قافله ی عشق


فایل های ضمیمه

متن (0) ویدیو (0) لینک (0) تصویر (0)

موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
موردی موجود نیست
پیام نور واحد دولت آباد
تشکل: بسیج دانشجویی
نویسنده: مدیر کالک
تاریخ: 1398

* مقدمه از لزوم انجام فعالیت:

مسلماً اهمیت برگزاری اردوهای جهادی در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته بر هیچکس پوشیده نیست.طبیعتا لزوم اجرای این امر نیز ازچشم حوزه ی شهید حاج علی قوچانی پنهان نبود.از این جهت پس از عرصه یابی،بهمراه جمعی از دوستان مجد دست به کار شدیم.پس از صحبت با روستاییان مهربان دریافتیم که در زمینه برطرف کردن خلاهای ذهنی و فرهنگی نیز اقدامات لازم و موثر را به عمل آوریم.


*ایده های فعالیت:

بعد از مشورت با دوستان ایده های خوبی مطرح شد که مواردی مانند:برگزاری کلاس های متنوع و متناسب با نیاز اهالی،آذین بندی مساجد،پختن آش نذری،مشاوره روان شناسی،مشاوره زناشویی و نشست هایی جهت توضیح احکام،را شامل می شد.این برنامه ها اگرچه برای بزرگسالان به شمار می رفت اما باعث نشد که از برنامه ریزی برای کودکان و نوجوانان روستا باز بمانیم.ایده های مطرح شده در این زمینه شامل:حفظ سوره های قرآن و آموزش آن،آموزش انواع کاردستی با کاغذ،فوت و فن های آشپزی می شد.


*پیگیری های پیش از فعالیت:

اولین اقدام در این زمینه،که به کمک دوستان تلاشگر و کوشا انجام گردید،عرصه یابی در مناطق محروم بود.عرصه یابی از اولین امور اساسی و حیاتی در جهاد اصغر به شمار می رود.از این جهت که کدام مناطق نیاز مبرم و فوری تری به حضور نیروهای جهادی دارد و به اصطلاح اَهَمُ فی اَلاهَم کردیم. مورد دوم، تهیه اقلام و وسایل مورد نیاز، ثبت نام از فعال ترین نیروهای موجود در حوزه،دوستان صاحب فن و آگاه که برای جهاد فی سبیل الله داوطلب شده بودند وهماهنگی و توضیحات لازم برای اهالی روستا و توجیه آنها در رابطه با اردوی جهادی و جهادگران،بود.


*جزئیات فعالیت:

در ده روز کار و فعالیت،هیچ اثری از خستگی در بچه ها دیده نشد.در قافله ای که عشق نیروی محرک باشد،پیشروی و سازندگی تا بی نهایت ادامه دارد. جهادگران در کلاس های درس با شور و شوق عجیب و غیر قابل وصفی مشغول کار می شدند و گذر زمان،تنها چیزی بود که در معرکه عشق و جهل به چشم نمی آمد.به هرجا که نظر می کردی یک جهادگر را می دیدی و که کلی کودک و نوجوان قد و نیم قد را دور خود جمع کرده بود و به آنها آموزش می داد. در آن دهه،شعله شور و عشق از هرسو زبانه می کشید،اما پس از خود به جای ویرانه ای سوخته ،گلستانی سرسبز می ساخت.گروهی درس احکام را فرا می گرفتند،گروه دیگری کاردستی های زیبایی می ساختند،آنطرف تر گروه دیگری مشغول آماده کردن سوروسات جشن عید غدیر بودند که قرار بود فردا در میدان روستا اجرا شود.روز جشن،خاطره ای بی نظیر در ذهن مردم روستا و جهادگران نقش داد.در آن صبح زود،همکاری به معنی واقعی کلمه قابل احساس بود. عده ای شربت درست می کردند.گروه دیگری،شیرینی و میوه ها را در ظروف کوچکی می چیدند.با آمدن مداح،زمزمه ی شعف بالا گرفت. در آن روزها،جهادگران شده بودند،ماشین سازندگی.سوختشان عشق بود.راننده شان اهالی روستا و کارشان،از رو بردن جهل و خرابی و نابسامانی.


*شیوه‌های تبلیغات:

حوزه بسیج مستقر در دانشگاه،پوسترها و آگهی در گروه های فضای مجازی جهت آگاهی دانشجویان از اردو جهادی را تدارک دیده بود.بعلت محدود بودن ظرفیت،لیست به سرعت تکمیل گردید.
تجربه ای از :نرگس ریحانی


آیا این محصول را پسندیدید؟
تصاویر تجربه قافله ی عشق
مشاهده همه
بارگذاری تصویرهای شما از این تجربه

پرسش و پاسخ پیرامون تجربه
    ارسال


    دسترسی به این صفحه برای کاربران فعال ممکن است.

    برای ادامه به سایت وارد شوید:

    captcha

    اگر هنوز ثبت نام نکرده اید، ثبت نام کنید:

    captcha
    برای دسترسی فعال پس از ورود یا ثبت نام ، آن را فعال نمایید.