جشن شب یلدا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
ع.پ. شهید بهشتی
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم کروبی
تاریخ: 1397

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

در دانشگاه چون معمولا بچه ها خسته و بی تفاوت هستند تصمیم گرفتیم جشنی بگیریم که برای همه جذابیت داشته باشد و از آنجایی که معولا دید بچه ها نسبت به بسیج این است که صرفا کارهای عقیدتی و سیاسی انجام می دهند و تا بحال در دانشکده ما جشن یلدا گرفته نشده بود ما تصمیم گرفتیم به عنوان پایه گذاری این جشن در دانشکده مان این کار را انجام دهیم. ما در این جشن خیلی فضا داریم که هنرمند بودن بچه های بسیج را نشان دهیم چون در فضاسازی و پک وسینی که میخواهیم ارائه بدهیم نسبت به جشن های دیگر مانند نیمه شعبان دستمان خیلی باز است و می توانیم ایده هایی را اجرا کنیم که روتین نباشد و از طرف دیگر می توانیم در بچه ها این دید را به وجود بیاوریم که بسیج تک بعدی نیست و ما از همه ابعاد خود استفاده می کنیم و راحت تر از یک جشن مذهبی می توانیم محتوایی که در نظر داریم را انتقال دهیم.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

ما جشن شب یلدا را 24 آذر برگزار کردیم و تقریبا از اواسط آبان ماه فعالیت های خود را آغاز کردیم. ما روندمان به این صورت است که تقویم اجرایی را اواسط مرداد می بندیم و مقدمات چند مراسم اول را با جزییات می چینیم و مراسم هایی را که دیرتر است مانند شب یلدا، از آبان برنامه ریزی می کنیم. همه بچه های ما موظف بودند و یک هفته فرصت داشتند تا ایده های خود را در رابطه با تمام جزییات مراسم بنویسند. آنها باید حتی اگر فکر می کنند ایده شان یک چیزی ماورایی می باشد آن را بنویسند. بعد از یک هفته با خواهران جلسه می گذاریم و در مورد تمام جزییاتی که بچه ها گفتند مشورت و بارش فکری می کنیم. محتوای برنامه سبک زندگی دانشجویی بود و سعی می کردیم در تمام قسمت های برنامه به این موضوع بپردازیم و از بچه ها خواستیم بگویند چگونه این محتوا را ارائه دهیم. ما بعد از خروجی جلسه ای که در پایان یک هفته با خواهران داشتیم بعد از چند روز پیشنهادات برادران را هم می شنویم و مجموعا بعد از دو هفته سین اصلی برنامه را می بندیم و بعد از مشخص شدن سین کامل برنامه بین خواهران و برادران یک تقسیم کار انجام می دهیم. که در ادامه به شرح کامل برنامه می پردازیم.


*جزئیات فعالیت:

ما برای انتقال محتوا (سبک زندگی دانشجویی در دانشگاه و خوابگاه) جناب دکتر اصغری را دعوت کردیم. چون غالب بچه ها ورودی بودند هدف ما این بود که به این بپردازیم که شمایی که دانشجو شده اید چه وظایفی دارید و بجز وظایف دانشجویی چه وظایف دیگری دارید. بچه ها به شدت از صحبت های استاد استفاده کردند و لذت بردند. ما تصمیم گرفته بودیم سخنران 45دقیقه صحبت کنند و بعد تایم اذان و نماز بود و نماز را داشته باشیم و بعد به برنامه های مفرح بپرداختیم، اما استقبال از سخنرانی ایشان تا حدی بود که بچه ها بعد از نماز هم مایل بودند ایشان صحبت کنند و اینطور شد که استاد نیم ساعت بیشتر از زمانی که ما در نظر گرفته بودیم صحبت کردند. دلیل این استقبال این بود که استاد جوان بودند و با بچه ها به خوبی ارتباط برقرار کرده بودند و شوخی می کردند و ... . سخنرانی این استاد شاید برای بچه های کف دانشگاه و جو عمومی خوب باشد بخصوص اینکه از ایشان خیلی خوب استقبال می کنند اما به نظر من خیلی برای بچه های تشکل و بچه هایی که دید محتوایی تر و عمیق تری دارند مناسب نیستند. این استاد از ما هزینه ای دریافت نکردند و ما برای تشکر از ایشان یک لوح یادبود آماده کردیم.
برای برنامه یک بخش طنز گذاشتیم که استنداپ کمدین دعوت کرده بودیم که استنداپ را برادران دعوت کرده بودند و قرار بود در مورد زندگی دانشجویی و اشتباهاتی که بچه ها در خوابگاه انجام می دهند یا اشتباهاتی که زمان ورود به دانشگاه دارند برنامه اجرا کنند که استقبال بچه ها از آن خوب بود.
ما تصمیم گرفتیم همین بحث زندگی دانشجویی و مشکلات دانشکده را در قالب طنز به صورت کلیپ ارائه دهیم.
برای بخش طنز گفتیم به مشکلات دانشکده و شرایط خاص دانشکده توانبخشی بپردازیم. یکی از بچه ها که کلیپ سازی بلد بود مسئول این کار شد و از همان اول آذر شروع به کار کرد و ما با کمک بچه های دیگر سناریو چیدیم و گفتیم از اول شروع کنیم؛ دقیقا از روزی که بچه ها نتایج کنکورشان را در سایت می بینند و بعد وارد دانشکده می شوند و بعد روز اول دانشکده شان تا زمانی که به امتحانات می رسند و همینطور تا زمان فارغ التحصیلی بچه ها. این کلیپ بسیار عالی شد و استقبال بچه ها از آن فوق العاده بود.
ما یک کلیپ هم در رابطه با شب یلدا داشتیم که حالک نوستالژیک داشت و کرسی و مادربزرگ و این ها بود که بچه ها خیلی خوششان آمد.
بخش بعدی برنامه موسیقی بود که از دو نفر از آقایان دانشکده خودمان که ورودی همان سال هم بودند دعوت کردیم تا موسیقی های بی کلام را در آن روز اجرا کنند. آنها چند موسیقی سنتی و آهنگ ای ایران و آهنگ های این سبکی را اجرا کردند.
زمان برنامه ما ساعت 3.30 تا 7 بود.در دانشکده ما معمولا ساعت 3 همه کلاس ها تعطیل می شود و عملا دانشکده تعطیل است. قرار بود تا ساعت 5 برنامه را ادامه دهیم و بعد زمان نماز را داشته باشیم و بعد از نماز برنامه های دیگر را داشته باشیم. ما خیلی نگران بودیم که بچه ها برای ادامه برنامه نمانند، به همین علت برنامه را اینطور چیدیم که یک قسمت شاد برنامه بعلاوه سخنرانی ساعت 3:30 تا 5 باشد و باقی برنامه های شاد بعد از نماز باشد که بچه ها تمایل پیدا کنند که بمانند. به همین علت سخنرانی استاد و دو تا از اهنگ ها را قبل از اذان داشتیم و بعد از ساعت 5 دوباره موسیقی، کلیپ طنز و استنداپ و مسابقه را داشتیم. بود.
در برنامه مسابقه، بخش اهدای جوایز خیلی جالب بود، ما 5 جعبه گذاشتیم و هرکس در مسابقه برنده می شد می گفتیم یک تا پنج را انتخاب کند و یک جعبه را برنده شود که در این جعبه ها وسایل خنده دار گذاشته بودیم، مثلا در یک جعبه سیب زمینی گذاشته بودیم و روی آن با خلال دندان زده و نوشته بودیم دانشجو نباید سیب زمینی باشد و بعد از این هدیه اصلی را می دادیم که کارت هدیه سی هزار تومانی بود.
پذیرایی که برای بین برنامه در نظر گرفته بودیم فینگرفود بود که این خیلی برای بچه ها جذاب بود که بسیج برای اولین بار در دانشکده فینگرفود می دهد. ما این فینگر فود ها را آماده خریده بودیم. برای آخر مراسم هم انار تهیه کرده بودیم که دور انارها چیزی در نظر گرفتیم که شبیه کمربند پیچیده می شد و روی آنها جملاتی در رابطه با امام زمان (عج) نوشته بودیم و شب یلدا را به غیبت ایشان ربط داده بودیم. ما برای هدیه هم پیکسل با یک برگ فال حافظ در نظر گرفته بودیم. پیکسل ها را یکی از دوستان طراحی کرده بود و جملات روی آن هم با امام زمان(عج) ارتباط داشت.
در رابطه با فضاسازی ما معمولا برای این کار خیلی زمان می گذاریم و تقریبا سه هفته درگیر این بودیم. ما روی سن یک کرسی درست کردیم پشت آن پشتی گذاشتیم و یک هندوانه گرفتیم و یکی از مسئولین دانشکده که اطلاع داشتیم تزیین می کنند هندوانه را صبح مراسم به ایشان دادیم و برای ما آن را تزیین کردند. همچنین یک سبد انار داشتیم و پف فیل را شبیه آدم برفی درست کردیم و قوری و سماور سنتی و دیوان حافظ داشتیم؛ روی دیوار با بادکنک نوشته بودیم یلدا و چند تا برف دراورده و زده بودیم. ما برای فضاسازی در سالن را باز گذاشتیم و بچه ها می دیدند که ما در حال رفت و آمد و آماده سازی هستیم و اینطور شد که خود بچه ها آمدند و به ما کمک کردند و ما عملا به جایی رسیده بودیم که فقط نظارت میکردیم.
دانشکده ما یک انباری دارد؛ برادران در آنجا دو موتور قدیمی پیدا کردند و ما موتورها را با اسپری رنگ کردیم و پشت آنها بادکنک زدیم که این کار خیلی برای بچه ها جذاب بود حتی برای مسئولین هم خیلی جذاب بود که ما تا این حد برای فضاسازی زمان گذاشتیم.


*نقاط ضعف:

ما برای آیتم های برنامه می توانستیم استنداپ کمدین نداشته باشیم یا این امکان را در اختیار بچه های دانشکده خودمان قرار دادیم. ما از یکی از استنداپ کمدین هایی استفاده کردیم که از بچه های دانشگاه خودمان هستند و دارو سازی می خوانند و قبلا در مسابقات خندوانه هم شرکت کرده بودند اما به اندازه ای که ما تعریف ایشان را شنیده بودیم اصلا کارایی نداشتند و ما می توانستیم یکی از بچه های خودمان را استفاده کنیم که حداقل استعداد ایشان پرورش پیدا کند و بعدا سرمایه ما بشوند و برای مراسمات بعدی هم از ایشان استفاده کنیم. من فکر میکنم اگر برنامه ای مانند شب شعر به جای استنداپ کمدین داشتیم خیلی بهتر بود چون جشن ما به اندازه کافی شاد بود.
قرارما این بود که از یک شاعر دعوت کنیم. آن موقع آقای رضا رفیع و سعید بیابانکی مد نظر ما بودند که متاسفانه هیچ کدام از آن ها شرایط حضور نداشتند. ما قصد داشتیم هم یک بخش حافظ خوانی داشته باشیم و هم اینکه مسابقه مشاعره برگزار کنیم که این بزرگواران داور باشند. ما برای مشاعره تلاش کردیم و قبل برنامه فراخوان دادیم که هرکدام از بچه ها تمایل دارند ثبت نام کنند و حداقل دو نفر در مشاعره شرکت کنند اما متاسفانه بچه های ما استقبال نکردند.


*نتایج و پیامد‌ها:

با این برنامه نظر بچه های دانشگاه به بسیج عوض شد و آنه دیدند بسیج هم می تواند شادی داشته باشد و می تواند جشنی بگیرد که همه چیز آن خوب و درست باشد. بچه های خوابگاهی هم از این مراسم خیلی راضی بودند و می گفتند ما توقع نداشتیم جشن تا این حد خوب باشد. چندنفر ازمسئولین هم وقتی پایان برنامه مشغول جمع کردن وسایل بودیم گفتند خیلی جشن خوبی بود و انتظار نداشتیم چند دانشجو بتوانند چنین جشنی را برگزار کنند. در رابطه با بچه های تشکل های مخالف این برنامه یک مقدار زنگ خطر بود .


*شیوه‌های تبلیغات:

ما تصمیم گرفتیم تبلیغات را به این صورت شروع کنیم که سه هفته قبل از مراسم یعنی بعد از هفته اول آذر ماه فقط تاریخ برنامه را در قالب پوستر بزنیم. ما سه مدل پوستر طراحی کردیم و در قسمت های مختلف دانشکده زدیم که فقط عکس یک انار و تاریخ جشن بود و هیچ توضیحی در آن نوشته نشده بود و فقط یک جمله روی آن نوشته شده بود. ما در کنار آن با یونولیت دو انار بزرگ درست کردیم که دو نفر مسئول این کار بود که انارها را درست کرده و رنگ کنند. از طرف دیگر هم انارهای کوچک مقوایی درست کردیم و همان جمله ای که روی پوسترمان بود روی آن نوشتیم و در دانشگاه گذاشتیم. این انارها برای بچه ها جالب بود و انارها را برمی داشتند و ما وقتی که تعداد انارها کم می شد دوباره انار درست می کردیم و جای آنها را پر می کردیم و این کار را تا روز مراسم انجام دادیم. بعد از این ها تقریبا 4روز مانده به مراسم پوستر اصلی را نصب کردیم و دو شب مانده به برنامه تیزر برنامه را که ساخته بودیم در کانال ها و گروه های فضای مجازی قرار دادیم. آماده کردن تیزر با برادران بود.


تصاویر تجربه جشن شب یلدا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "جشن شب یلدا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.