اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
حوزه امام حسین (ع) - دانشگاه های غیرانتفاعی مشهد مقدس
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم جاویدی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

راهیان نور، پیوند دهنده نسل جدید و قدیم است که حضور نسل جوان در راهیان نور تأثیر فراوانی در مقابله با تهاجم فرهنگی دارد. اردوی راهیان نور یک ماموریت بزرگ در عرصه جنگ نرم است که ما در آن باید به فرهنگی که ما را در دفاع پیروز کرد برگردیم.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

بعضی از حوزه ها با سایر حوزه های دانشجویی یکسری فرق ها دارند مثلا حوزه دانشگاه فردوسی در مشهد با حوزه ما که حوزه امام حسین (ع) می باشد یکسری تفاوت ها دارد. تفاوت ما در این می باشد که دانشکده های ما موسسات غیر انتفاعی می باشند و در نقاط مختلف شهر پراکنده می باشیم، اما دانشگاه فردوسی متمرکز می باشند. برای همین در بحث ثبت نام و... خیلی از بحث ها متفاوت از دانشگاه های متمرکز هستیم. یکسال قرار بود با دانشگاه فردوسی همزمان به راهیان برویم ولی به دلیل تفاوت هایمان این امکان حاصل نشد.
تعداد ما خیلی بالا می باشد و تقریبا دویست الی سی صد نفر ثبت نامی داریم، حتی اگر دانشگاه به ما بودجه بدهد خیلی بیشتر از این تعداد نیز ثبت نامی خواهیم داشت چه بسا تا پانصد نفر نیز به اردو برده ایم. یکی از تفاوت های ما با سایر حوزه ها زمان اردو می باشد که اکثرا علاقه دارند اردو در اسفند ماه باشد، اما ما همیشه بهمن ماه به اردو می رویم که یکی از دلایل انتخاب ماه بهمن تعطیلات بین دو ترم می باشد، ولی دلیل مهمتر این است که مناطق خلوت تر می باشد. ما اسفند ماه را نیز با سایر گروه ها تجربه کرده ایم اما ازدحام جمعیت به قدری زیاد می باشد که فرضا برای سرویس بهداشتی باید زمان زیادی را صرف کرد، هم چنین برای وضو گرفتن و کارهای دیگر نیز همین مشکل هست و یا گرم شدن هوا باعث اذیت بچه ها می شود و جاهای بازدید نیز شلوغ می باشند. وقتی ما بهمن می رویم این چنین دغدغه ها را نداریم و وقتی بچه ها را به یک منطقه ای می بریم پس از اتمام بازدید دغدغه جمع کردنشان را نداریم چون خلوت است و... . این ها همه دلایلی است که ما بهمن ماه را به اسفند ترجیح می دهیم.
دانشگاه از لحاظ بودجه به خصوص در دولت فعلی خیلی هماهنگی نمی کند و مثلا می گویند برای راهیان دو ونیم درصد جمعیت دانشگاه را سهمیه می دهیم . تصور کنید اگر تعداد ثبت نامی ما طبق سهمیه بیست نفر بشود فقط شورای خودمان بیست نفر است و اگر فقط در نماز خانه تبلیغ کنیم بیست نفر پر می شود و دیگر نیازی نیست تبلیغ کنیم. اما چیزی که در بحث تبلیغات برایمان خیلی مهم می باشد این است که تمام دانشگاه متوجه بشوند که یک سفری هست وآن سفر چیست، یعنی تمام کارمندان و دانشجویان دانشگاه درگیر این سفر بشوند. ما این موضوع را در راهنمایی هایمان به پایگاه ها همواره یاد آور می شویم و بچه ها طبق همین کارهایشان را انجام می دهند. ما در صحبت هایی که با بچه های تبلیغات داریم به آنها می گوییم که کمتر از گونی و چفیه و.. استفاده کنند. البته این خیلی روتین شده که اگر یک درخت را به بچه های بسیج بدهیم آنها چندتا سربند و پلاک از آن آویزان می کنند. یعنی تمام فضاسازی بچه های بسیج در سربند، پلاک، چفیه و چند تا گونی خلاصه می شود. البته اینها را به علت قداستی که دارند در فضاسازیمان حذفش نمی کنیم ولی کمرنگ تر می کنیم و از روش های دیگری هم استفاده می کنیم. برای مثال در یکی از دانشکده هایمان یک طرح ایرانی اسلامی استفاده کرده بودیم و با تلق های رنگی پنجره درست کردیم و با گل پرنده درست کردیم و پرنده را جلوی پنجره گذاشتیم و یک فضای معنوی را ایجاد کردیم.
ما قبلا در ستاد یک نامه ای را به مکتب نرجس و حوزه علمیه زده ایم و طلبه های جوانشان و حتی طلبه هایی که قبلا دانشجو بودند را پیدا کرده ایم و از این طلبه ها برای وحدت حوزه و دانشگاه استفاده کردیم و از همان موقع در کارهایمان ازشان استفاده می کنیم. ما در ستاد هایی که تشکیل می دهیم یا در جلساتی که برای جهادی و راهیان داریم طلبه ها ، دوستان السابقون و بچه هایی که در شورای حوزه یا پایگاه ها هستند را دعوت می کنیم و جلسات و هدفگذاری ها را با آنها مشخص می کنیم. بعد از آن یک فراخوان عمومی می دهیم که افرادی که دوست دارند برای اهداف مشخص شده کار کنند و خادم سفر شوند برای ثبت نام بیایند.
طلبه هایی که همراه داریم چون با فضای دانشجویی خیلی کار کرده اند وخودشان هم دانشجو بوده اند و جوان هستند در کارهای دیگر خیلی کمک می کنند. ما طلبه هایی نمی بریم که فقط به مسائل شرعی بچه ها جواب بدهد و یا نقش مشاوره داشته باشد. استفاده از طلبه های خانم خیلی برای ما خوب بوده است.
برای تعیین محتوای اردو ما از طلبه هایمان کمک می کنیم. ما این طلبه ها را به همه دانشکده ها می فرستیم تا یک شناسایی از مشکلات و دغدغه های اساسی موجود در دانشگاه ها داشته باشند، بعد این طلبه ها می آیند باهم صحبت می کنند و بعد در صحبت با مسئولین پایگاه ها و مسئولین راهیان و... یک هدف مشخصی را در نظر می گیریم و محتواهای اردویمان را بر آن مبنا می چینیم و برای رسیدن به هدف اصلی، هدف گام به گام تعریف می کنیم. یکی از نقاط ضعف پارسالمان این بود که پس از مشخص کردن هدف اصلی تعداد زیادی هدف گام به گام تعریف کردیم (حدودا پنج الی شش موضوع انتخاب شد) و نتوانستیم تمام موضوعات را در سفر کار کنیم. اما امسال بیشتر از دو یا سه تا موضوع انتخاب نکردیم تا در یک هفته بتوانیم به همه آنها برسیم .
ما یک الگوی عملی رفتاری را در هدف گام به گام تعریف کردیم که در کارگاه خادم پروری امسالمان گنجانده می شود . یکی از الگو های عملی و رفتاری توسط خادم ها نماز اول وقت می باشد، دیگری صبر تشکیلاتی یک خادم، اسراف ، ادب در گفتار ، خوش رفتاری، حجاب، ارتباط با نامحرم و آقایانی که در کاروان حضور دارند ، بحث مسئولیت پذیری، تحمل در سختی ها و... می باشد .
ما یک الگوی گفتمان سازی را هم در هدف گام به گام تعریف کردیم که موضوعش را طلبه ها و مسئولین انتخاب کردند که موضوع ما رفتار در خانواده شد. این موضوع موضوعی است که همه طیفی با آن به نوعی درگیر هستند. ما رفتار در خانواده را به سه بخش ارتباط با والدین، احترام به والدین و در نهایت عاقبت به خیری تقسیم کردیم. مورد دوم الگوی گفتمان سازی، ارتباط با همسر می باشد که از کتاب رویای بیداری استفاده می کنیم که در قالب کتاب یادت باشد، می باشد. کتاب رویای بیداری نیز تقریبا سه چهار ماه از چاپش می گذرد که برای یک شهید مدافع حرم مشهدی است و رابطه عاشقه و عارفانه بین همسر شهید و خود شهید می باشد. ما می خواهیم از سیره این دو نفر استفاده کنیم که یک همسر چقدر می تواند بستر ساز باشد و در مورد سوم میخواهیم ارتباط با فرزند و بحث شهید پروری را مطرح کنیم. ما برای الگوی گفتمان سازی قرار هست از گعده ها، حلقه های معرفتی، ارزاق و کتابخانه داخل اتوبوس استفاده کنیم.
ما برای بحث خادم یک فراخوان خادمی می زنیم. در فراخوان خادمی همه بچه ها را ثبت نام می کنیم وهمه شان را دعوت می کنیم که به مصاحبه بیایند، البته فقط اسمش مصاحبه می باشد و در واقع ما از بچه ها می خواهیم بیایند تا با آنها آشنا بشویم این آشنایی را به عهده طلبه ها می گذاریم و چون طلبه ها ثابت می باشند با موضوع مصاحبه آشنا هستند. بعد از مصاحبه ما بچه ها را طبق علاقه وتوانایی که دارند دسته بندی می کنیم و به آنها مسئولیت می دهیم . چون تعداد خادم ها خیلی بالا می باشد بعضی وقت ها مجبور می شویم برایشان مسئولیت های کوچکی را بتراشیم چون احتیاجی به آنها نداریم. ما هر ساله برای خادم ها یک کارگاه خادم پروری داریم که یک سری سرفصل ها برایشان داریم و یک نقطه ضعفی که ما تا حالا در کارگاه های خادم پروریمان داشتیم این بوده که بیشتر از استاد های آقا استفاده کردیم.
ما در کارگاه خادم پروریمان یکسری خصوصیات اخلاقی را برای دانشجوهایمان تعریف می کنیم و تجهیزات اخلاقی مثل مسئولیت پذیری، ایثار، ولایت پذیری، خوش رویی و غیره را برای آنها بیان می کنیم؛ مخصوصا در بحث ولایت پذیری خیلی تاکید می کنیم زیرا خیلی وقت ها یک موضوعی پیش می آید که ما قبلا به یک نتیجه رسیدیم اما با توجه به شرایط برنامه تغییر می کند و یک شرایط غیر منتظره ایجاد می شود و اینجا مسئول باید خودش یک تصمیم را بگیرد و بقیه از آن تبعیت کنند، چون مسئول کاروان به کل اردو فکر می کند وتمام جوانب را در نظر می گیرد. در بحث تجهیزات دانشجویی هم مدیریت بحران را داریم که اگر در یک اتوبوس حال یکی از بچه ها بد شود خادم باید چکار کند و یا اینکه اگر در قطار هست اول باید چیکار کند. ما بحث هایی مانند مدیریت صحیح از منابع، بحث اسراف، بحث مدیریت زمان را داریم. برای همه خادم هایمان در کارگاه خادم پروری فن ارتباط گیری و فن بیان در همه ی مباحث اخلاقی و دانشجویی گنجانده می شود.
ما داخل مشهد راوی های زیادی داریم اما دو سه سالی است که راوی ها را از موسسه سیره قم انتخاب می کنیم. در این موسسه روحانی هایی هستند که برای مبحث راهیان نور دوره گذرانده اند و رایگان هم هستند. ما قبل از انتخاب راویان حتما از دانشگاه هایی که با آنها کار کرده اند، تحقیق می کنیم تا ببینیم از ایشان راضی بوده اند یا نه.دو تا از راویان خوب خراسان رضوی آقای با خرد و حاج خلیل موحد می باشند، که از آنها هم استفاده می کنیم.
تامین بودجه راهیان بیشتر به عهده آقایان می باشد ولی چیزی که ما خودمان در جریانش هستیم از شهرداری خیلی کمک می گیریم. یکسری موسسه های فرهنگی هستند که زیر نظر شهرداری می باشند که کلا خدمات فرهنگی می دهند مثلا ما چفیه ، سر بند ، پلاک ، دفترچه و خودکار را از فرهنگسرا می گیریم؛ به این صورت که به فرهنگسرا نامه می زنیم که ما از فلان حوزه هستیم و فلان روز حرکت داریم و خدمات فرهنگی می خواهیم. ما اگر سرویس بخواهیم شهرداری اتوبوس هایشان را رایگان در اختیار ما قرار می دهند. فرهنگسرا های دیگری هم هستند که برای سپاه می باشند و اگر کتاب هایی با محوریت شهدا را بخواهیم و در انبارشان موجود باشد در اختیار ما می گذارند. ما این هزینه ها را توسط فرهنگسراها تامین می کنیم تا پولی که از بچه ها می گیریم را بیشتر صرف خوراکشان کنیم و راوی خوب بگیریم و... .
در راهیان ما آقایان در کار خانم ها خیلی دخالت ندارند چون اردو برای خانم ها است و کارشان در بحث راهیان نور بیشتر شبیه پشتیبانی می باشد که این یکی از نقاط قوت ما می باشد.
ما قبل از ثبت نام راهیان فضاسازی هایی را در دانشگاه داریم مانند بحث رنگ آمیزی گلزار شهدا، خانه تکانی مادران شهدا و... . ما در این برنامه ها حتی بچه هایی که بسیجی و شبیه ما هم نیستند با خودمان همراه می کنیم. ما یادواره قبل از راهیان نداریم چون اعتقاد داریم که یادواره بر بحث آماده سازی بچه ها برای راهیان کمکی نمی کند.
ما داخل سفر زوج داریم و زوج هایی را انتخاب می کنیم که بیشتر با جو تشکیلاتی آشنا باشند و معمولا کسانی هستند که خودشان یا همسرشان قبلا در تشکیلات بوده اند. ما با زوج هایی که تمایل دارند در اردو حضور داشته باشند مصاحبه می کنیم و توجیح شان می کنیم که کاملا باید وقف اردو باشند و فکر نکنند ماه عسل می روند. کلاس توجیحی بین خانم ها وآقایان جدا برگزار می شود و خدا را شکر تا الان مشکلی پیش نیامده است. چون قرار هست الگوی رفتاری بین خادم هایمان برقرار باشد یکی از آن الگو ها ارتباط با نامحرم می باشد و ما برای اینکه این الگو را عملی نشان دهیم زوج ها را می بریم و مسئول فرهنگی ، مسئول اتوبوس ، مسئول تدارکات و مسئول کاروان سعی می کنند نود درصد کارها را با همسر زوجی که همراه داریم در میان بگذارند و ایشان به آقایان انتقال بدهند. وقتی زائرین نیز این رفتار را می بینند دیگر به خودشان اجازه نمی دهند برای مشکلی که پیش آمده است با آقایان صحبت کنند. در اکثر موارد از زوج ها کمک می گیریم مگر اینکه مشکلی پیش بیاید که نخواهیم زوج ها مطلع شوند و به دور از چشم بچه ها این مشکل را حل می کنیم.
به خاطر اینکه تعداد ثبت نامی ما بالا است خرید بلیط های قطار به سختی صورت می گیرد به طوری که باید نامه نگاری کنیم تا رجا یک زمانی را اعلام کند بنابراین باید برای خرید لحظه ای بلیط پول داشته باشیم. ما برای اینکه این پول را بدست بیاوریم ثبت نام را خیلی زود و تقریبا از اوایل آبان آغاز می کنیم و پول هارا می گیریم و زمانی که اوایل بهمن شرکت رجا جواب نامه ما را داد برای زمان دلخواهمان بلیط ها را می خریم.
ما سالی که پانصد نفر را برده بودیم بلیط های بچه ها پشت سرهم نبود و بین بچه ها چند تا کوپه فاصله افتاده بود و ما می خواستیم طبق لیستی که داریم واگن های قطار را تنظیم کنیم. برای اینکار مسئول قطار گفتند که اول مسافرها سوار شوند سپس از یک واگن به بعد بچه های راهیان را جا می دهیم. جابه جا کردن پانصد نفر خیلی مشکل بود. ما باید پیش بینی کنیم که رجا امکان دارد واگن ها را پشت سرهم ندهد. برای حل این مشکل برای بچه ها یک کارت هایی را چاپ کردیم و اسم و شماره واگنشان را در برگه هایی یادداشت کردیم و سپس در راه آهن طبق برگه ها بچه ها را صدا می زدیم که این تجربه خیلی خوبی بود و ما هر سال از این کار استفاده می کنیم. این کار نظم خوبی را به بچه ها می دهد.


*جزئیات فعالیت:

یکی از نقاط قوت ما ارتباط گیری چهره به چهره در قطار می باشد؛ چون فاصله مشهد تا اهواز تقریبا بیست و نه ساعت است و زمان زیادی را در قطار داریم برای بحث ارتباط گیری واقعا در این زمینه وقت می گذاریم و به تمام کوپه هایی که بچه ها هستند سر می زنیم؛ ما با مسئول کاروان، بچه های فرهنگی وخادم هایی که هستند به کوپه های بچه ها می رویم و خودمان را به انها معرفی می کنیم و با آنها درباره اینکه چه رشته ای هستند و ... صحبت می کنیم و یکسری خوراکی ها مثل لواشک، تخمه و غیره می بریم و... . ما روز اول با این کارها نگاه منفی بچه ها به بسیج را از بین می بریم و با آنها بگو بخند می کنیم و... . این کارها برای سه روزی که در منطقه هستیم و قرار است خوراک فرهنگی اصلی را آنجا بهشان بدهیم خیلی کمک می کند. چون اینجا با ما دوست شده اند و در منطقه بیشتر همکاری می کنند.
بحث فضاسازی اتوبوس کاملا دست خود بچه های زائر می باشد که برای راهنمایی بچه های فرهنگی کنارشان هستند. زائران چون قبلا در بحث فضاسازی راهیان کار نکرده اند و تجربه اولشان است خیلی با نظرات ما همراه نیستند اما معمولا بچه های زائر سلیقه خودشان را بیشتر از ما می پسندند، شاید برای اینکه فکر می کنند ما خیلی معنوی و بسیجی فکر می کنیم. یک نکته مثبتی که این کار دارد این است که همه بچه های زائر با هم صحبت می کنند و با هم آشنا می شوند. ما یکسال که راهیان غرب رفته بودیم خودمان اتوبوس را تزیین کردیم و بچه ها داخل اتوبوس خیلی ساکت و آرام نشسته بودند و این فضای خیلی خشکی بود ولی آن سال هایی که در راهیان جنوب فضاسازی به دست خود بچه ها بود، بچه ها باهم دوست وهم صحبت شدند که خیلی عالی بود.
ما در اتوبوس برای وقتی که بچه ها خسته می شوند و یا غرغر می کنند و گرسنه هستند و یا وقتی که خیلی خوابیده اند و بیدار نمی شوند یکسری برنامه هایی را می چینیم. مثلا ما یک سری بازی ها را داریم مثل بازی چون و چرا، که بچه ها از این بازی ها خیلی استقبال می کنند. این بازی به این صورت هست که به هر ردیف اتوبوس یک برگه می دهیم. ما به یک ردیف می گوییم که در برگه ها یکسری سوال بنویسند که با چرا شروع شود و به ردیف مقابل می گوییم یک جمله ای بنویسید که با چون شروع شود، دو ردیف مقابل از سوال و جمله همدیگر اطلاعی ندارند. پس از اینکه جملاتشان را نوشتند از بچه هایی که خیلی شر و شور هستند دو نفر را انتخاب می کنیم که بایستند یک نفر جملاتی که با چرا شروع می شوند را بخوانند نفر دوم نیز جملاتی که با چون شروع می شوند را بخواند. در این بازی یک ناهماهنگی خنده دار بین جملات چون و چرا اتفاق می افتد که جنبه طنز دارد و برای بچه ها بسیار لذت بخش است.
بازی دیگر شارژخوانی می باشد؛ ما تعدادی شارژ ایرانسل و همراه اول تهیه می کنیم و وقت هایی که بچه ها بی حال هستند، کد شارژ را سریعا می خوانیم و هر کس سریع تر کد شارژ رابزند شارژ از آن او می شود. (ما ترفند هایی را در خواندنمان داریم که اغلب بچه ها نمی رسند کد را بزنند) . با این بازی و ترفند همه موبایل به دست ، بیدار و پر انرژی آماده دریافت شارژ می شوند. ما معمولا برای سخنرانی راوی اینگونه بچه ها را آماده می کنیم.
کار دیگری که ما در اتوبوس می کنیم این است که آمار افرادی که تولدشان در تاریخ سفر می باشد را در می آوریم و در اتوبوس برایشان تولد می گیریم اما تولدی که حاشیه ندارد، مثلا چند تا کیک یزدی از قبل تهیه می کنیم و چوب کبریت را داخلش می گذاریم و ... . ما معمولا وقت هایی که آقایان برای کاری پیاده می شوند از این فرصت استفاده می کنیم و تولد می گیریم.
متاسفانه تا الان سیستم تمام اتوبوس هایمان خراب بوده است و نتوانستیم کلیپ یا مستند و... پخش کنیم. ما همیشه از قبل پیش بینی می کنیم که با فلان اتوبوس قرار داد ببندیم ولی وقتی موعدش می شود با اتوبوس دیگری مواجه می شویم، ولی داخل قطار مخصوصا در مسیر برگشت داخل یکی از کوپه های قطار ایستگاه بلوتوث داریم که به بچه ها می گوییم درباره فلان مطلب فلان مستند وجود دارد به ایستگاه بلوتوث مراجعه کنید تا فایل را دریافت کنید.
ما از گفتمان ها، گعده ها و صوت هایی که در اتوبوس داریم، مسابقه برگزار می کنیم. ما در اتوبوس صبح ها یک صوت در رابطه با امام زمان و بعد هم دعای عهد را پخش می کنیم، همچنین صوت های انگیزشی استاد پناهیان و سایر اساتید را داریم که قبل از پخش این صوت ها سوال طرح می کنیم تا بچه ها حواسشان را بیشتر جمع کنند یعنی به خاطر جایزه هم که شده حواسشان به مطالب باشد. ما گعده ها را دقیقا در جایی از اتوبوس برگزار می کنیم که بچه های پر سروصدا هستند و از آنها برای دعوت بقیه دوستان به گعده کمک می گیریم.
ما هر سال در اتوبوس بحث کتاب خوانی داریم که امسال قرار هست کتاب رویای بیداری را بخوانیم و هدفمان این می باشد که همسر خود شهید حضور داشته باشند و خودشان آن را بخوانند.
ما رزق وختم صلوات هم داریم که ختم صلوات هایمان طوری نیست که فقط جنبه مذهبی داشته باشد. ما داخل خوراکی هایی که می دهیم یک برگه می گذاریم مثلا می نویسیم در فصل سرما حواسمان به غذاهای پرنده ها باشد، که این رزق ها برای بچه ها خیلی جالب هست مخصوصا برای بچه هایی که خیلی با عقاید ما همسان نیستند چون آنها خیلی روی بحث انسانیت تاکید می کنند و وقتی به راهیان نور می آیند متوجه می شوند که بچه های بسیج دور از این نیستند. در واقع این دسته افراد یک سری مباحث انسانیت را مطرح می کنند در حالی که همه این مسائل زیر مجموعه دین می باشند.
محل اسکان ما پادگان حمیدیه می باشد این پادگان جایی است که رزمنده های مشهدی اعزام می شدند. مسیر پادگان حمیدیه دور است و ما هر جایی که باشیم وقتی بخواهیم برگردیم خیلی دیر به حمیدیه می رسیم برای همین وقتی بچه ها می رسند خسته اند و ما برایشان در اسکان برنامه ای نمی گذاریم اما طلبه های جوان فرهنگی بین بچه ها به طور نامحسوس گعده های دوستانه برگزار می کنند به این صورت که اگر مثلا بچه ها خسته باشند ماساژشان می دهند و در بین این کار با بچه ها صحبت می کنند.
سال های اول زائر هایی را که می بردیم خیلی مشکل ایجاد می کردند؛ مثلا اگر غذا دیر می رسید یا هر اتفاق خارج از برنامه ای اتفاق می افتاد غر می زدند ( در راهیان یکسری مشکلات پیش می آید که دست ما نیست و شرایط ایجاب می کند.) ما هر سال خادم های افتخاری را از خود بچه ها داریم که از زمانی که این برنامه ایجاد شد مشکلات خیلی کمرنگ شد. با وجود خادمین افتخاری فشار کار بین بچه های خادم وزائرین تقسیم می شد چه در بحث فضاسازی و چه زمانی که خادم ها سقا می شوند و یا نظافت محل اسکان را دارند و... . معمولا وقتی این خادم افتخاری ها نبودند همه این کار ها به عهده زائر بود؛ مثلا وقتی که باید محل اسکان را تمیز تحویل می دادیم زائر پس از نظافت باید می دوید تا خودش را به موقع به اتوبوس برساند وخیلی از کار های دیگر نیز به همین شکل بود . از وقتی که خادم افتخاری را اضافه کردیم راندمان کارمان بالا آمد و فشار کار تقسیم شد و زائرانی که خادم شده بودند از اطمینانی که به آنها کرده بودیم خوشحال بودند. ما خادم افتخاری ها را از بین بچه های پر شر و شور انتخاب می کنیم که این افراد در مشکلات همراه ما هستند در حالی که قبلا این افراد علیه ما بودند. وقتی آنها با ما در مشکلات همراه می شوند در خیلی از مشکلات آنها هستند که بچه ها را آرام می کنند و قانع شان می کنند که این مشکلات دست ما نبوده است یعنی خودشان را از ما می دانند و ما با این کار خیلی خوب توانستیم، مدیریت بحران کنیم.
در رابطه با بحث بازدید یادمان ها نکته ای که باید در نظر گرفته شود، یکی فاصله اسکان تا محل یادمان است و دیگری اینکه مناطق در یک محور باشند تا زمان کمتری را در اتوبوس باشیم.
ما روز اول را در فتح المبین بودیم بعد به فکه رفتیم و بعد از فکه به کانال کمیل رفتیم. روز دوم هم به هویزه، طلائیه و پاسگاه زید رفتیم که این مناطق را به خاطر اینکه در یک محور بود انتخاب کردیم که کمتر در اتوبوس باشیم و طلائیه را برای نماز و نهار انتخاب کردیم. روز سوم از اروند، دشت ذوالفقاری و شلمچه بازدید کردیم. در اینجا یک نکته ای که وجود دارد این است که دمای اروند به گونه ای هست که اگر غذا به مدت ده دقیقه در آن جا بماند فاسد می شود، مثلا یکسال قرار بود به بچه ها پلو عدس بدهیم که بعد از ده دقیقه که غذا را باز کردیم دیدیم فاسد شدند اما غذای گروه قبلی که غذا را زودتر دریافت کرده بودند خوب بود ولی در چند دقیقه غذا فاسد شده بود!
روز چهارم نیز معراج شهدا را برای بچه ها برنامه ریزی می کنیم. ما فکر می کنیم اوج معنویت اردو روز آخر می باشد چون هم قرار هست از این اردو بروند وهم اینکه به معراج شهدا می بریمشان و قول وقرار ها ومیثاق با شهدا را برایشان یاد آوری می کنیم.
ما در سفر های راهیانمان همیشه بحث بازار را داریم زیرا خانم ها علاقه شدیدی به این موضوع دارند. ما معمولا آخر اردو زمانی که بچه ها را بازار می بریم تا هم خاطره خوبی را به یاد داشته باشند وهم اینکه به مردم بومی آنجا کمک کنیم.
ما امسال محتوای بسته فرهنگیمان را سبکتر خواهیم کرد چون از ارتباط گیری چهره به چهره خیلی نتیجه گرفتیم و بیشتر نیرویمان را برای تربیت خادم هایی که اخلاق خوب دارند ومی توانند ارتباط گیری چهره به چهره را انجام دهند می گذاریم. ما در بسته فرهنگیمان نشریه نمی دهیم زیرا معتقدیم که نشریه نسبت به هزینه ای که دارد بازده خوبی ندارد و بچه ها آن را نمی خوانند. ما معمولا طوری بسته های فرهنگیمان را می بندیم که کمتر از پنج تومان بشود وتا حالا بالای پنج تومان بسته ای نداشتیم.
یکی از کارهایی که امسال قرار هست انجام بدهیم بحث شهید شاخص می باشد. بحث شهید شاخص زمانی خوب هست که اسم اتوبوس هایمان اسم شهید دیگر نباشد؛ چون در این صورت زمان اجازه نمی دهد که در بحث گفتمان سازی چند الگو را به بچه ها آموزش دهیم و بازده کارمان پایین می آید.
ما وسایل هر اتوبوس مثل وسایل فرهنگی وتدارکات را از قبل جدا می کنیم و سپس شماره گذاری می کنیم و به هر اتوبوس و مسئول می دهیم. این کار خادم ها را خیلی راحت می کند واقلام گم نمی شود . مثلا یک سال که پانصد نفر را با خودمان برده بودیم وسایل ها گم شد و به یک اتوبوس بسته فرهنگی نرسید.


*نقاط ضعف:

یک تجربه بدی که ما داریم این است که یک سال همه کارها را به کمیته راویان سپردیم. یک کمیته راویان در سپاه هست که هر کدام از اعضای کمیته در عملیات ها بوده اند و برای خودشان تقسیم بندی انجام می دهند که هر کدام راوی منطقه ای باشند. آنها سیزده تا راوی به اندازه سیزده اتوبوس برای ما فرستادند. این تجربه خیلی بد بود چون این آقایان بیشتر بحث جغرافیا و اطلاعات عملیات ها را می گفتند و از معنویت و مباحثی که داخل جبهه بود و یا سیره شهدا نمی گفتند. چون در استان خراسان خود کمیته راویان یکی را برای روایتگری انتخاب می کند وقتی که ما خواستیم خودمان راوی را انتخاب کنیم یک تنش ایجاد شد، اما ما سنت شکنی کردیم و از این اتفاق خیلی راضی هستیم.
یکی از تفکرات اشتباه ما این است که دوست داریم تمام کارهای خوب در سفر اتفاق بیفتد و نتیجه کار را ببینیم که این فکر اشتباهی می باشد و هر سال که می گذرد سعی می کنیم سبکتر به راهیان بروم چه از نظر موضوع و چه از نظر هماهنگی و ... .
یک مشکل بدی که داریم این است که ما ارتباط گیری را در راهیان شروع می کنیم، بچه ها را با خودمان همراه و دوست می کنیم ولی بعد از اینکه از راهیان برمی گردیم دانشگاه هایی که مسئول پایگاهشان در اردو بودند و بچه ها را دیدند با آنها راحت ارتباط می گیرند ولی دانشگاهی که از مسئولانش همراه ما نبودند این ارتباط قطع می شود، بنابراین همیشه تاکید داریم از اعضای شورا و مسئول پایگاه هر دانشگاه حداقل یکی دو نفر در اردو شرکت داشته باشند تا بعد از اینکه از راهیان برگشتیم ارتباط ها قطع نشود.


تصاویر تجربه اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.