نمایشگاه و کارگاه استعداد یابی کاریکاتور تولید ملی


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
ع.پ. بجنورد
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: خانم حسینی
تاریخ: 1398

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

مقام معظم رهبری: شما وقتی کالای داخلی را مصرف میکنید، به کارگر ایرانی دارید کمک میکنید، اشتغال ایجاد میکنید، به سرمایه‌ی ایرانی هم دارید کمک میکنید، رشد و نمو ایجاد میکنید. این فرهنگ غلطی است - که متأسفانه در بخشهائی از ما حاکم است - که مصنوعات خارجی را مصرف کنیم؛ این به ضرر دنیای ماست، به ضرر پیشرفت ماست، به ضرر آینده‌ی ماست. همه مسئولیت دارند؛ دولت هم مسئولیت دارد، باید از تولید ملی حمایت کند، تولید ملی را تقویت کند. شما باید کالای ایرانی بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطی است که ما مارکهای خارجی را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکیهامان ترجیح بدهیم به مارکهای داخلی؛ در حالی که تولید داخلی در خیلی از موارد بسیار بهتر است. تولید داخلی مهم است. ببینید کارگر ایرانی چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانی چه سرمایه‌گذاری کرده است. در زمینه‌ی مصرف، عمده‌ی کار دست مردم است؛ که این بخشی از اصلاح الگوی مصرف و بخشی از جهاد اقتصادی است.


*ایده های فعالیت:

برگزاری یک نمایشگاه و کارگاه کاریکاتور تولید ملی


*جزئیات فعالیت:

ما در دانشگاهمان احساس کردیم که به موضوع تولید ملی توجه چندانی نمی شود، به همین علت تصمیم به برگزاری یک نمایشگاه و کارگاه کاریکاتور تولید ملی گرفتیم. برای انجام این کار ما با حوزه هنری استان خراسان شمالی (شهرستان بجنورد) هماهنگ کردیم و از آقای عباس ناصری که از کاریکاتوریست های بین المللی بودند دعوت کردیم که بیایند و در کنار اینکه از کاریکاتور های ایشان رونمایی می کنیم (کاریکاتور های ایشان مربوط به رونق تولید و اقتصاد مقاومتی بودند)، برای بچه های دانشگاه هم که استعداد این کاررا دارند اما برای انها بستری وجود نداشته یک کارگاه استعدادیابی ایجاد کنیم. بچه ها با دیدن کاریکاتور ها و وجود استاد برای شرکت در کارگاه ها ترغیب می شدند. یک نکته ای که در کار ما وجود داشت این بود که ما فقط قصد داشتیم یک جلسه با استاد کارگاه را برگزار کنیم و استعداد ها را شناسایی کنیم و به استاد وصلشان کنیم و خودشان اگر تمایل داشتند با استاد به کارشان ادامه دهند.
نمایشگاه ما شامل حدودا 25 کاریکاتور از کارهای خود استاد بود که از قبل در حوزه هنری رفته و کارهای ایشان را انتخاب کرده بودیم. یک تعدادی از کاریکاتور ها که خیلی فکر بچه ها را به خود مشغول می کرد این بود که گویی کشورهای غربی یا ابرقدرت های جهان می آیند و به هر نحوی که شده از روی کارگر ایرانی رد می شوند و نمی گزارند به روی سفره اش نان ببرد که این ها خیلی خوب ترسیم شده بود و بچه ها را به فکر فرو می برد و یا مربوط به نفت بود که بشکه بشکه نفت در حال رفتن است و... . بعضی کاریکاتورها کاریکاتورهایی بودند که حالت ردپا گذاشته بودند که غرب هرچه دنبال ما بیاید و یا ما هرچه دنبال غرب برویم اخرش این می شود که آخرین ردپا به کارگر ایرانی می رسد که درون این خاک ها گم شده است و... . یک ویژگی که کاریکاتورهای آقای ناصری داشتند این بود که گویا ایشان کاریکاتورها را از روی جملات کلیدی رهبر کشیده بودند و خیلی می شد روی آنها کار کرد. ایده ای که ما در اینجا داشتیم این بود که در زیر هر کاریکاتور به نحوی جملات کلیدی از رهبر که مرتبط با همان کاریکاتور بود را بنویسیم ولی متاسفانه فرصت نداشتیم و این ایده را از دست دادیم ولی به هرحال کاریکاتور ها باز هم اثر خود را گذاشت و آنقدری که انتظار داشتیم بچه ها را به فکر فرو برد البته اگر جملات بود کار خیلی بهتر پیش می رفت و می دیدند که رهبر هم مطابق با این صحبت کرده و حالت نمایشی آن حرف را می دیدند.
تمام کاریکاتورهای ما روی تخته شاسی بودند و آنها روی سه پایه بودند و فضایی از سالن که به این کار اختصاص داده شده بود بسیار زیبا و مرتب شده بود که این در جذب مخاطب واقعا موثر بود. ما قبل از این نمایشگاه استکبار ستیزی گذاشته بودیم که تعدادی پوستر بود و پوسترها را گذاشته بودیم اما تاثیر وجذابیت این نمایشگاه که کاریکاتورها روی تخته شاسی و مرتب و بزرگ بودند را نداشت و در آن نمایشگاه بچه ها رد می شدند و حتی نگاه هم نمی کردند و ما باید کنار هر تصویر می ایستادیم و می گفتیم بچه ها بیاید نگاه کنید و به آنها توضیح بدهیم اما کاریکاتورها گویا بود و چون تخته شاسی بود بچه ها اول جذب کلیت و ظاهر کار می شدند بعد که جلو می امدند به فکر فرو می رفتند که این محتوا چه چیزی را به ما می رساند.
کاریکاتورها خیلی پرمحتوا و تفهیمی بودند و ما در کنار این کاریکاتورها به بچه ها خودکار ایرانی هدیه می دادیم و از آنها می خواستیم نظر خود را در مورد کاریکاتورها بگویند و بچه ها روی آنها فکر می کردند و نظرات جالبی داشتند. طی دو روزی که درگیر نمایشگاه بودیم خودکار و کالای ایرانی برای بچه ها تفاوت پیدا کرده بود و حتی بعضی از اساتید دانشگاه که رویه آنها و مخالف رویه بسیج بود می آمدند و بعد از دیدن نمایشگاه و خودکارهای ایرانی با کیفیت از کالای داخلی حمایت می کردند. در فضای نمایشگاه جوی حاکم شده بود که هرکس از آنجا عبور می کرد با تعجب می گفت آیا این کار بسیج است و تعجب می کردند که بسیج چنین کاری کرده است به خصوص در دانشگاه علوم پزشکی که بچه ها خیلی کم در برنامه های فرهنگی شرکت می کنند و تمایلی به برنامه های فرهنگی ندارند.
این کار تجربه بسیار خوبی بود اما سختی هایی هم داشت؛ مثلا هماهنگی آقای ناصری و اینکه نمایشگاه و تابلو ها در صحن اصلی دانشگاه باشد سخت بود و به نسبت بقیه برنامه ها هماهنگی های سخت تری داشت. برای همچین برنامه ای حداقل از یک ماه قبل باید برنامه ریزی داشت. به طور کلی ما توصیه میکنیم اگر می خواهید هدف دار کار کنید برای چند ماه آینده از همین الان برنامه بنویسید که مثلا برای ده ماه اینده این کار می خواهد انجام شود.
ما طبق ایده هایی که بعدا به ذهنمان رسید می توانستیم یک بنر سفید قرار دهیم و بچه ها دلنوشته های خود را بنویسند و برای نمایشگاه کالای ایرانی بیایند و بنویسند که کالای ایرانی خرید می کنند و امضا کنند؛ یا اینکه یک پارچه ای به عنوان برد سیار می گذاشتیم و کسی که خودکار را برمی داشت و راضی بود و می خواست از این به بعد ایرانی بخرد با انگشت یا کف دستش که در رنگ میگذاشت روی آن پارچه می زد که در آخر یک پارچه داشتیم پر از دست بچه ها که رنگ های ان با توجه به محتوا سبز و سفید و قرمز بود. یا اینکه کلا از اول طرح پارچه پرچم ایران باشد و بچه ها بیایند و با این رنگ ها پرش کنند که بگویند ما کالای ایرانی می خریم.
ما همچنین می توانستیم بجای اینکه فقط خودکار ایرانی بدهیم یک میز قرار بدهیم و یک قسمت خودکار ایرانی و یک قسمت خودکار خارجی بگذاریم و به بچه هایی که می آمدند بگوییم که کدام یک را میخواهید بردارید و به آنها توضیح می دادیم که چه فلسفه ای دارد که ما خودکار ایرانی آورده ایم و میخواهیم از کارگر ایرانی وخرید ایرانی و شعار سال رهبر حمایت کنیم.
ما می توانستیم در کنار این نمایشگاه مستندی هم از بچه ها تهیه کنیم که نظر بچه ها را می پرسیدیم و روی این مستند کار می کردیم. همچنین ما می توانستیم در کنار این یک تئاتر خیابانی با موضوع کالای ایرانی یا یک نمایش دونفره برگزار کنیم، ولی همه این ایده ها در حد ایده باقی ماند (اکثر این ایده ها بعد برگزاری نمایشگاه به ذهن ما رسید) که دفعه بعد اگر خواستیم چنین کاری انجام دهیم از این ها یا ایده های بهتر استفاده کنیم.


*نقاط ضعف:

از نقاط ضعف ما اینکه تبلیغات زیادی نداشتیم که همه استعدادها را پیدا کنیم.
یکی دیگر از ضعف های ما کمبود نیرو بود که به این خاطر نتوانستیم خیلی روی ایده های بیشتری کار کنیم.


*نتایج و پیامد‌ها:

در همان محدوده زمانی جشنواره سیمرغ وزارت بهداشت بود که باعث شد مسئول جشنواره با ما ارتباط بگیرد و از این کاریکاتوریست بخواهند در کارهایشان شرکت کنند و از این نظر ما با جشنواره سیمرغ هم یک همکاری داشتیم که تا قبل از این برنامه این همکاری وجود نداشت.
در این برنامه بچه ها آمدند و یک سری استعدادها پیدا شدند و ما آنها را شناختیم. این خیلی خوب بود و برای طراحی نشریه و... از آنها کمک گرفتیم. همین کارگاه ها باعث شد بچه ها به خاطر این که نمایشگاه تولید ملی است پوسترسازی یاد بگیرند و کار پوستر سازی تداعی نشریه را داشته باشیم. در این برنامه حداقل بچه هایی شناخته شدند که می دانیم هنرمند هستند و می شود حتی در زمینه کارهای فرهنگی از آنها مشورت گرفت.
چون کارگاه استعداد یابی یا کاریکاتوریست تا حالا در دانشگاه انجام نشده بود، باعث شد که حتی خبرنگار خبرگزاری ها به دانشگاه بیاید و گزارش تهیه کنند و کار ما در کانال های مختلف استانی پخش شود.


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه نمایشگاه و کارگاه استعداد یابی کاریکاتور تولید ملی
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "نمایشگاه و کارگاه استعداد یابی کاریکاتور تولید ملی"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.