها در حد یک الی دو جمله باشد و تاثیر گزاری بالایی داشته باشد. ما رزق های روزانه را حالت دفترچه و کارت پستال درست کرده بودیم که به یک مداد کوچک و فشنگ وصل می شد. ما این رزق را در دهلاویه دادیم چون که در دهلاویه شهید چمران شهید علم حساب می شوند و مداد نشانی از ایشان بود. رزق ما در یادمان شهدای غواص یک تیکه گونی بود که رویش را به شکل ماهی درست کرده بودیم که نشانه غواص ها بود .
در سال گذشته که شهادت حضرت زهرا(س) بود اولین رزق ما یک گیره روسری به همراه یک رزق و بیسکوئیت بود. ما گاهی به عنوان رزق مثلا یک پاستیل می دادیم که همراهش یک رزق بود. خوراکی های همراه رزق ها خیلی موثر نیست ولی به هر حال خوراکی داده می شود. ما بلوز هایی را با اریگامی درست کردیم که در رابطه با شهادت روی آن جملاتی را نوشته بودیم که این ها یادگاری برای بچه ها می ماند (اینکه درست کردن این بلوز ها چقد وقت می برد و آن جمله چقد قرار هست تاثیر گزار باشد خیلی مهم می باشد.) ما پارسال تجربه برگزاری سه شنبه مهدوی را داخل راهیان داشتیم. برای این برنامه گل نرگس با کاغذ کشی درست کردیم. و یک سری لیوان های شیشه ای تهیه کردیم و داخلش را پر از شکلات کردیم؛ وقتی بچه ها داخل اتوبوس شدند و این ها را روی میزشان دیدند خیلی ذوق کردند اما این طراحی به مدت دو هفته وقت کادر را گرفته بود.
سال گذشته درباره لوازم پک لیوان فلزی و دستمال مرطوب به بچه ها دادیم. دستمال مرطوب خیلی خوب استفاده شد ولی لیوان فلزی خیلی استفاده نشد (زیرا نمی شد در آن آب نگه داشت) و امسال می خواهیم بطری های کوچک آب به بچه ها دهیم (زیرا در منطقه خیلی آب معدنی اسراف می شود و این بطری ها برای جلوگیری از اسراف و تسریع در وضو گرفتن در مناطق شلوغ بسیار کمک می کند). برخی بطری ها هستند که روی آنها لیبلی زده می شود و یک جمله تاثیر گذار و یا ایه ای از قرآن درباره آب می نویسند.
در سال های اول راهیان ما دفترچه های خاطره نویسی به بچه ها می دادیم و یکی دو سال اول استقبال خوب بود ولی بعد ها خیلی استقبال نشد و بچه ها خاطراتشان را توسط گوشی هایشان ثبت می کردند. ما بعد از اینکه از سفر می آییم مسابقه خاطره نویسی برگزار می کنیم و همچنین این خاطرات را داخل کانال قرار می دهیم.
ما پارسال در پک خود خودکار ایرانی به بچه ها دادیم و درمورد کالای ایرانی و نحوه استفاده آن صحبتی داشتیم.
اگر قصد دادن کیف را به عنوان بسته فرهنگی داریم باید در نظر داشته باشیم که دوام کیف خیلی مهم می باشد و چون هزینه ای برای سفر دارد باید طوری باشد که بتوان از آن استفاده کرد. ما سال اول کیف هایی که به بچه ها دادیم خیلی زیبا بود ولی طوری نبود که بچه ها بتوانند در دانشگاه از آن استفاده کنند. استحکام کیف ها خیلی مهم می باشد چون قرار هست در طول سفر برای حمل وسایل ضروری از این کیف ها استفاده کنند. ما در سال دوم کیف های محکم کنفی داشتیم که جمله هایی روی آن نوشته بودیم که این کیف ها خیلی خوب بود به طوری که عده ای بعد از سفر هم از آنها استفاده می کردند. ما سال گذشته با پارچه های گل دار کیف دوختیم وجمله ای که می خواستیم را رویش هک کردیم ولی متاسفانه مثل کیسه های نان شده بود و در نداشت و دسته اش هم کوتاه بود و خیلی از بچه ها از آن استفاده نکردند. امسال هدف ما این هست که به جای اینکه هزینه را روی پک ، گل و غیره بگذاریم کیف خوبی را تهیه کنیم که استفاده شود. ما معمولا داخل کیف کتاب می گذاریم و هر ساله کتاب های متفاوتی را داشتیم. یک سال کتابی قرار دادیم که قرار بود با کتابی که می خوانند مسابقه برگزار شود.
یک نکته ای که وجود دارد این است که معمولا کتاب هایی که ما می دهیم خیلی خوانده نمی شوند اما کتاب هایی که بچه ها خودشان از نمایشگاه های یادمان ها می خرند را خیلی مطالعه می کنند، بنابراین توصیه ما این است که به بچه ها فرصت دهیم که به این نمایشگاه کتاب ها بروند و خودشان کتاب های مورد علاقه شان را بخرند. . عده ای هستند که در زندگیشان اصلا کتاب های شهدا را نخوانده اند ودر سفر راهیان با توجه به جوی که دارد فرصت خوبی می باشد تا بچه ها این کتاب هارا تهیه کنند و بخوانند.
ما پارسال با استفاده از جعبه های میوه چوبی داخل اتوبوس کتابخانه درست کردیم و داخل آن کلی کتاب قرار دادیم که این کتاب ها خیلی خوانده شد مخصوصا کتاب هایی با قطر کم. یک سری از این کتاب ها برای بسیج بود و یک سری دیگر را بچه ها خودشان آورده بودند.
ما هر سال سفرمان را به اسم یک شهید می گذاریم. شهدای ما سال اول شهید دهقان و سال دوم شهید امیر سیاوشی بودند، اما پارسال هر اتوبوس اسم یک شهید بود و شماره اتوبوس را روی اسم آن شهید قرار داده بودیم. در سال هایی که سفر به اسم یک شهید بود پیکسل آن شهید و خاطرات آن شهید را هم می دادیم.
ما یک طرحی را که در اردو اجرا کردیم این بود که هر فرد یک شهید همراه داشت و مثلا برای هشتاد نفر هشتاد تا شهید داشتیم و به هر فرد عکس آن شهید، پک و پلاک که اسم آن فرد و شهید بود را می دادیم که این بسیار تاثیر گذار بود.
ما برای راهیان همیشه پک را داخل قطار به بچه ها می دهیم. دوسال گذشته با برنامه ریزی بچه ها اسم هر شهید با اسم هر یک از بچه ها را به صورت پلاک درست کرده بودیم و به بچه ها دادیم. اما سال گذشته هم به جهت هزینه و هم به جهت اینکه بچه های سفر چندمی زیاد داشتیم دیگر پلاک سفارش ندادیم . برای اینکه پلاک فقط یکی دو بار جذاب می باشد باید قبل سفر شناسایی انجام شود و فقط به افرادی که بار اولشان می باشد پلاک داده شود. داخل قطار وقتی بچه ها مستقر می شوند کوپه به کوپه می رویم ویکی دو تا از بچه ها که روابط بالایی دارند پک ها را به بچه ها می دهند و در رابطه با اهداف سفر واسم سفر توضیح می دهند.ما وقتی داخل قطار مستقر می شویم یک سری شعر را از قبل آماده می کنیم و بچه هایی که خطاطی بلد هستند آن ها را روی برگه ها می نویسند و روی در کوپه ها می زنیم . پارسال در مسیر رفت آرم دانشگاه با اسم یک شهید را زدیم در مسیر برگشت شعر هارا زدیم. یکی از اشتباهات این بود که اسم شهید را خیلی کوچک زده بودیم و اصلا دیده نمی شد. یک نکته که باید به آن دقت کرد این است که چون حدودا دو روز از وقت بچه ها داخل قطار می گذرد باید از فضای آن به درستی استفاده کرد و کارهایی فرهنگی را در قطار فراموش نکرد.
ما یک سال برای بچه ها چیزی شبیه به پاسپورت درست کرده بودیم و روی آن نوشته بودیم سفر کربلای ایران و داخلش جایی برای عهد با شهید بود و در جایی دیگر عکس آن شهید با مشخصاتش بود. ما برای این کار از قبل از بچه ها یک کپی شناسنامه و دو قطعه عکس گرفته بودیم که این کار سختی زیادی داشت، برای همین ما امسال برای درست کردن پاسپورت می خواهیم مدارک را اسکن کنیم تا دیگر مشکلات قبل را نداشته باشیم.
ما داخل همه پک هایمان یک جانماز داریم که دو سال اول آن را آماده خریدیم آماده خریدیم اما پارسال پارچه های گل گلی خریدیم و خودمان آن ها را دوختیم که کار به یادماندنی شد ولی زحمت زیادی داشت و در تعدادهای بالا حدود دویست تا، یک ماه زمان برد. پارسال برای اینکه می خواستیم تسبیح های متفاوت داشته باشیم خودمان مهره هایش را خریدیم و درست کردیم و برای آویز سرش نیز یک قطعه ی چوبی سفارش دادیم و رویش جمله هایی از قبیل ( نگاه شهدا به سوی ماست، شهید گریه کن نمی خواهد رهرو می خواهد و...) را نوشتیم. به نظر من تسبیح از مواردی بود که خیلی وقت برد ولی خیلی تاثیر گذار و ماندگار بود.
ما همیشه مهرهای ساده می خریدیم اما یک سری مهرها می باشد که از خاک فکه یا شلمچه می باشد و ما پیشنهادمان برای آینده این می باشد که بتوانیم از این مهر ها برای بچه ها تهیه کنیم.
ما یک طرحی داریم به نام طرح زیارت به نیابت؛ یک سری از بچه ها که مادر وپدرشان اجازه نمی دهند و شرایطش را ندارند می آیند داخل کانال پیام می دهند و هر فردی به نیابت از یک نفر آنها به راهیان می رود. یکی از رزق های ما لوله های آزمایش بود که بچه ها در آن خاک تبرک مناطق را بریزند، ما سر هر شیشه یک کارت آویزان کرده بودیم تا بچه ها وقتی خاک جمع می کنند روی کاغذ ها برای همسفر معنویشان یک دلنوشته بنویسند و بعد لوله ها را با خودشان به تهران بیاورند و سپس آن را به همسفر معنویشان اهدا کنند. اما این تجربه تجربه خیلی موفقی نبود چون در لوله ها بسته نمی شد و خیلی از خاک ها می ریخت و در حمل کردن خیلی از شیشه ها شکسته شد. یک مشکل دیگر این بود که بچه ها خاک را برای خودشان می خواستند و ما برای بچه ها فقط یک شیشه تهیه کرده بودیم اما باید دو شیشه برای هر کدام از بچه ها تهیه شود که یکی برای خودش و یکی برای همسفر معنوی اش بردارد. ( ما داخل برگه هایی روی لوله اهدافمان از جمع کردن خاک را نوشته بودیم.)
ما یک سال که بحث سوریه داغ بود در اتوبوس آموزش بافت شال وکلاه برای مدافعان حرم را داشتیم. یکی دو سال هم سابقه یاد دادن کارهای تزیینی را در اتوبوس داشتیم که علت این کار این بود که ما در طول سال خیلی کارهای هنری انجام می دهیم ولی بچه ها خیلی بلد نیستند و از این فرصت در این راستا استفاده کردیم. ما چند سال آموزش جعبه سازی یا اریگامی و نمد و... را داشتیم. یاد گیری این هنرها بعدها به درد اردو جهادی هم می خورد به جهت اینکه بچه ها می توانستند در روستاها آنها را آموزش بدهند.
ما هر سال داخل اتوبوس را فضاسازی می کنیم و روی شیشه ها نشریاتمان را می چسبانیم.چون اتوبوس های ما VIP نیست سابقه پخش فیلم را نداریم. ما معمولا به تعداد هر اتوبوس فلش مداحی داریم. هر روز وقتی به سمت یادمان حرکت می کنیم اولش دعای روز ، سپس دعای عهد ، دعای فرج ، آیه ای از قرآن و بعد صحبت های آقا و سخنرانی حاج آقای پناهیان و در کنارش مداحی هایی را که می خواهیم پخش می کنیم. ما هر سال یک سرود را به عنوان سرود دسته جمعی انتخاب می کنیم. سرود های دسته جمعی باید به گونه ای باشد که بچه ها بتوانند با آن همراهی کنند. ما متن سرود دسته جمعی را پرینت می گیریم و به بچه ها می دهیم و با هم تمرین می کنیم که این کار خیلی فضای متفاوتی را در اتوبوس ایجاد می کند و از موثر ترین کار های سفر می باشد. برای سرود دسته جمعی یک سرود کافی می باشد. ما فیلم بچه ها را حین خواندن سرود دسته جمعی می گیریم و سپس در برنامه های بعد راهیان و چله راهیان برایشان پخش می کنیم که این کار خاطرات را در ذهن بچه ها تداعی می کند.
در رابطه با بحث اسکان، اگر بازدید را از شمال شروع کنیم اسکان ما دو کوهه می باشد ولی اگر از سمت جنوب شروع کنیم سمت معراج یعنی خرمشهر اسکان داریم.
ما تجربه داشتیم که دیر به دوکوهه رسیدیم و محل اسکانمان را گرفتند و یا به طبقات خیلی بالا رفتیم. ما پارسال قرار بود دوسه روز در دوکوهه اسکان داشته باشیم و از طبقات بالا حمل وسایل بسیار دشوار بود. افرادی که می خواهند در دوکوهه اسکان داشته باشند باید طوری هماهنگ کنند که زود برسند و طبقات پایین را بگیرند. اسکان دوکوهه آبسرد کن نداشت وتهیه کردن آب معدنی شب ها بسیار دشوار بود. کسانی که مقصد بعدیشان هویزه می باشد باید به بچه ها اطلاع داده شود که دو کوهه مکان بهتری برای حمام رفتن می باشد. چون منطقه هویزه با کمبود آب مواجه است.
در دوکوهه ما یکی حسینیه حاج همت و دیگری گردان تخریب را داریم. معمولا یک نمایشگاهی هم در آنجا هست که ما تا حالا نرفتیم. تجربه دو کوهه به این صورت می باشد که اگر روز اول سفرمان خیلی روز سنگینی باشد بچه ها برای شب گردان تخریب دچار مشکل می شوند برای همین ما معمولا روز اول را خیلی سبک می گیریم. یکی از مشکلات گردان تخریب این است که شب ها وقتی می خواهیم برگردیم جمع کردن بچه ها در تاریکی خیلی سخت می باشد و بعضی ها گم می شوند، اما چند سال است همراه خودمان چراغ قوه می بریم و گروه گروه تقسیم می شویم . ما این مشکل را شب شلمچه نیز داریم چون فضا خیلی تاریک می باشد.
حسینیه حاج همت فقط صبح های زود باز می باشد و بعد نماز صبح درش بسته می شود. ما معمولا چون هشت شب به دو کوهه می رسیم، نه شب شام می خوریم و بعدش به سمت گردان تخریب راه می افتیم و نزدیک دوازه الی یک از گردان تخریب برمی گردیم و چهار صبح باید به حسینیه حاج همت برویم تا بسته نشود. بنابراین شب اول و دوم خیلی فشرده می باشد و باید خواب بچه ها خیلی مدیریت شود. ما برای صبح های اسکانمان صوت می گذاشتیم و یک هفته ای که در سفر هستیم هر روز یک صوت یکسان برای بیدار شدن بچه ها پخش می کنیم که این صوت یکسان در ذهن بچه ها خیلی تاثیر گذار می باشد. ما در دوکوهه خیلی کار خاصی انجام نمی دهیم و فقط گاها جلسه توجیهی کادر را داریم. شب اول اسکان برای گذاشتن جلسه توجیهی برای کادر فرصت خوبی می باشد.
ما در رابطه با منطقه شرهانی، ساعت های مختلف را تجربه کردیم. شرهانی از سمت شمال از اولین دیدار ها می باشد. غروب شرهانی بهتر از ظهرش می باشد. در شرهانی راوی مستقل وجود ندارد و باید همراه خودمان راوی داشته باشیم. دشت عباس روایتگری خاصی ندارد و فقط یک امام زاده برای زیارت می باشد که ما یک بار در آنجا نهار خوردیم و این بار از لیست سفرمان حذف کردیم. در شرهانی یادمان فتح المبین می باشد که ما معمولا نهار را در آنجا می باشیم؛ فضای آنجا به صورتی می باشد که نباید به گرما بخوریم و اگر صبح زود حرکت کنیم بهتر می باشد. یک نمایشگاه بسیار خوب در فتح المبین هست که بنظر ما کاملترین نمایشگاه کتاب می باشد. در رابطه با فتح المبین تابلو نوشته های آنجا بی نظیر می باشد و بیشترین تعداد و تنوع تابلو نوشته در فتح المبین می باشد.
ما بعد از فتح المبین، تجربه فکه و کانال کمیل را داریم. فکه شب های بسیار سرد و ظهر های بسیار گرم دارد بنابراین باید ساعت به خصوصی به فکه رفت. فاصله یادمان فکه تا دوکوهه سه ساعت راه می باشد و دوستان اگر می خواهند از دو کوهه به سمت فکه حرکت کنند باید طوری زمانشان را مدیریت کنند که نه به گرمای ظهر و نه بعد از ظهر و غروب بخورند. راوی در فکه هست و اگر گروهی باشد که راوی ندارد، معمولا گروه های مختلفی در ساعت های مختلف جمع می شوند و روایتگری می کنند و می توانند از روایت گری آن ها استفاده کنند.
بعد از فکه، کانال کمیل می باشد که ما دو بار به شب کانال کمیل برخوردیم که واقعا خطرناک هست. به نظر من دانشگاه های خاص خواهران اصلا به شب کانال کمیل نخورند چون مسیر برگشت کانال کمیل خیلی طولانی است و تنها برگشتن واقعا اشتباه است. کانال کمیل لب مرز می باشد و هم اینکه جاده برگشتش جاده خوبی نمی باشد از این جهت برگشتنش سخت می باشد. فاصله کانال کمیل تا دو کوهه سه ساعت راه می باشد؛ بنابراین با در نظر داشتن این نکات بهتر هست که ظهر یا عصر به کانال کمیل برسیم ولی اگر گروهی مجبور هستند که شب آنجا باشند، جای مناسبی برای نماز ندارد و از نظر سرویس بهداشتی نیز واقعا ضعیف می باشد، بنابراین بهتر است که قبلش در یادمان فکه وضو بگیرند. بهتر هست که در کانابل کمیل هم چراغ قوه همراه داشته باشیم.
منطقه بعدی پاسگاه زید می باشد که اگر می خواهیم به پاستگاه زید برویم خادمین آنجا خودشان روایتگری می کنند و اصلا نیازی به راوی نمی باشد. پاستگاه زید نیز مثل کانال کمیل شب خوبی ندارد ولی ظهر برای نماز و ناهار خیلی خوب می باشد. اکثر دانشگاه های تهران مثل دانشگاه ما در آن شب، اسکانشان در هویزه می باشد. اسکان آنجا یک خوابگاه می باشد که همه بچه ها باید روی زمین بخوابند. هویزه ویژگی های خاص خودش را دارد و اگر دانشگاهی دفعه اولش هست که می خواهد برود باید سریعا یک جایی را به اندازه جای خواب بچه های خودشان جدا کنند و یک چسب پهن با خودشان ببرند و دور محدوده خودشان را با این چسب جدا کنند، یعنی اگر اتوبوس به هویزه رسید، برخی مسئولین نباید منتظر پیاده شدن همه باشند و سریعا باید به محل اسکان بروند و با یک وسیله محدوده خودشان را جدا کنند. در هویزه به این صورت نیست که چمدان بچه ها کنارشان جای بگیرند و در آنجا فقط جا به اندازه خواب بچه ها می باشد. برای تحویل پتو در هویزه نیز یک نفر باید کارت ملی ببرد و به ازای هر یک نفر دو تا پتو تحویل بگیرد. یعنی اگر دویست نفر هستند باید چهار صد تا پتو از انبار هویزه تحویل بگیرند. ما خودمان قبل از این که به هویزه برویم اعلام می کنیم که تعدادی خادم فقط برای پهن و جمع کردن پتو ها نیاز داریم. یعنی قبل از اینکه بچه ها به محل اسکان برسند باید تمام فضای اشغال شده را با پتو فرش کنیم. هویزه از لحاظ آب دچار مشکل می باشد و ساعت های به خصوصی آب جیره بندی می باشد و حمام رفتن بسیار مشکل است. ما برای حمام لیست می نویسیم و یک نفر را مسئول این کار قرار می دهیم. دریادمان هویزه ساعت بسته شدن درب اسکان دوازده شب می باشد و هر کس هر کاری انجام می دهد باید تا دوازده شب به اسکان برگردد.
هویزه دو سال هست که سابقه سینما سنگر را دارد که فضای خوبی می باشد و ساعت نه و نیم شروع می شود و در هویزه به جهت تنگی وقت باید بین یادمان سینما سنگر و مسیری که به قتلگاه هویزه ختم می شود یکی را انتخاب کنیم. از نظر من قتلگاه هویزه خیلی جای مانور ندارد و ما بچه ها را به اختیار خودشان می گذاریم. در هویزه بچه ها به چند گروه تقسیم می شوند و یکسری ها داخل اسکان می مانند و از وسیله ها نگهداری می کنند، چند نفر هم با راوی و بچه هایی که به قتلگاه هویزه می روند همراه شوند و بقیه هم هر جایی که می خواهند می مانند. هویزه تقریبا مرکز هلال احمر خوزستان می باشد و آمبولانس وکانکس هلال احمر و پزشک مستمر در آنجا حضور دارد. (یک سری یادمان ها مثل شلمچه، طلاییه و دو کوهه مرکز درمانی دارند.)
در اسکان خرمشهر اردوگاه شهید باکری شرایط خاص خودش را دارد؛ این اردوگاه نسبت به بقیه اسکان ها خیلی به روز می باشد و یادمانی ندارد و فضا از لحاظ معنوی پایین می باشد. در این یادمان اگر کسی خواست کار فرهنگی انجام دهد فضای نمازخانه اردوگاه شهید باکری ، برای برگزاری گعده وکلاس خوب می باشد. در این اردوگاه یک رزمایشی برگزار می شود که هرساله همان رزمایش سال قبل است و چون ما دوسه سال پشت سر هم به این رزمایش می رویم برایمان تکراری شده است. برای افرادی که در سفر های قبل همراهمان آمده اند توصیه نمی کنیم که به این رزمایش بروند ولی برای بچه هایی که دفعه اولشان هست حتما آن را توصیه می کنیم. ما در اینجا برای جایگزین افرادی که نمی روند باید برنامه دیگری تدارک ببینیم که البته دو دسته شدن بچه ها برای کادر مشکلات زیادی به وجود می آورد و اگر گروهی توانایی مدیریت بالایی ندارد این کار را انجام ندهند.
در رابطه با شلمچه بهتر است که همه به غروب شلمچه برسند و نماز را داخل حسینیه شلمچه به جماعت برگزار کنند زیرا در فضای بیرون از شلمچه جا برای نماز خواندن وجود ندارد. در شلمچه معمولا بچه ها کفش هایشان را در می آورند، اینجا بهتر هست که کفش ها همراهشان باشد چون زمان طولانی در شلمچه هستند برای اینکه بخواهند از سرویس بهداشتی استفاده کنند به کفش هایشان نیاز دارند و از طرفی ممکن است کفش هایشان بر اثر ازدحام جمعیت گم شود و پیدا کردن آن زمان بر است. در غروب های شلمچه مراسم بله برون حاج حسین یکتا برگزار می شود. بهتر هست که در شلمچه هم زمان و هم مکان مشخصی را قرار بگذاریم تا همه حضور داشته باشند. چون منطقه خیلی وسیع و تاریک هست و جمع کردن بچه ها خیلی اذیت می کند.
در جنوب بیمارستان صحرایی امام رضا(ع) و امام حسن(ع) وجود دارد که بیمارستان امام رضا دائما باز می باشد و به عنوان اسکان ویژه خواهران از آن استفاده می شود. پارسال ما به بیمارستان صحرایی امام حسن (ع) رفتیم و به دلیل بازسازی بسته بود. در رابطه با بیمارستان صحرایی امام حسن(ع) خیلی فضای متفاوتی را در بچه ها ایجاد می کند و حس می کنیم تمام در و دیوار بیمارستان صدای مریض می آید. این بیمارستان محل شهادت خیلی از شهدا می باشد و برای دانشگاه علوم پزشکی واقعا دیدنش ضروری می باشد. در این بیمارستان بخش های مختلف بیمارستان مثل رادیولوژی و اتاق عمل هنوز هم وجود دارد و به طور کلی فضای خوبی می باشد. شبی که بیمارستان امام حسن باز بود ما سابقه روایت گری و نماز جماعت را داشتیم .
از مناطق دیگر اروند می باشد که در این منطقه دانشگاه ها امکان سوار شدن قایق را می توانند برای بچه ها فراهم کنند. ما پارسال در اروند کشتی سوار شدیم که تجربه خوبی هست ولی چند ساعتی طول کشید و ما به دلیل اینکه نمی دانستیم چفدر زمان در آن یادمان هستیم غذا را در یادمان دیگری هماهنگ کرده بودیم و بچه ها به شدت ضعف داشتند.
علقمه یکی از یادمان هایی می باشد که داخل شهر می باشد و فاصله زیادی ندارد. ما پارسال تجربه داشتیم که دو شهید گمنام آوردند که کاملا فضا عوض شد و ما چند ساعت بیشتر در آن منطقه ماندیم. به طور کلی در برنامه راهیان با توجه به اینکه بین برنامه ریزی ها اتفاق های غیر منتظره به وجود می آید باید برنامه هایمان قابل انعطاف باشد. در یادمان علقمه جایی برای غذا خوردن ندارد.
از موارد مدیریتی که در سفر راهیان بوجود می آید به این صورت است که گاها بین کادر ناهماهنگی هایی به وجود می آید مثلا پشت بیسیم اعلام می شود که از اتوبوس خارج نشوید پیام به یکی از اتوبوس ها نمی رسد و بچه ها را از اتوبوس خارج می کنند. یا اینکه اخلاق برخی از کادر و خادمین سفر بخاطر شرایط سخت تغییر می کند و کمی بداخلاقی می کنند که باید مسئول اردو توانایی مدیریت اینها را داشته باشد یا گاها بین اعضای کادر بحث یا دعوایی پیش می آید که خیلی طبیعی است ولی مهم این می باشد که اعضای دیگر متوجه این موضوع نشوند. یک بحث دیگری که ممکن است در سفر پیش بیاید مشکلات تغذیه ای کادر سفر است، در واقع کنترل تغذیه اعضای کادر خیلی مهم می باشد. با توجه به حجم کار گاها بعضی ها نمی رسند یا اینکه منتظر می مانند تا بچه ها غذا بخورند و خیالشان راحت شود سپس خودشان غذا بخورند که این چندین آسیب دارد، اول اینکه اعضای کادر بین بچه ها حضور ندارند و خیلی از حرف ها و انتقادات و غیره را نمی شنوند و یا اینکه آخرش یک سفره جداگانه برای غذای خودشان پهن می کنند که جدا بودن کادر از بچه ها خیلی پسندیده نیست و باید مدیریت کنند که یکی دو نفر حواسشان به غذای بچه ها باشد و بقیه کادر بین بچه ها حضورداشته باشند. از طرفی اگر کادر غذا نخورند و با بیماری مواجه شوند در آن صورت آن بخش از مسئولیت ایشان فلج می شود و حتی با وجود جایگزین هم ممکن است مشکلاتی پیش بیاید. یک بحثی که وجود دارد و به طور کلی باید آن را لحاظ کرد این است که همه کادر در جلوی بچه ها و جمع ها یک جا تجمع نکنند و از بچه ها فاصله بگیرند، در واقع زائرین نباید احساس کنند که بین آنها و خادمین تفاوت زیادی وجود دارد.


*نقاط ضعف:

وقتی از ابتدای بهمن ثبت نام را شروع می کنیم برای اینکه خانواده ها اجازه سفر را نمی دهند عده ای هستند که ثبت نام غیر قطعی انجام می دهند و این ما را خیلی اذیت می کند. پارسال از یک دانشگاه نود نفر را ثبت نام غیر قطعی کردیم و در نهایت سرجمع 50نفر یعنی تقریبا نصف افراد ثبت نام شده در راهیان حضور داشتند. یک بحث دیگر اینکه دانشگاه ما اغلب حدود 17 تا 27 اسفند ماه به راهیان می رود و با توجه به اینکه ما آزمون علوم پایه پزشکی را داریم باید برای اتمام این آزمون صبر کنیم، شاید از این افراد بخواهند در راهیان شرکت کنند. برای اینکه شاید تعدادی از مخاطب هایمان از بچه هایی باشند که آزمون دارند بنابراین باید تا اتمام آزمون برای رشته های دندان، داروسازی و پزشکی صبر کنیم. این موضوع مشکلات زیادی را در آمار وارقام به وجود آورد و زمانی که فکر می کنیم آمارمان از تعداد در نظر گرفته شده فراتر رفته ناگهان کنسلی ها خیلی زیاد می شود و ما واقعا نمی دانیم چگونه ثبت نام قطعی وغیر قطعی را مشخص کنیم و راهکاری برای این موضوع نداریم.
راوی ما در سه سال گذشته یکسان بود که این یکی از نقص های ما می باشد و امسال به هیچ عنوان این کار را انجام نخواهیم داد؛ اگرچه حرف های راوی سال اول بسیار تاثیرگزار بود اما عده ای از مخاطبان ما هر ساله حضور دارند و وقتی بچه ها دو سال متوالی شرکت می کنند نمی شود گفت که راوی حرف جدیدی ندارد ولی یک سری مطالب فقط یادآوری می باشد ولی یک سری از بچه ها اصلا به حرف های راوی گوش نمی دهند و همکاری نمی کنند.
پارسال سفر راهیان ما هشت روزه بود. به نظر من هشت روزه واقعا اشتباه بود. خب افرادی که راهیان را دوست دارند از اینکه در مناطق بیشتری هستند ذوق می کنند. اما از نظر من با توجه به تجربه ای که دارم برای کادر و برخی بچه ها واقعا فرسایشی می باشد. با توجه به تجربه ای که ما داریم بازه چهار روزه بسیار مناسب است (یعنی با رفت وآمد به تهران شش روز بشود.)
در زمان ثبت نام راهیان افرادی بودند که پیام می دادند و می پرسیدند که ثبت نام کجاست در حالی که دانشگاه فقط یک راهرو داشت و انتهای این راهرو را کافه راهیان قرارداده بودیم و عده ای کافه راهیان را ندیده بودند و این ما را خیلی ناراحت می کرد که این حجم از هزینه و وقت ولی بازهم دیده نشده بود. چون کافه مخصوص خانم ها بود در کافه را با گونی پوشانده بودیم و به دلیل تبلیغ هایی که بیرون کافه انجام می دادیم بچه ها به داخل کافه می آمدند. یکی از دلیل دیده نشدن نیز همین بود باید در کافه را باز می گذاشتیم و یا یک در شیشه ای قرار می دادیم تا دیده شود.
ما بچه ها را با قطار، راهیان می بریم . وقتی جمعیت زیاد می شود قطار مشکلات خاص خودش را دارد. ما در سال دوم از قبل تعداد کوپه ها و شماره سالن های قطار را نوشتیم اما مواردی پیش آمده است که به دلیل جابه جایی شماره کوپه سردرگمی در راهروهای قطار به وجود آمده و چون بچه ها چمدان دارند و وسایلشان سنگین می باشد دائما غر می زنند و اذیت می شوند.
ما هیچ سالی فرم راهیان نداشتیم اما سال گذشته یک فرمی داشتیم که کامل تمام اطلاعات ثبت نام کنندگان و بیماری هایشان و سابقه سفرشان را گرفتیم یعنی یک برگه مثل غربالگری داشتیم. ولی عده ای بیمارهایشان را اعلام نکرده بودند و واقعا در طول سفر ما را دچار مشکل کردند. دلیل نگفتنشان هم شاید خجالت کشیدنشان باشند و یا اینکه می ترسند که نبریمشان و یا هر چیز دیگری اما در هر صورت این مسئله هر ساله ما را خیلی دچار مشکل می کند.


*شیوه‌های تبلیغات:

ما پارسال برای تبلیغات تراکت هایی را در سطح دانشگاه نصب کردیم و تبلیغات چهره به چهره ی خیلی بالایی داشتیم. ما هر سال از اساتید معارف کمک می گیریم تا تبلیغات راهیان را انجام بدهند. در کتابخانه و سلف به صورت چهره به چهره هم تبلیغات را داریم. علاوه بر این ها در کانال دانشگاه مختصری از سفر قبلی را می گذاریم و در واقع یک اطلاع رسانی جدا از پوستر را داریم. ما از بچه هایی که سال های قبل در راهیان حضور داشتند، خواستیم به بچه ها از خاطراتشان بگویند و راهیان را تبلیغ کنند، ما گاها از این افراد می خواستیم که در محل ثبت نام حضور داشته باشند و در جذب بچه ها همکاری کنند که این مورد بسیار موثر بود. بنا بر تجربه در غرفه یک نفر برای ثبت نام نمی ایستد بلکه گروهی می ایستیم و از تجارب و خاطرات سفرمان به بچه ها می گوییم و در این صورت افرادی که می خواستند ثبت نام کنند بیشتر جذب می شدند. زمانی که فرم ثبت نام کننده ها را پر می کنیم برایشان از جذابیت ها و خاطرات سفر می گوییم و این نکته خوبی بود که خیلی بچه ها را جذب می کرد و برایشان جذاب می شد که حتما حضور داشته باشند و بدانند آنجا چه خبر است.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه راهیان نور دانشگاه آزاد ع پ تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "راهیان نور دانشگاه آزاد ع پ تهران"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.