اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شاهرود


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
ع.پ. شاهرود
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: بسیج دانشجویی ع پ شاهرود
تاریخ: 1398

*جزئیات فعالیت:

روند برگزاری راهیان نور در شاهرود به این شکل نیست که هر دانشگاهی مستقلا راهیان نور بروند و همه دانشگاه های استان باهم به اردو می روند؛ درواقع این نوع اردو رفتن باعث می شود که مسئولیت اصلی اردو به عهده دفتر شهرستان باشد و مسئول دفتر شهرستان تیم اصلی محسوب می شود و مسئول خواهران زیر مجموعه آن می شوند. برای اردوی خواهران تمام فرماندهان دانشگاه ها جلسه ای را باهم برگزار می کنند واز بین خودشان یکی را به عنوان مسئول خواهران انتخاب می کنند. مسئول براداران نیز مسئول دفتر شهرستان می باشد. همین موضوع باعث می شود بیشتر هماهنگی ها و مسائلی که در راهیان پیش می آید توسط مسئول دفتر شهرستان انجام شود و در واقع مسئول خواهران بیشتر روی مسائل فرهنگی بچه ها کار می کند مثلا رزق ها را چگونه درست کند یا چطوری سر حلقه ها را تعیین کند و یا اینکه به کدام مناطق بروند و... . البته به غیر از مسئول خواهران یک نفر دیگر به عنوان مسئول فرهنگی انتخاب می شود که فقط مسائل فرهنگی را پیگیری می کند.
به طور کلی ما در هر اتوبوس از بین خواهرها یک مسئول اتوبوس داشتیم که مسئول اتوبوس وظیفه کنترل بچه ها و حضورغیابشان را به عهده داشت و یک مسئول فرهنگی داشتیم و یک مسئول حلقه و گعده که بحث ارتباط گیری وگعده هارا به عهده داشت . البته همه مسئولین در پذیرایی وغیره هم کمک داشتند .
بسته های فرهنگی ما معمولا به این صورت بود که تا دوسال پیش کیف می دادیم ولی طی صحبت هایی که کردیم گفتیم این کیف واقعا اسراف می باشد و بچه ها فقط در راهیان از آن استفاده می کنند و دیگر به دردشان نمی خورد، حداقل اگر طراحی اش به صورتی باشد که بتوان بعدا هم استفاده کرد بهتر هست ولی باز هم هزینه اضافی است و اگر حذف شود بهتر است. خوشبختانه با اصرار توانستیم کیف را حذف کنیم و الان ساک های پارچه ای کوچک به بچه ها می دهیم که خیلی بهتر هست . بسته فرهنگی ما شامل کتاب، یک شهید همراه، جانمازو چفیه می باشد. ما به چفیه هم نقد داریم که واقعا بچه ها نیازشان نمی شود ولی اگر کلاه بدهیم خیلی بهتر هست و در آفتاب می توانند استفاده کنند وبعد ها هم به دردشان می خورد. برای کتاب بهتر هست که کتاب کم حجم و جذاب باشد. بچه ها از کتاب های کم حجمی که روایتی عاشقانه از زندگی شهدا دارد بسیار خوب استقبال می کنند. ما پارسال برای انتخاب کتاب به مقر کتاب شهرستان رفتیم چون آنجا خیلی راحت کتاب در اختیارمان می گذارند وهم اینکه تنوع کتاب ها خیلی زیاد است. تعداد کتاب ها خیلی زیاد بود ولی به نظرما کتاب های انتشارات شهید کاظمی خیلی کتاب های خوبی بودند . کتاب هایی مثل کتاب شهید ابراهیم هادی که البته خیلی مطرح شده است واکثرا خوانده اند ویا کتاب شهید علمدار و کتاب زنی در جزیره گمنام (نوشته های این کتاب خیلی متفاوت هست و مربوط به یک خانم یهودی می باشد که محوریتش حیا است که این موضوع را به طور غیر مستقیم به خواننده القا می کند.) کتاب یادت باشد شهید دهقان مرادی هم کتاب خوبی است و احساس می کنیم بچه ها ارتباط نزدیک تری با شهدای مدافع حرم نسبت به شهدای دفاع مقدس برقرار می کنند چون در حال اتفاق افتاده است. جانمازمان به شکل جانماز زیپی با طرح کامپیوتری بود و اینطوری نبود که بچه ها خودشان درست کنند، البته پیشنهاد شده بود که تیم بچه های دانشگاه فنی جانمازهارا بدوزند ولی متاسفانه به دلیل برنامه ریزی های دقیقه نودی کلا لغو شد .
شهدای طرح شهید همراه نیز از بین شهدای شهرستان انتخاب می شود وبرای هر شهیدی که انتخاب می کنیم معرفی شهید را به شکل صفحه اول شناسنامه داریم که دقیقا مثل صفحه اول شناسنامه است و اسم شهید و منطقه شهادت را نوشتیم. ما در مرحله اول طرح شناسنامه را به بچه ها دادیم تا اول با شهیدشان آشنا بشوند و در مرحله دوم خاطره و یا گریزی از احوال شهید را در قالب دیگر طراحی کردیم و به بچه ها دادیم و در آخر هم وصیت نامه شهید را داشتیم که در آخرین منطقه یا راه برگشت به بچه ها دادیم. ما شناسنامه را قبل از وارد شدن به اهواز به بچه ها دادیم تا وقتی وارد منظقه می شوند با شهیدشان ارتباط بگیرند. ما شناسنامه ها را داخل یک پاکت بزرگ به شکل در هم ریخته بودیم وهر یک از بچه ها نیت می کردند ویک شناسنامه برمی داشتند که این طرح را خیلی دوست داشتند و خیلی استقبال کردند.
ما محوریت مطالبمان فقط داخل گعده ها مطرح می شود یعنی مسئول خواهران شهرستان از بین سرگروه ها و مربیان خواهر کسانی را که توانمندی بیشتری دارند را انتخاب می کنند و به آنها می گویند که مطابق با فضای دانشگاهشان مطالبی را که نیاز می باشد در گعده ها مطرح کنند و همین مطالب محوریت راهیان می شود و بچه هایی که سر گروه بودند با توجه به آسیب های موجود در دانشگاهشان محوریت را مشخص می کردند و اینطوری نبود که ما یک موضوع را مشخص کنیم وتمام مطالب و مسائل را معطوف به این موضوع کنیم که البته به نظر ما این یک نقص می باشد.
بحث گعده ها با توجه به هر دانشگاهی فضای متفاوتی داشت. یکی از تجربیاتی که خودمان بین بچه های علوم پزشکی داریم این هست که دانشجو ها نسبت به هم و نسبت به فضای جامعه بی تفاوت می باشند بنابراین بیشترین بحث گعده های ما این بود که دانشجو را دغدغه مند کنیم یعنی نشان بدهیم که دانشجو به عنوان قشر فرهیخته جامعه می تواند حرکت های مهم بکند. چیزی که در جذب گعده ها خیلی جواب می داد این بود که مسئول گعده ابتدای سفر با تک تک بچه های اتوبوس ارتباط بگیرد و با تک تک بچه ها سلام واحوال پرسی کند که بچه ها آشنا شوند و بدانند که حتی برای مشکلات دیگر هم می توانند به این آدم رجوع کنند. وقتی ما ارتباط را برقرار کردیم و فضای صمیمی ایجاد شد بچه ها خیلی راحتتر مطالب را می پذیرند. برای ما دغدغه مند کردن بچه ها در گعده ها خیلی جواب داد به طوری که دائما بچه ها سراغ کتاب ها و کانال های معرفی شده را می گرفتند. (دانشگاه صنعتی هم روی حقوق زن و پیامد های انقلاب کار کرده بودند زیرا فضای بچه های صنعتی با ما کاملا متفاوت بود به طوری که بحث های انتزاعی را خیلی راحت تر قبول می کردند. آنها روی این موضوعات کار کرده بودند وجواب هم گرفته بودند.)
استان سمنان در جنوب دو اردوگاه دارد که یکی از آنها اردوگاه شهید زین الدین در اندیمشک هست که آنجا فقط بچه های استان سمنان بودند. ما همیشه شب اول و شب آخر ارودگاه شهید زین الدین در اندیمشک می رویم که خیلی اردوگاه قشنگی هست ودر فضای بیرونش دوتا ساختمان دارد که محل اسکان بچه ها هست وتخت دارد وفضای بیرونش واقعا جذاب هست و کف آن سبز هست فقط اینکه جانورهای ریز داشت. ما دوشب بعدی را در خرمشهر اردوگاه شهید شاطری هستیم این اردو گاه هم خیلی خوب بود ولی این اردوگاه کمی سرد است و از این جهت ما کمی اذیت شدیم ضعف دیگر این اردوگاه این بود که سرویس بهداشتی هایش کم بود.
در این دو اسکان خود خادمین اسکان، آنجا را فضاسازی می کنند. در اردوگاه شهید زین الدین وقتی بچه ها وارد می شوند چای آتشی می گذارند که خیلی بچه ها استقبال می کنند و فضای خیلی قشنگی هست که خود بچه های خادم طراحی می کنند .
ما هر سال داخل اتوبوس کلیپ، فیلم و مداحی داریم اما اینطوری نیست که دائم مداحی پخش کنیم چون بچه ها خیلی زود خسته می شوند. ما بیشتر از کلیپ های صوتی تلنگری حاج آقا پناهیان، روایت های حاج حسین یکتا و صحبت های حاج آقا ماندگاری را داشتیم که ارتباط گیری بچه ها با اینها خیلی خوب بود. ما صوت ها و کلیپ هایی را که در اتوبوس داشتیم تقسیم کرده بودیم، بخش هایی از آنها مربوط به بحث های اخلاقی، بخش هایی مربوط به شهدا و بخش هایی دیگر مسائل فرهنگی بود. ما علاوه برصوت ها وکلیپ ها فیلم های مربوط به دفاع مقدس مثل ویلایی هارا داشتیم اما بچه ها خیلی با فیلم ها رابطه برقرار نکردند. کلیپ شهدای مدافع حرم که مربوط به همسر شهدا بود خیلی جواب می داد چون علاوه بر بحث های شهادت روایت های عاشقانه زندگی شهید هم بیان شده بود و این همسر های شهدا از جوانان هم عصر خودمان بودند.
ما یک طرحی داخل اتوبوس داشتیم که قرعه کشی کربلا بود اینطور بود که به بچه ها می گفتیم یک قرعه کشی کربلا داریم وبخشی از هزینه را از بین خود بچه ها جمع می کردیم و بقیه آن را ناحیه می داد. ما از بین بچه های هر اتوبوس قرعه کشی می کردیم و هر کس اسمش در می آمد به نیابت از بقیه سفر کربلا را می رفت. ما این پول را که جمع می کردیم قرعه کشی را در یادمان هویزه انجام می دادیم.
دوسال پیش که بحث روایتگری دانشجویی را در کالک گذاشته بودند (اینکه دانشجو روایتگری یادمان هارابه بچه ها بگوید) ما تجربه کردیم و واقعا بچه ها خیلی بیشتر دوست داشتند چون مطالب خیلی نو بود و از زاویه دیگری به مطالب نگاه شده بود. راوی ها معمولا بعد نظامی عملیات را می گویند و وقتی بعد نظامی بالا رود بچه ها خسته می شوند پس علاوه بر بعد نظامی باید یک فضای احساسی هم باشد که جذابیت داشته باشد ولی بعضی از راوی ها این توانایی را ندارند. ویژگی مهم روایتگری دانشجویی این هست که فقط در جنگ نمی مانیم و به صحبت ها را به مسائل امروزی ربط می دهیم و فضای خود باوری را در بچه ها تقویت می کنیم که وابسته به دیگران نباشند و به طور غیر مستقیم فضای دیپلماسی حاکم در کشور را نقد می کنیم. پارسال بحث روایتگری دانشجویی مطرح نشد ولی ما خودمان این کار را انجام دادیم.
یک بحرانی که در سفر راهیان ممکن است به وجود بیاید این است که افرادی در اتوبوس باشند که همراه نباشند و فضایشان متفاوت باشد و اختلالاتی در سفر ایجاد کنند ما باید اینجا دقت کنیم که دعوا نکنیم و بین بچه ها جدایی نیندازیم و بیشتر سعی کنیم جو صمیمی ایجاد کنیم که بچه ها راحتتر حرف هارا بپذیرند. ما با این افراد بیشتر سعی می کردیم صحبت کنیم و سرگرمشان کنیم که از فضای خودشان خارج شوند و یک فضای کاملا صمیمی ایجاد می کردیم تا فکر نکنند که از آن ها جدا هستیم واین ارتباط گیری خیلی کمک کرد.
دوسال پیش که می خواستیم راهیان ببریم یک مسئله خیلی ذهن مارا درگیر کرده بود که به غیر از فضای معنوی که کل راهیان دارد یک فضای شاد و پرنشاطی رابرای بچه ها ایجاد کنیم . وقتی تجربیات کالک را نگاه می کردیم یک تجربه درمورد بچه های دانشگاه دامغان بود که خوراکی ها و تغذیه هایی که اضافه می امد را نگه می داشتند و برای دفعه بعد که قرار بود خوراکی بیاید ولی دیر می رسید و بچه ها گشنه بودند این خوراکی ها را مزایده می گذاشتند. ما هم این طرح را اجرا کردیم و مزایده های مختلفی مثل صلوات و... می گذاشتیم. زمان اجرای این طرح واقعا فضای شادی ایجاد می شد وجو بچه ها کلی تغییر می کرد.


*نقاط ضعف:

در بحث فرهنگی مسئول فرهنگی که از بین خواهران انتخاب می شود با تمام مسئولان فرهنگی دانشگاه ها چندین بار جلسه می گذارند و نظر خواهی می کنند و برای همه یک بسته فرهنگی واحد تهیه میکنند، البته اشکالی که اینجا پیش می آید چون بچه ها از دانشگاه های پیام نور، علوم پزشکی، علمی کاربردی، جامع و صنعتی هستند به نظر ما اشکال دارد که رزق ها و بسته های یکسانی به آنها داده می شود و هر دانشگاهی باید جداگانه عمل کند چون فضای دانشجو ها در دانشگاه های مختلف متفاوت می باشد.
ضعف دیگری که ما داریم این است که یک هدف کلی برای راهیانمان نداریم و ما خودمان به این چهارچوب خیلی نقد داریم و به نظرمان هر دانشگاهی جداگانه راهیان برود خیلی بهتر هست.
یکی از نقص های این مدل اردو بردن این می باشد که مثلا دانشکده فنی شهرستان متقاضی هایی که داشت نهایتا بیست نفر بود و دانشگاه ما حدودا بیست و پنج نفر متقاضی داشت و وقتی کاروان چند تا اتوبوس می شود بعضی دانشگاه ها که تعداد متقاضی هایشان به تعداد یک اتوبوس کامل نمی رسد مجبور می شوند دو تا دانشگاه را یکی کنند، مثلا دانشگاه ما با دانشکده فنی در یک اتوبوس بودند و در اینجا مشکلی که پیش می آید این است که فضای دو تا دانشگاه به هم نمی خورد و سر هر مسئله ای باهم کنتاکت داشتند و کاملا دو فضای متفاوت را داشتند. در این مدل خیلی مهم هست که کدام دانشگاه ها داخل یک اتوبوس باشند ولی متاسفانه مسئولین خودشان تعیین کردند که فلان دانشگاه با فلان دانشگاه در یک اتوبوس باشند. به هر حال این مشکلات باید حل شود یا اینکه هر اتوبوس به حد نصاب برسد ویا هر دانشگاه اتوبوس جداگانه داشته باشد و یا واقعا بچه های سازگار تر در یک اتوبوس قرار بگیرند.
برای فضاسازی اتوبوس ها متاسفانه فضاسازی خاصی نبود فقط دو تا پرچم آمریکا واسرائیل کف اتوبوس چسبانده بودند که تمام این مشکلات ناشی از این بود که مسئولان دفتر خودشان هماهنگ می کردند و به ما می گفتند که مثلا صبح حرکت داریم و ما فرصتی نداشتیم. حرکت ما از دانشگاه صنعتی بود وچون صبح خیلی زود بود و راه افتادن اتوبوس ها خیلی معمولی بود و اصلا خوب نبود. همه این مشکلات ناشی از این بود که خود مسئول تصمیم می گرفت و می گفت که باید اجرا شود.


*شیوه‌های تبلیغات:

بحث فضاسازی و تبلیغات قبل از اردو مختص هر دانشگاهی می باشد که ما برای ثبت نام راهیان یک بنر بزرگ سر در دانشگاه نصب می کنیم که خیلی جذب کننده می باشد. همچنین در قسمت های مختلف دانشگاه بحث پوستر وتراکت را داریم و تبلیغات چهره به چهره را در تک تک اتاق های خوابگاه ها انجام می دهیم و در فضای مجازی هم ده الی بیست روز قبل از راهیان هرشب یک جمله یا دلنوشته ای از یادمان ها می گذاریم وتعداد روزها را تا راهیان شمارش می کنیم. ما یک سری تبلیغات انگیزشی هم برای ابنکه دانشجو را برای آمدن به سفر مجاب کند، داریم. پیشنهادی که خودمان نسبت به تبلیغات داشتیم این بود که در نمازخانه دانشگاه یک دورهمی شب خاطره برگزار کنیم و چهره به چهره با بچه ها حرف بزنیم چون به اتاق ها که می رفتیم فقط به شکل اخباری اردو را معرفی می کردیم ولی اگر یک فضای احساسی و معنوی داخل نماز خانه باشد خیلی بهتر جواب می دهد.


تصاویر تجربه اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شاهرود
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

عکسی در گالری بارگذاری نشده
پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    "اردوی راهیان نور دانشگاه علوم پزشکی شاهرود"
    اشتراک گذاری در:
    کپی لینک ارسال ایمیل
    گوگل پلاس شبکه افسران
    تلگرام
    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.